Friday, October 4, 2019

در جست‌وجوی محمدِ تاریخی - گفت‌وگو با کارل هاینتس اولیگ



در جست‌وجوی محمدِ تاریخی
گفت‌وگو با کارل هاینتس اولیگ
ترجمه و مقدمه: یاسر میردامادی
مقدمه: حسن یوسفی اشکوری، روشنفکر دینی و تاریخ‌پژوه ایرانی مقیم آلمان، در یکی از نوشته‌های اخیرخود[1] با اشاره‌ای گذرا به بحث “انکار وجود تاریخی محمد” در حاشیه چنین می‌نویسد: «[…] تاکنون هیچ محقق و مورخی (حتی نامسلمانان) وجود تاریخی محمد بن عبدالله را در قرن هفتم میلادی در حجاز انکار نکرده. […] در سالیان اخیر شخصی به نام “کالیش” در آلمان از مسیحیت به اسلام گروید و سالیانی استاد اسلام‌شناسی دانشگاههای این کشور بود و آنگاه در سیر فکری خود وجود تاریخی محمد را انکار کرد ولی باز هم خود را مسلمان می‌دانست و در نهایت رسما اعلام خروج از اسلام کرد.» این داوری (مبنی بر این‌که «هیچ» مورخی تا کنون وجود تاریخی محمد پیامبر را ردّ نکرده است)، گرچه باوری رایج است اما خطا است زیرا نه فقط چند سطر بعد خود نویسنده از پژوهشگری آلمانی به نام اِسوِن کالیش (‪Sven Kalisch) نام می‌برد که منکر وجود تاریخی محمد پیامبر گردیده[2] و بدین شیوه، داوری کلی چند سطر پیش خود را نقض می‌کند، بلکه هم‌چنین می‌دانیم کالیش نه یگانه محققی است که در وجود تاریخی محمد پیامبر تردید پژوهشگرانه روا داشته و نه برجسته‌ترین آن‌ها است.
گرچه تلقی رایج، حتی در میان اغلب اسلام‌شناسان آکادمیک هنوز کمابیش این است که در باب محمد در مقایسه با بنیان‌گذاران ادیان دیگر اطلاعات معتبر بیشتری در دست داریم، اما رفته-رفته تعداد بیشتری از اسلام‌پژوهان قانع می‌شوند که شناسایی اسلام نخستین و نیز زندگی محمد پیامبر (و حتی تصمیم‌گیری در این باب که او وجود خارجی داشته یا خیر) از آن‌چه در ابتدای امر به نظر می‌رسد کار دشوارتر، اگر نه ناممکنی، است.