Thursday, September 5, 2019

نگاهی به داستان نویسی ارنست همینگوی



نگاهی به داستان نویسی ارنست همینگوی

سرخوردگی از چیزهای مقدس و وازدگی از کلمات مجرد یکی از مشخصات اصلی نسل بعد از جنگ جهانی اول بود. جوانانی که با شور و شوق به جبهه جنگ رفته بودند از آنچه مقدس و پرافتخار بود رمیدند و آن قدر کلمات پرطمطراق و صفات عالی در گوششان فرو خوانده شد که حالت آشوب به آنها دست داد. در نظر آنها کلمات مجرد و منتزع «بی آبرو» و «ننگین» شد.
همینگوی بهتر از هر کسی این حالت نسل بعد از جنگ را دریافت، زیرا که خود او در همه آنچه بر این نسل گذشته بود سهیم بود. خود او بیش از هر کسی از چیزهای «مقدس» و «پرافتخار» سرخورده بود.
هنگامی که نخستین مجموعه داستان های بسیار کوتاه همینگوی به نام «در زمان ما» منتشر شد، طرز برخورد تازه ای با زندگی در ادبیات پدید آمد و راه وی برای انتقال احساس و برداشت نویسنده به خواننده ارائه شد.
همینگوی توده انبوه صفات عالی و آه و ناله ها و زاری ها را که مایه و ابزار کار نویسندگان و شاعران «حساس» بود، به عنوان «آشغال» دور ریخت. حقیقت این بود که در آثار این نویسندگان دیگر از تجربه خالص و مستقیم، که هسته اصلی هر کار هنری است، چیزی باقی نمانده بود؛ یا اگر هم احیانا چیزی مانده بود، در پوششی چنان ضخیم از الفاظ «بی آبرو» پنهان می گشت که اثری در دلها نمی گذاشت.
همینگوی دست به انقلاب بزرگی زد و راه بسیار دشواری در پیش پای خود نهاد. «در زمان ما» مجموعۀ چند داستان یا «طرح» بسیار کوتاه بود. ظاهر داستانها چندان مهم و قابل توجه به نظر نمی رسید؛ اما تأثیر آنها فوری و قوی و بادوام بود.