Monday, August 5, 2019

چرا رابطه جنسی در کشورهای اسلامی به تابو تبدیل شده است؟



چرا رابطه جنسی در کشورهای اسلامی به تابو تبدیل شده است؟
صحبت درباره رابطه جنسی در کشورهای اسلامی ساده نیست. علی غندور، الهی‌دان و نویسنده ساکن آلمان، در کتاب جدیدش به موضوع سکس می‌پردازد و اینکه نقش کشورهای استعمارگر در تبدیل رابطه جنسی به تابو در کشورهای اسلامی چه بوده است.

علی غندور، الهی‌دان، اسلام‌شناس و نویسنده ساکن آلمان، در کتابی که به تازگی با عنوان "عشق، سکس و خدا" منتشر کرده به موضوع رابطه جنسی در کشورهای اسلامی و علت تبدیل شدن آن به مبحثی تابو در این کشورها پرداخته است.
غندور در پاسخ به پرسش خبرنگار "اشپیگل آنلاین" درباره برخورد با مسئله جنسیت و اروتیک در اسلام به توضیح جنبه‌های تاریخی این موضوع در کتاب جدید خود اشاره می‌کند و می‌گوید: «تعمیم این موضوع مسئله‌ای دشوار است. برای مثال در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی، در دوره عباسیان و دیرتر در امپراطوری عثمانی، در ترکیه امروزی، یا در مصر و عراق با رابطه جنسی به شکل مثبتی برخورد می‌شد. این رابطه نه کثیف بود و نه غیرمقدس.»
این نویسنده با استناد به گنجینه واژه‌ها در زبان‌های این مناطق معتقد است به همین جهت سکس و رابطه جنسی در زبان با واژه‌هایی در ارتباط با جشن و سرور همراه است.

رئالیسم کثیف


یکی از نقاشی‌های چارلز بوکوفسکی، از پیروان سبک رئالیسم کثیف
رئالیسم کثیف
داریوش کارگر

«بیل بافورد»Bill Buford ، در مقدمه‌ای بر مجموعه‌ی هفت داستان کوتاه، که تحت عنوان جمعی «نوشته‌هایی نو از آمریکا»New Writing from America ، بخش عمده‌ای از شماره‌ی ۸ مجله‌ی انگلیسی «گرانتا» در ۱۹۸۳ را به خود اختصاص داده بود، اصطلاحی ابداع کرد که به‌عنوان نام فرعی همان شماره‌ی مجله مورد استفاده قرار گرفت. اصطلاحی که پس از مدتی نه چندان طولانی، به مشابه مشخصه‌ی کار شاخص‌ترین نویسندگان امروز آمریکا، تثبیت شد: «رئالیسم کثیف».Drity Realism
نقطه‌ی اشتراک نویسندگانی که «رئالیسم کثیف» را به‌عنوان سبکی در ادبیات داستانی مورد استفاده قرار داده و هم از این پیوند به یکدیگر پیوند خورده بودند، انتخاب موضوع داستان‌های آن‌ها از «واقعیت زندگی روزمره» بود که غالباً در فضای زندگی کارگران، دهقانان، رانندگان کامیون، الکلی‌ها، بیکاران وخرده‌پاهای آمریکایی شکل می‌گرفت. فضایی که در آن آدم‌ها گرفتار در چنبره‌ی «زندگی آمریکایی» بودند و از «رؤیای آمریکایی‌» و محقق شدن این رؤیا، بسی پرت افتاده و دور.
هم نویسندگان آن شماره‌ی مجله‌ی «گرانتا» و هم دیگر نویسندگانی که از پس آن‌ها به بازآفرینی فضاهایی با واقعیت یادشده پرداخته‌اند، مسائل ناگفته‌ی حیاتِ آدم‌های‌شان را، که به نظر بسیار پیش‌پا افتاده می‌آید. و همچنین، سکوتی را که در پیرامون آن‌هاست، با زبانی به دور از لفاظی بیان می‌کنند. در داستان‌های اینان، «چیزی» از توصیف زندگی مردم وجود دارد که هر چند در پس پرده پنهان نبوده، اما تاکنون ناگفته مانده است. همین «چیز» هم هست که در بیش‌تر موارد خواننده را وامی‌دارد تا پس از خواندن داستان به شیوه‌ای متفاوت به هستی بنگرد. به‌ویژه و با تأکید بر این که آن «چیز» با زبانی بسیار ساده بیان شده است.