Thursday, August 1, 2019

محمد تاریخی - ب. بی‌نیاز (داریوش)



محمد تاریخی
ب. بی‌نیاز (داریوش)
یک بازنگری تاریخی با اتکا به نخستین زندگی‌نامۀ محمد
دیباچه
هر آن چه ما، مسلمان و نامسلمان، دربارۀ محمد پیامبر اسلام می‌دانیم از روایات اسلامی است که دست کم ۱۵۰ سال پس از به اصطلاح هجرت یعنی سال ۶۲۲ میلادی نوشته شده‌اند. منبع اصلی تمامی احادیث و روایات اسلامی دربارۀ زندگیِ محمد به کتاب فردی برمی‌گردد که ابن اسحاق نام دارد که گویا میان سال‌های ۷۰۴ تا ۷۶۷ میلادی می‌زیسته. بنا بر گزارش ابن هشام (مرگ ۸۳۴ م.) و طبری (۸۳۹ – ۹۲۳ م.) گویا ابن اسحاق کتاب خود را در حدود سال ۷۵۰ میلادی نوشته است. گفتنی است که هویت ابن اسحاق برای مورخان ناشناخته است و ما او را از طریق ابن هشام (مرگ ۸۳۴ م.) می‌شناسیم. گویا ابن هشام زندگینامۀ محمد را بر اساس نوشتۀ ابن اسحاق بازنویسی کرد. تا پیش از نوشتۀ ابن هشام، عملاً کسی نه ابن اسحاق را می‌شناخت و نه از کتابش دربارۀ «سیرت رسول‌الله» اطلاعی داشت. از این رو، نمی‌توان با قاطعیت گفت که آیا اساساً فردی با چنین نامی وجود داشته است. با این وجود، چون ابن اسحاق در جهان اسلام و غرب نخستین منبعی است که همۀ نویسندگان بدان استناد می‌کنند، این بازنگری نیز تمرکز خود را روی این منبع نخستین که شالودۀ روایات اسلامی را تشکیل می‌دهد گذاشته است.
باری، تا پیش از ابن اسحاق ما هیچ سند یا نوشته‌ای دربارۀ محمد نداریم: نه در منابع اسلامی، نه در منابع عربی و نه در منابع غیراسلامی مانند سُریانی، پارسی میانه، یونانی و یا زبان‌های دیگر.[۱]

مأمور سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی: رجوی زنده است



مأمور سابق وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی: رجوی زنده است
یک مامور سابق وزارت اطلاعات گفت:به طور تنگاتنگ میان سرویس‌های اطلاعاتی عربستان و سازمان ارتباط وجود دارد. به جرات می‌توانم بگویم، بخش اعظم منابع مالی سازمان، توسط عربستان تامین می‌شود.
بازگردیم به ابتدای دهه ۵۰ شمسی؛ به بند سه زندان قصر. همان بندی که مجادلاتِ جانکاهِ سیاسیِ پس از پیروزی انقلاب، میان نیروهای مذهبیِ پیرو خط بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبران سازمان مجاهدین خلق، عمدتا، در درگیری‌های عقیدتی بروزیافته در آن، ریشه دارد؛ درگیری‌هایی که پس از بهمن پر ماجرای ۵۷، مدخل و فرصتی مناسب برای ورود به ساحت سیاست و نهایتا پهلوگیری در کرانه ناآرام ۳۱ خرداد سال ۱۳۶۰ پیدا کرد. هر چند این لنگر، آغازی بود بر طوفانی پر عسرت؛ نحس‌واره‌ای که در همان قدم اولش، «یک ملت» را از ملت ستاند.