Wednesday, July 3, 2019

فروغ، در نامه‌هایش به ابراهیم گلستان



 فروغ، در نامه‌هایش به ابراهیم گلستان
احمد افرادی
چقدر راحت و خوب است که آدم فقط یک ماده باشد. ماده بودن برای یک زن آسان ترین راه گذراندن زندگیست. شاید من چیزی کم دارم. من همیشه عشق می‌خواستم و نزدیکی کامل می‌خواستم، دوام و استحکام می‌خواستم.
آن چنان خودم را سراپا ببخشم که تنها به مرگ می‌شود بخشید و شاید برای همینست که زندگی احساساتیم آنقدر سخت بر من گذشته است. هر وقت که آمدم ماده بشوم بلا فاصله تو خودم نفرت کردم.
-------------
فروغ را تا پیش از انتشار نامه‌هایش، عمدتاً، در حدیث دیگران باز شناختیم و از این رهگذر، چه بد فهمی‌ها و کژاندیشی هایی را که سبب نشده‌ایم.
این نامه‌ها که در یک بستر طبیعی نوشته شده‌اند، فروغ را آن گونه که بوده است، بی شائبه‌ی دخل و تصرفی از هر دست، باز می‌شناساند. از این رو، از مهم ترین منابع برای شناخت بی واسطه‌ی او است.
با این نامه‌ها، و به خصوص آن چه که فروغ برای ابراهیم گلستان نوشته است، می‌توان امیدوار بود که، به ظلمی که از رهگذر حُبّ و بغض‌ها، تنگ نظری‌ها، بدفهمی‌ها و افراط و تفریط‌ها بر او رفته است پایان داده شود و چهره‌ای نزدیک به واقعیت از او ترسیم گردد.
ناگفته نمانَد که با شعرهای فروغ نیز می‌توان او را، به تقریب، باز شناخت، اما نامه‌های فروغ، انگار، نوعی «حدیث نفس» است، که بی هیچ محافظه کاری و پرده پوشی، دست نیافتنی ترین و پوشیده ترین زوایای دهنی او را در دیدرَس ما قرار می‌دهد و از استعداد‌ها و قابلیت‌های کمتر دیده و شناخته شده‌ی او سخن می‌گوید.
فروغ، در خرداد سال ۱۳۴۵ شمسی (ماه مه ۱۹۶۷)، برای شرکت در «دومین فستیوال سینمایی مؤلّف» که در شهر «پزارو» برگزار شده بود، به ایتالیا سفر می‌کند. فیلم ِ «این خانه سیاه است ِ» فروغ، از جمله فیلم هایی است که در این فستیوال نمایش داده می‌شود، که مورد تقدیر و تحسین فراوان قرار می‌گیرد.