Tuesday, June 11, 2019

تجاوز جنسی به محارم در ایران /- محسن مالجو




تجاوز جنسی به محارم در ایران / محسن مالجو
منبع نقد اقتصاد سیاسی
برآورد قابل‌اتکایی از روند و میزان شیوع تجاوز جنسی به محارم در ایران وجود ندارد اما، ازآن‌جا­که زمینه‌های مؤثر بر شکل‌گیری این آسیب اجتماعی در سال‌های اخیر گسترش یافته است، این فرضیه به‌هیچ‌وجه بی‌راه نیست که میزان شیوع تجاوز به محارم نیز در ایرانِ ­دهه‌ی اخیر رو به رشد بوده است. تجاوز جنسی به محارم گرچه پدیده‌ی تازه‌ای نیست اما صرفاً طی دهه‌های اخیر است که حمایت از آزار­دیدگان در بسیاری از کشورها مطرح شده است. در ایران اما تاکنون تحقیقی درباره‌ی این آسیب اجتماعی به عمل نیامده چندان که فقدان پژوهش در این زمینه گاه حتی انکار این معضل میان مسئولان و سیاست‌گذاران اجتماعی را نیز باعث شده است.
 در این مقاله می‌خواهم ردپای تجاوز به محارم را در چارچوب دو نهاد خانواده و دولت بررسی کنم. در چارچوب نهاد خانواده می‌کوشم رفتار سه دسته از کنش‌گران در مراحل گوناگون وقوع این آسیب اجتماعی را مطالعه کنم: اول، آزارگر در خانواده که عبارت باشد از پدر خانواده؛ دوم، آزاردیده که عبارت است از دختر خانواده؛ و سوم، نزدیک‌ترین خویشاوند نسبی که غالباً مادر خانواده است. بدین اعتبار، کوشش خواهم کرد ابتدا به سه پرسش ذیل پاسخ دهم: اول، آزارگر از چه استراتژی‌هایی برای مبادرت به آزار جنسی استفاده می‌کند؟ دوم، واکنش آزاردیده نسبت به وقوع آزار جنسی چیست؟ و سوم، واکنش مادر نسبت به آزار جنسی چه‌گونه است؟ هم‌چنین در چارچوب نهاد دولت می‌کوشم عملکرد آن دسته از سازمان‌های دولتی در زمینه‌ی مسائل مرتبط با آزار جنسی محارم را بررسی کنم که بیش‌ترین ارتباط را با آزاردیدگان و آزارگران برقرار می‌کنند: قوه‌ی قضاییه، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، وزارت آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، و نیروی انتظامی.
این مقاله درواقع بخشی است از پژوهش میدانی گسترده‌تری که پرسش‌های دیگری را نیز دربر­می‌گیرد[1] مشتمل بر نمونه‌ای از 39 مورد از زنان و دخترانی که در خانواده تحت آزار جنسی پدر یا برادر قرار گرفته‌اند. در این میان 26 مورد به آزار جنسی پدر به دختر مربوط است و 13 مورد به آزار جنسی برادر به خواهر. سن دخترانی که مورد آزار جنسی پدرشان قرار گرفته‌اند بین 13 تا 30 سال متغیر است، هرچند بیش‌ترین فراوانی به دخترانِ 13 تا 20 ساله تعلق دارد. هم‌چنین سن خواهرانی که تحت آزار جنسی برادرشان قرار گرفته‌اند بین 15 تا 40 سال بوده است، گواین‌که بیش‌ترین فراوانی به خواهرانی 15 تا 20 ساله تعلق دارد. برای جمع‌آوری داده‌ها در سال‌های 1386 و 1387 از روش‌های گوناگونی استفاده کرده‌ام: مصاحبه، رجوع به اسناد و مدارک، مشاهده، و پرسش‌نامه. با سه گروه از افرادْ مصاحبه کرده‌ام: اول، دخترانی که تحت آزار جنسی پدران یا برادرشان قرار گرفته بودند؛ دوم، افراد مطلعی اعم از مادران آزاردید­گان یا خود آزارگران یا خویشان آزاردیده مثل عمه و خاله و مادربزرگ یا مدیران دفتر شعبات دادگاه‌های رسیدگی‌کننده به شکایات یا مددکاران و روان‌شناسانی که در جریان آزاردیدگی قرار داشتند؛ و سوم، مسئولان رده‌بالای برخی نهادهای درگیر با موضوع از جمله دادستان یکی از دادسراهای تهران و چند نفر از مسئولان سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت و درمان و چند تن از قضات دادگاه کیفری استان تهران و چند نفر از پرستاران و مددکاران در دو بیمارستان اطفال تهران. هم‌چنین به دو طریق از اسناد و مدارک استفاده کرده‌ام: اول، هجده پرونده‌ی موجود در ارتباط با آزار جنسی محارم در دادگاه‌ها که در دسترس‌ام قرار گرفتند؛ و دوم، اسنادی که در ارتباط با بررسی عملکرد سازمان‌ها در زمینه‌ی آزار جنسی یافتم. هم‌چنین مدتی نیز در دادگاه‌ها و مراکز نگه‌داری بهزیستی سپری کردم. سرانجام در پنج منطقه‌ی پرخطر تهران یعنی مناطق 15 الی 19 میان معلمان و مدیران مدارس دخترانه نیز پرسش‌نامه­هایی را پر کردم. داده‌هایی که در مقاله‌ی حاضر ارائه می‌کنم عمدتاً به مقوله‌ی تجاوز پدر به دختر منحصر می‌شود.
استراتژی‌های پدران آزارگر
استراتژی‌هایی را که پدران برای مبادرت به آزار جنسی به کار می‌گیرند می‌توان در چهار گروه طبقه‌بندی کرد: یکم، استراتژی­ اجبار و خشونت جسمانی؛ دوم، استراتژی­ تحریک عاطفی و ارعاب احساسی؛ سوم، استراتژی­ اقتصادی؛ و چهارم، استراتژی­ فریب‌کاری.

 استراتژی­ اجبار و خشونت جسمانی