Saturday, May 25, 2019

ضربه‌ای که فروشنده را نابغه ریاضی کرد


نگاه منحصربفرد پجت به جهان باعث شده بتواند برخی از پیچیده‌ترین مسائل ریاضی را بفهمد
 

ضربه‌ای که فروشنده را نابغه ریاضی کرد
سارا کیتینگ
جیسون پجت همه چیز را ریاضی می‌بیند. حتی کارهای عادی روزمره را هم با عدد و رقم انجام می‌دهد. مثلا وقتی می‌خواهد مسواک بزند، شیر آب را باز می‌کند و مسواکش را شانزده بار زیر آب می‌گیرد.
می‌گوید: "نمی‌دانم چرا از مجذور کامل خوشم می‌آید. البته (شانزده) فقط مجذور کامل نیست. هم چهار به توان دو است هم دو به توان چهار. ولی من کلا از مجذورها خوشم می‌آید. در همه کارهای زندگی‌ام به کارشان می‌گیرم."
پجت شیفته ریاضی است. درکش از بعضی مفاهیم پیچیده ریاضی باعث شده به او لقب نابغه بدهند. استعدادش در کشیدن طرح‌های هندسی تکرارشونده (یا فراکتال) با دست کم‌نظیر است.
و این همه در حالی است که تحصیلات دانشگاهی ریاضی ندارد.

پجت تا هفده سال پیش دریک فروشگاه لوازم چوبی در شهر تاکوما در ایالت واشنگتن آمریکا کار می‌کرد. نه از ریاضی سر درمی‌آورد نه علاقه‌ای داشت سر دربیاورد. به قول خودش "سطحی" بود.
"زندگی‌ام حول دختر و خوش‌گذرانی و مست کردن می‌گذشت. صبح با سردرد از مستی شب قبل بیدار می‌شدم و شب دوباره دنبال دختر و خوش‌گذرانی بودم. می‎گفتم ریاضی چیز مسخره‌ای است. در زندگی واقعی به هیچ درد آدم نمی‌خورد. فکر می‌کردم حرف خیلی قشنگی می‌زنم. واقعا اعتقادم این بود."
اما شب ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۲ همه چیز عوض شد.

جاهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين - مسعود نقره‌کار




جاهل‌ها و لات‌ها، روحانيون و سلاطين

مسعود نقره‌کار
چرا جاهل‌ ها و لات ‌ها جذب دو قطب قدرت سلطنت و روحانيت شده‌اند؟ ريشه‌ های روان ‌شناختنی اين تمايل تا حد شيفتگی ِ گروه اجتماعی ِ جاهل‌ها و لات‌ها به قدرت سياسی و تشيع از کجا آب می‌خورند؟ امروز نسل دوم و سوم شعبان جعفر ی‌ها، طيب حاج‌ رضائی ‌ها، برادران حاج‌ عباسی‌ ها، حسين اسمعيلی ‌پورها، ناصر حسن ‌خانی‌ها و باقر فروت ن‌ها چه می‌کنند؟

تعريف
«جاهل» و «لات» از آن دست واژگان پُر ترادفی ست که حوصلهء کاربران اش برای تفکيک و تفريق را تا آنجا سر برده که، به قول خودِ جاهل ها و لات ها، به اجبار "کيلوئی" از آن ها استفاده می کنند. کافي ست به فرهنگ های مختلف فارسی مراجعه شود تا با انبوهی از معانی و تعاريف قديم و جديد که به اين افراد و گروه اجتماعی خاص نسبت داده می شود مواجه شويم: لش، اجامر، لوطی، اراذل، اوباش، گردن کلفت، داش، بزن بهادر، خلاف کار، لومپن... باج گير، نسق گير، عربده کش، زورگير... چاقو کش، قداره بند، تيزی کش، تيغ کش، شش پَر کش، قمه کش، چماق دار و... نمونه اند.
آنچه مراد سخن من است واژگان و پديدهء "جاهل و لات" است و مابقی ِ تعريف ها حق مطلب ادا نکرده و تجربه شده ها با اين دست تعاريف لغت نامه ای خوانائی ندارند و منطبق با واقعيت نيستند. از ميان جاهل و لات نيز واژه و پديدهء جاهل برای رساندن حق مطلب رساتر و واقعی تر از لات است. در اکثر فرهنگ های فارسی معنا و تعريف «لات» از واژهء انگليسی destitute برگرفته شده که در بيشترين موارد فقير و بی سرپناه معنا و تعريف شده است. در فرهنگ های لغات فارسی لات را "بی سر و پا، فقير، رذل، ولگرد، بی ادب، شخص نتراشيده و..."، و جاهل را فردی "نادان، بی خبر، بی عقل يا کم تعقل و..." تعريف کرده اند، در حالي که افراد و گروه اجتماعی مورد نظر فاقد برخی از ويژگی های شخصيتی، رفتاری و نيازمندی های زندگی روزمرهء برشمرده شده، هستند و، برعکس، ويژگی های متفاوت و گونه گون بسيار دارند.