Wednesday, April 10, 2019

مضمون، فُرم و جنبش چریکی چند نامه منتشر نشده درباره سروده ­ای از مصطفی شعاعیان




مضمون، فُرم و جنبش چریکی حاوی چند نامه ی منتشر نشده در باره سروده ­ای از مصطفی شعاعیان است که توسط او و مرضیه ی احمدی اسکویی به نگارش درآمده است. این مطلب در ماهنامه جهان کتاب شماره ۱۱و ۱۲ (بهمن و اسفند ۱٣۹۷) منتشر شده است.


چشم براه
گرمیِ خشک سربِ کوچک گم کرده راه را
در پشتخوان سینه ­ام
ره می­دهم به مهر
در گرمگاه جمجمه ­ام
دیرین گشوده بسترکی نرمین:
آغوشِ منتظر قدم سرب گرم را
دیریست دیر
از دیرگاه دیر
احساس می­کنم:
در یک سپیده ­گاهِ دل ­انگیز پارسا
یا در شکوه نیم شبی ره سپار صبح
یا در پناه پرتو یک نیم­روز داغ
آن نیک گام
آن مهمان نازپرورِ دیرینه انتظار
آن سرب گرم کوچک
خواهد رسد ز راه
ای آن کدام لحظه ی شور­افکن عزیز
کی می­رسی ز تاختگاه زمان چابک؟
در پشتخوان سینه و در گرمگاه سر
بستر فتاده دیرگهی با مهر
در انتظار او:
در انتظار سرب کوچک گرم عزیز گام.
گامش خجسته باد.

یولداش [مصطفی شعاعیان]
یازدهم تیرماه ۱٣۵۲


تابستان ۱٣۵۲ پس از ۱۴ سال زندگیِ سیاسی پر فراز و نشیب، دوران تازه­ یی برای مصطفی شعاعیان آغاز می­شود. او که در سال­های آغازین دهه چهل همانند بسیاری از هم­ نسلانش جبهه ملی دوم را بستر مناسبی برای فعالیت­های سیاسی خود یافته بود به عنوان نماینده دانشجویان دانشسرای عالی تهران در اولین کنگره جبهه ملی دوم حضور یافت. در سال­های میانی دهه چهل با فروکش کردن تب و تاب سیاسی جامعه، شعاعیان ضمن ارتباط مستمر با محافل و شخصیت ­های سیاسی و ادبی به نگارش آثاری اغلب ناقدانه در حوزه ­های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پرداخت. وقتی در اواخر دهه چهل گروه ­های مختلفی با آرمان و به پیروی از مشی مسلحانه شکل گرفت، شعاعیان نیز با همراهی جمعی از یاران دوران دانشکده و دوستانی که به تازگی در محافل سیاسی و آموزشی پیدا کرده بود، «جبهه دموکراتیک خلق» را تاسیس کرد. این تشکیلات در دو مرحله با حمله ساواک روبرو شد و سرانجام با جان باختن «نادر شایگان شام اسبی»، «حسن رومینا»، «حسن عطایی» و دستگیری تعدادی دیگر در خردادماه ۱٣۵۲ متلاشی شد. در پی انحلال «جبهه دموکراتیک خلق»، شعاعیان به همراه باقی­مانده افراد گروه – «مرضیه احمدی اسکویی» و «صبا بیژن­زاده»- و نی ز«فاطمه سعیدی» به همراه سه فرزندش به چریک­های فدایی خلق ایران می­پیوندند.