Saturday, January 26, 2019

واشنگتن تایمز: ایران ۴۰ سالگی سقوط خود را جشن می‌گیرد



واشنگتن تایمز: ایران ۴۰ سالگی سقوط خود را جشن می‌گیرد
ایران فردا - روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز در سرمقاله‌ای می‌نویسد رهبران مذهبی ایران سخت در تلاشند تا با رنگ‌آمیزی‌های تبلیغاتی خود چهلمین سال سقوط کشور پس از انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک موفقیت به مردم کشور معرفی کنند.
واشنگتن تایمز می‌نویسد: «ماه آینده چهلمین سال به قدرت رسیدن آیت‌الله روح‌الله خمینی و هواداران او در ایران است. آیت‌الله محمد یزدی گفته است در این چهل سال ایران به ارزش و اندازه چهارصد سال در زمینه‌های تکنولوژی و علوم و زندگی خوشبخت برای مردم کشور پیشرفت داشته است.
اما آمار و واقعیات جامعه ایرانی تصویر دیگری را به ما نشان می‌دهد. کوهی از آمار و اطلاعات و واقعیات ایران نشان می‌دهد که در این چهل سال گذشته و در زیر حکومت رژیم جمهوری اسلامی، ایران و ایرانیان خوشبختی خود و اعتبار کشورشان در جامعه جهانی را از دست داده‌اند.
به گفته بانک جهانی، درآمد سالانه مردم ایران از دهه هفتاد میلادی تا امروز بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته است و اقتصاد ایران در میان کشورهای جهان از رتبه ۱۷ به ۲۷ سقوط کرده است و مردم کشور فقیر شده‌اند. اما رهبران ایران در میان این افراد فقیرشده نیستند. فساد و تباهی در میان آنها امری عادی است.
به گفته یک گزارش تحقیقاتی خبرگزاری رویترز، آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر مذهبی حکومت بیش از ۹۵ میلیارد دلار سرمایه را در اختیار خود دارد. علی لاریجانی و محمد جواد ظریف نیز گفته می‌شود در میان ثروتمندانی هستند که میلیون‌ها دلار به‌خاطر موقعیت ممتاز اجتماعی خود به‌دست آورده‌اند.
بیش از ۲/۸ میلیون ایرانی به مواد مخدر معتاد هستند و ایران دارای بیشترین تعداد معتادان در جهان است. ۴۰ درصد مردم ایران که عمدتاً جوانان تحصیلکرده هستند بیکار هستند. در طول یکسال گذشته نیز اعتراضات خیابانی به شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی درکشور مشاهده شده است.
در این میان تحریم‌های دولت آمریکا نیز شرایط را سخت‌تر کرده است، اما ریشه مشکلات ایران و مردم آن به داخل کشور بازمی‌گردد. مردم کشور پس از گذشته چهل سال از حکومت انقلابی به این نتیجه رسیده‌اند که انتظار هرگونه اصلاحات اساسی از سوی این رژیم حداقل از سوی رهبران کنونی آن به زبان ساده غیرممکن است.
درحالی که رهبران ایران به دنبال جشن گرفتن چهل سالگی انقلاب خمینی هستند، یادآوری چهل سالگی این واقعه برای مردم ایران چیزی جز تلخ‌کامی به‌همراه ندارد.»

خرافه و افسانه برای سرگرم کردن و سر کار گذاشتن توریست های قرن بیست و یکم



خرافه و افسانه برای سرگرم کردن و سر کار گذاشتن توریست های قرن بیست و یکم

همه‌ی ما کسانی را می‌شناسیم که گاهی داستان‌های باورنکردنی از مکان‌های عجیب برایمان تعریف می‌کنند. برخی از آن‌ها ادعا دارند که در طول شب، صداهای عجیبی شنیده‌اند و حتا گاهی در مورد ارواح گذشتگانشان با ما صحبت می‌کنند که در بعضی روزها به آنها زل زده‌اند. چه به داستان‌های ماورالطبیعه اعتقاد داشته باشید و چه نداشته باشید، یک سری مناطق متروکه وجود دارند که داستان‌های ترسناکی در مورد آنها گفته می‌شود. برخی از این داستان‌ها در مورد ارواحی است که سال‌ها سرگردان هستند و حتی شکنجه شده‌اند.

اعتراف‌گیری، نمایش نفرت‌انگیزِ تعذیب و شکنجه در ملاء عام است



اعتراف‌گیری، نمایش نفرت‌انگیزِ تعذیب و شکنجه در ملاء عام است
مسعود نقره کار- گویا

اعتراف گیری و تواب سازی، به عنوان مجازات، تعذیب و شکنجه بخشی از ساختار نظام سیاسی و قضایی حکومت اسلامی ست. این حکومت چهل سال است دگراندیشان، روشنفکران و مخالفان سیاسی و عقیدتی‌اش، و بخشی از جامعه را با کاربرد چنین روش و مَنشی شکنجه کرده است. تازه ترین نمایش این نوع مجازات، تعذیب و شکنجه را درنمایش اعتراف گیری از سه آزادیخواهِ عدالت طلب اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان شاهد بودیم.
****
اعتراف گیری از”متهم، مجرم، گناهکار” و نمایش و نشان دادن آن به مردم می‌باید عمری طولانی داشته باشد. اگر نخواهیم راه دور برویم دوران تفتیش عقاید (باورکاوی- انکیزیسیون) ” از هنگامی آغاز شد که کلیسای کاتولیک کوشید به یکپارچگی دینی مورد نظر خود نائل شود و با فرقه گرایی دینی مبارزه کند. ” این دادگاه‌ها با اتهام زنی “ارتداد، شرک، جادوگری، جنگ با خدا و گناه بدعت ” قربانیان را وادار به اعتراف می‌کردند تا مُهرو داغِ دارالجهل‌های‌شان بر”عصر ایمان”شان زده باشند. از نگاه اینان هراندیشه و عملی که با مسیحیتِ آنان همخوانی نداشت، مستوجب اعتراف کردن و اظهار ندامت، شکنجه و مرگ بود. درآغاز این نوع اعتراف گیری‌ها جنبۀ دینی و مذهبی داشت اما به تدریج پدیده‌ای سیاسی نیزشد.
از نمونه‌های تاریخی و جنجالی این نوع اعتراف گیری‌ها و دادگاه‌های نمایشی می‌توان به محاکمه “جوردانو برونو” اشاره کرد که سر انجام به گناه اینکه همچون استادش ” نیکلای کپرنیک “بر این باور بود که: ” زمین مرکز عالم نیست و خورشید در مرکز عالم قرار داردو این زمین است که به دور خورشید می‌چرخد” سوزانده شد. برونو تن به پذیرش اعتراف و ندامت نداد. حکایت اعتراف و ندامت گالیله و آنچه دارالجهل‌ها با او کردند، نمونه‌ای دیگر است. فرانسیس بیکن نیز که به جای کتاب آسمانی ” کتاب طبیعت را گشود” سرنوشتی چون پیشینیان‌اش داشت. شاید بتوان سوزندان” ژاندارک ” که از سوی کلیسا به ” بدعت گذاری و ارتداد ” محکوم و سوزانده شد را سرآغاز نوع سیاسی این دست اعتراف گیری‌ها و نمایش‌ها قلمداد کرد.
و از این نمونه‌ها نیز تاریخ کم ندیده است:

توئیت مایک پمپئو با عکس‌ خامنه‌ای و مادورو



توئیت مایک پمپئو با عکس‌ خامنه‌ای و مادورو: دیکتاتورهای متفاوت با نتایج مشابه
مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا روز جمعه پنجم بهمن در پیامی در توئیتر و با انتشار عکس‌هایی از دیدارهای نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری نامشروع ونزوئلا نوشت: «دیکتاتورهای متفاوت، با نتایج مشابه»
در این تصاویر دیدارهای نیکلاس مادورو با علی خامنه‌ای، حسن روحانی و محمدجواد ظریف، رهبر، رئیس جمهوری و وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران جمع‌آوری شده است. همچنین در تصویر دیگری،‌ نیکلاس مادورو در کنار رائول کاسترو رهبر سابق کوبا دیده می‌شود.

روزی که آمریکا می‌توانست قاسم سلیمانی را بکشد اما نکشت



روزی که آمریکا می‌توانست قاسم سلیمانی را بکشد اما نکشت
دبی-العربیه.نت
یک فرمانده نظامی آمریکا فاش کرد، ارتش این کشور در سال 2007 امکان کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را داشت ولی به دلیل نگرانی از تبعات سیاسی، دست به این اقدام نزد.
استنلی مک‌کریستال، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا که در سال‌های 2009 و 2010 فرماندهی نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان را بر عهده داشته در گفت‌وگو با نشریه فارین پالیسی گفت که در سال 2007 امکان کشتن فرمانده سپاه قدس را داشته ولی این فرصت را از دست داده است.
استنلی مک‌کریستال گفت: «بیشتر اوقات تصمیم‌گیری جهت انجام ندادن کاری، سخت‌ترین کار است و البته این امر همیشه کار درستی نیست. در سال 2007 یک کاروان خودروهای ایرانی را در شمال عراق مشاهده کردم. من برای مدت 4 سال فرمانده عملیات ویژه مشترک ارتش آمریکا بودم، هدف این عملیات پاکسازی منطقه از تروریسم مخرب بود. من عادت داشتم تصمیمات سخت بگیرم. آن وقت می‌بایست کاروان حامل قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران مورد حمله قرار دهیم یا ندهیم؟ دلایلی محکم برای حذف سلیمانی داشتیم. در آن هنگام بمب‌های کنار جاده‌ای ساخت ایران به فرمان سلیمانی در عراق باعث مرگ سربازان آمریکایی می‌شد. اما برای خودداری از آتش‌بازی و داستان‌های سیاسی که ناشی از آن، تصمیم گرفتم که کاروان را زیر نظر گرفته اما بالفور به آن حمله نکنیم. وقتی کاروان به اربیل رسید، سلیمانی مانند شبحی در تاریکی گم شد.»
مک‌کریستال درباره سلیمانی توضیح داد که او دیگر یک فرد نظامی عادی نیست، بلکه به فردی تبدیل شده که بی‌وقفه در حال انجام اقداماتی است که موضع ایران در منطقه را تقویت می‌کند.
به گفته این ژنرال بازنشسته دوره طولانی فرماندهی قاسم سلیمانی در لشکر قدس از سال 1998 تا کنون، توانسته موضع او را تقویت کند. او در تمام این دوره طولانی آزادانه فعالیت کرد و این موضوع می‌تواند جایگاه هر فرمانده نظامی را تقویت کند.

استنلی مک‌کریستال تاکید کرد که قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، فردی «بسیار خطرناک» است.

تأملات بهنگام؛ پهلوی‌گرایی ضامن یکپارچگی و بقای ایران



تأملات بهنگام؛ پهلوی‌گرایی ضامن یکپارچگی و بقای ایران
کیهان لندن - یوسف مصدقی

 مواضع اخیر شاهزاده رضا پهلوی، از جمله برخورد هوشیارانه با فراخوان‌های مشکوک و بی‌پشتوانه برای تجمعات خیابانی در دی ماه گذشته، به ویژه بیانیه اخیر او درباره‌ی کنفرانس پیش رو در ورشو، همگی نشان از پختگی مهمترین چهره‌ی اپوزیسیون جمهوری اسلامی دارد. رضا پهلوی به عنوان میراثدار گفتمان پهلوی‌گرایی، روز به روز میان اکثریت شهروندان ایران مقبول‌تر می‌شود و به این سبب است که بیش از پیش هدف حملات اوباش داخلی و وابستگان و دلبستگان خارج‌نشین فرقه‌ی تبهکار قرار گرفته است. شاهزاده رضا پهلوی با تکیه بر میراث معنوی‌اش، می‌تواند نقشی یگانه برای حفظ ایران و گذار میهن ما از شرایط هولناک پیش رو بازی کند.

چند روز پیش، در گفتگو با دوست دانشمند و صاحب‌نظری که ساکن ایران است، سخن از فجایع روزافزون و افسارگسیختگیِ اداره امور کشور می‌رفت. بحث بر سر این بود که دست روی هر کجای دستگاه‌ اداره کشور بگذاریم، پوسیدگی و فساد چنان خودنمایی می‌کند که انگار بنیاد آن دستگاه را بر ناکارآمدی گذاشته‌اند و از همان روز نخست فساد در سرشت این دستگاه ریشه داشته است.