Thursday, January 31, 2019

هلند بهشت تروریست های جمهوری اسلامی ایران



هلند بهشت تروریست های جمهوری اسلامی
هلند: ارتباطی میان ترور علی معتمد و ایران پیدا نشده است
دادستان‌ عمومی هلند در جریان دادگاه متهمان در جه اول قتل علی معتمد که گفته می‌شود نام اصلی او محمدرضا کلاهی صمدی، مظنون بمب‌گذاری هفت تیر در ایران است، گفته‌اند هنوز شواهدی مبنی بر دست داشتن ایران در این ترور پیدا نشده است.
روز چهارشنبه، ان.ال. تایمز چاپ هلند به نقل از دادستان عمومی نوشت تحقیقات درباره پرونده نوفل.اف. متهم ردیف اول قتل علی متعمد در سال ۲۰۱۵ هنوز به شواهدی که به دست داشتن ایران در این قتل مرتبط باشد دست نیافته است.
این در حالی است که چند روز پیش سازمان اطلاعات و امنیت هلند اعلام کرده بود که درباره نقش ایران در ترور علی معتمد در سال ۲۰۱۵ و همچنین احمد نیسی در سال ۲۰۱۷ در شهر لاهه، "تقریبا یقین" دارد.

انقلاب ۵۷:‌ گزارش‌هایی از چهل‌سال پیش



انقلاب ۵۷:‌ گزارش‌هایی از چهل‌سال پیش
انقلاب ایران به روایت اسناد درونی حزب کمونیست ایتالیا ـ بخش اول
منبع آسو
مقدمه مترجم:
انقلاب ۱۳۵۷ ایران توجه بسیاری از روشنفکران, فعالان سیاسی و صاحب‌نظران غربی را به خود جلب کرد. از نیمه دوم سال ۱۹۷۸ میلادی، شمار روزافزونی از مفسران اروپایی به ایران سفر کردند و مشاهدات خود را در قالب گزارش‌های مکتوب ارائه دادند. معروفترین آنها میشل فوکو، فیلسوف نامدار فرانسوی بود که مطالب خود را برای روزنامه ایتالیایی « کوریره دلا سرا» (corriere della sera) نوشت.

حزب کمونیست ایتالیا، بزرگترین و توانمندترین سازمان مارکسیستی جهان غرب نیز همزمان وارد عرصه تحلیل و تجزیه رویداد‌های ایران شد. این حزب از ده‌ها سال پیش از قیام ۱۳۵۷ پشتیبان و حامی کوشش‌های جنبش چپ ایران و به‌خصوص حزب توده بود. در ۱۹۷۶، در مراسم باشکوهی با حضور ایرج اسکندری، دبیر اول وقت حزب توده و شماری از بزرگان حزب کمونیست ایتالیا ــ که سابقه شرکت در مبارزات پارتیزانی جنگ جهانی دوم را داشتند ــ مجسمه‌ای از خسرو روزبه رونمایی شد. این مجسمه که ساخته رضا اولیاء بود، در میدان اصلی شهر فیانو رومانو در حومه رم نصب شد. اسکندری نیز چند بار به دیدار  لوئیجی برلینگوئر، همتای خود رفت و رابطه گرم و دوستانه میان دو حزب تا پایان زمامداری او تداوم یافت. در آن زمان، حزب کمونیست ایتالیا به حمایت بی‌چون و چرا از اتحاد جماهیر شوروی پایان داده بود و به پرچمدار «کمونیسم اروپایی» (eurocommunism) بدل شده بود.

بستن سگ به خودرو در جاده اشتهارد



 بستن سگ به خودرو در جاده اشتهارد
اخیراً فیلمی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن یک راننده در محور اشتهارد به ماهدشت یک سگ را با طناب به خودرو پژو خود بسته و در حال حرکت است. به گزارش ایسنا، فردین حکیمی، مدیرکل محیط زیست البرز در واکنش به این فیلم توضیح داد: پس از انتشار این فیلم که از اعمال خشونت و حیوان‌آزاری توسط راننده خودرو حکایت داشت، موضوع توسط محیط زیست البرز پیگیری شد. وی خاطرنشان کرد: پس از پیگیری‌های لازم، خودرو شناسایی و مراتب به دادستانی اعلام شد تا راننده خودرو، شناسایی و طبق قانون و مقررات با وی برخورد شود.

Wednesday, January 30, 2019

کارنامه روباه بنفش






سوسن شریعتی: ما انقلاب کردیم که..



سوسن شریعتی: ما انقلاب کردیم که..
سوسن شریعتی (زادهٔ ۱۳۴۱، پاریس) روزنامه‌نگار و پژوهشگر ایرانی است. او دومین فرزند علی شریعتی است.
سوسن شريعتی در روزنامه اعتماد نوشت: «ما انقلاب كرديم كه....»، ديگر امروز جمله‌اي شده است چهل ساله. معمولا اين جمله يا به شكل پرسشي مطرح مي‌شود يا خبري. به قصد تأكيد بر امر مسجلي يا شكل دادن به اعتراضي و هر سال به دليلي. «ما انقلاب كرديم»: كه آزادي، كه استقلال، كه نابرابري‌هاي اجتماعي، كه هفت تپه، كه ازدواج كودكان، ....
بر سر هر يك از اين چهار كلمه چهل سال است كه بحث مختومه نمي‌شود و كاملا بستگي دارد به احوالات‌مان. از همان كلمه اول شروع كنيم:
«ما»: «ما» انقلاب كرديم يا آن‌ها؟ «ما» انقلاب كرديم يا «شما»؟ خارجي‌ها خواستند يا داخلي‌ها؟ مردم يا نخبگان؟ شاه يا رهبري؟
«انقلاب»: آنچه اتفاق افتاد انقلاب بود يا كودتا؟ انقلاب خوب است يا بد؟ انقلاب اسلامي بود يا دموكراتيك؟ «انقلاب»ي بود بي‌سلاح، با «گل و سوسن و ياسمن» يا خشن و خونين؟
«كرديم»: انقلاب‌ها را ما پي مي‌ريزيم يا انقلاب‌ها مي‌شوند، بخواهيم يا نه؟ محصول بحران ساختارها و سر به‌هم دادن مجموعه‌اي از مولف‌هاي عيني زاييده تخيل‌هاي شكوفا (يا معيوب) و ذهنيت‌هاي مبدع؟ مثلا تقصير شريعتي بود يا فلك غدار؟ محصول مثلث معروف «خشم» يا...

«كه»: انقلاب كرديم كه چه شود؟ همه «پس از انقلاب‌ها» را همين «كه» رقم مي‌زند و بر آن اساس حسرت مي‌آفريند يا پشيماني. آه! امان از اين «كه»ي آرزومند.
چهل‌سالگي سن بلوغ است و قاعدتا نه ديگر راديكاليته جواني را دارد و نه ذوق زدگي آغازين را. انقلاب تجربه يك زخم باشد يا خاطره يك اميد...
بعد از چهل سال بايد بتوان مقصود و مقصد آن را توضيح داد تا فراتر از قبض و بسط‌هاي عاطفي يك «تجربه» بدل شود به تاريخ. از موقعيت متهم يا پيش‌شرط بدل شدن «تجربه» به تاريخ دموكراتيزه كردن خوانش از انقلاب و متولي‌زدايي از تجربه‌اي است چندصدايي، تركيبي از ايده‌هاي رقيب و جبهه‌بندي‌هايي متعدد. ارزيابي تجربه تاريخي انقلاب نيز محتاج صرف توأمان زمان‌ها است؛ زمان كند فرهنگي و زمان تند حادثه؛ اورژانس لحظات ملتهب و تغييرات بطئي تمدني... تا معلوممان شود مقصود ِ آن اگر شكل دادن به «ما»يي آلترناتيو و شكل دادن به فاعل‌هايي شناسا بوده است تا كجا در انقلاب و با آن به مقصد رسيده و سرنوشت ما را به كدام سمت رقم زده است؟
از انقلابي بودن ما شايد چيز زيادي بر جا نمانده باشد اما در انقلابي بودن آنچه بي‌نظير بود استعداد لذت بردن از مقاومت در برابر اجماع عمومي بود. آنهايي كه واقعيت را منكرند دنبال نشاني‌اند براي اميدواري، مي‌سازند وسط ويرانه؛ گل مي‌كارند وسط كوير. ابسورد؟ اين تعريف كي‌يركه‌گارد از مذهب خيلي‌ها را مذهبي كرد: باور به ناممكن، محال، امر غريب. خب! چرا انقلابي نكند؟
ما انقلاب كرديم كه... خب!
همه‌چيز در حد‌فاصل همين ديروز و فردا رقم مي‌خورد: «انقلاب خوب بود. انقلاب خوب است؟»

Tuesday, January 29, 2019

سفارت ایران نسبت به افزایش مهاجرت شهروندان این کشور به عمان هشدار داد



سفارت ایران نسبت به افزایش مهاجرت شهروندان این کشور به عمان هشدار داد
دبی.العربیه نت فارسی
سفارت ایران در مسقط با انتشار اطلاعیه‌ای نسبت به افزایش جذابیت مسافرت به کشور عمان و به دنبال آن فراهم شدن بسترهای سواستفاده هشدار داد.
بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا، دوشنبه 8 بهمن، در اطلاعیه سفارت ایران، به مشکل مهاجرت به عمان و پیامدهای آن اشاره شده و آمده است، روند مهاجرت ایرانیان به سلطنت عمان به طور بی‌سابقه‌ای رو به افزایش است از دلایل این مهاجرت‌ها می‌توان به این موارد اشاره نمود:
1. رابطه ممتاز عمان با ایران در منطقه خلیج فارس که به نیم قرن می‌رسد.
2. ساختار سیاسی حاکم بر این کشور، از عمان تصویری آرام و با امنیت بالا در جهان به نمایش گذاشته است و این کشور در حال قرار گرفتن در ردیف کشورهای هدف جهانگردی اروپائیان است.
3. فراهم بودن بسترهای مناسب برای سرمایه‌گذاری و ثبت انواع شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی بزرگ و کوچک بدون کمترین سختگیری‌های اداری و بوروکراسی.
4. مشترکات تاریخی و فرهنگی دو کشور و امتزاج قومیتی برخی از قبایل ساکن در کشور عمان با اقوام از قبیل (قوم بلوچی‌ها، العجمعی ها، اللواتی‌ها) 5. پایین بودن مالیات بر درآمد و همچنین نرخ پایین بهره و بالا بودن ارزش پول این کشور.
همه این عوامل جذابیت‌های مسافرت به عمان را افزایش داده است. از طرف دیگر بافت مهاجرین ایرانی حوزه این نمایندگی، اغلب از شهرستان‌های جنوبی کشور و از اقشار بی‌بضاعت و جویای کار می‌باشند که بدون تحقیق و بررسی اقدام به مسافرت به عمان می‌نمایند. نشر اطلاعات نادرست و غیرواقعی و حتی اغوا کننده دلالان و کاریابان سودجو که در اماکن عمومی و سطح شهرهای جنوبی کشور در حال فعالیت و به دام انداختن این افراد هستند بستر خوبی برای سوداگری و کلاهبرداری فراهم نموده است. برای جلوگیری از ادامه این روند ناصواب و کاهش مراجعات و شکواییه‌های مالباختگان که هر روز در حال افزایش است و از این سفارت طلب استمداد می‌نمایند بر آن شدیم تا با اطلاع رسانی دقیق و هدفمند در شبکه‌های اجتماعی و تارنمای سفارت، مردم را از وجود چنین مخاطراتی آگاه نمانیم.
پیش از این نیز خبرگزاری مهر درباره دلایل افزایش مهاجرت ایرانیان به خارج کشور گزارش داد که بر اساس مطالعات مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت کار ایران با موضوع «نقش کار در مهاجرت جمعیت در سال 1396» جمعیت مهاجر کشور در سال گذشته 684 هزار نفر بود.
بر اساس این گزارش، بیشترین علت مهاجرت جمعیت شاغل در سال گذشته به ترتیب مربوط به «جستجوی کار»، «جستجوی کار بهتر» و «پیروی از خانوار» بوده است، همچنین کمترین علت مهاجرت شاغلان نیز مربوط به «تحصیل»، «پایان تحصیل» و انجام خدمت وظیفه بوده است.
علاوه بر این بیشترین علت مهاجرت جمعیت بیکار در سال گذشته به ترتیب مربوط به «پایان خدمت وظیفه»، «پیروی از خانوار»، «جستجوی کار» می باشد و کمترین علت مهاجرت بیکاران نیز مربوط به «انتقال شغلی»، «تحصیل» و «انجام خدمت وظیفه» بوده است

وحشت حکومت ایران از بحران عقیدتی بین اعضای خانواده‎های نظامیان



وحشت حکومت ایران از بحران عقیدتی بین اعضای خانواده‎های نظامیان
ایران بریفینگ
جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی قرار دارد و کارگزاران نظام از ریزش در ارتش بیم دارند، چه این ریزش‌ها سیاسی باشد و چه عقیدتی. بصیرت افزایی پرسنل ارتش در شرایطی است که خبرهای غیررسمی حکایت از آن دارد که کم نیستند اعضای خانواده‎های نظامیان در ایران از فعالین کلیساهای خانگی هستند به مسیحیت گرویدند.

آذر ماه سال گذشته در شهرک شهید بهشتی (قصرفیروزه ۲ خانه های سازمانی پدافند هوایی خاتم و نیروی هوایی ارتش) خبر از تشکیل یک کلیسای خانگی بین خانواده های پرسنل ارتش خبر ساز شده بود که با بازداشت جمعی از آنان و حکم تخلیه چند پرسنل از شهرک خبرساز شده بود و ظاهرا زنگ خطری شده است برای سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ، از همین رو دوره های بصیرت خانواده ها با جدیت پیگیری می شود .

سرتیپ دوم ستاد «رضا آذریان» در آیین اختتامیه دوره بصیرت کارکنان نیروی زمینی ارتش و پنجمین دوره بصیرت خانواده­‌ها و کارکنان قرارگاه منطقه شمال‌شرق نزاجا که امروز (دوشنبه) در قالب طرح مصباح ۲ و ۴ برگزار شد، اظهار داشت: بصیرت و آگاهی کارکنان و خانواده آنان اولین اولویت ارتش جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به تهاجم فرهنگی و دسیسه­‌های دشمن، دوره‌­های بصیرت افزایی نیاز امروز جوانان ما به شمار می­‌آید که با برگزاری مستمر این دوره­‌ها، دشمن نتوانسته در بدنه ارتش نفوذ کند.

وی افزود: بینش، دانش، آگاهی از مباحث سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مورد نیاز کارکنان و خانواده آنان است، که به حول و قوه الهی با بصیرت افزایی کارکنان و خانواده آنان و همچنین گوش به فرمان دستورات فرماندهی معظم کل قوا بودن و حضور عقیدتی سیاسی، توطئه‌های دشمن خنثی شده است.

رئیس عقیدتی سیاسی قرارگاه منطقه‌­ای شمال‌شرق نیز در ادامه این مراسم گفت: در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب و به برکت خون شهدا و درایت فرماندهی معظم کل قوا و با هوشمندی و بصیرت انقلابی مردم، ان شاالله نقشه­‌های دشمن را نقش برآب خواهیم کرد و ۴۰ سالگی انقلاب را هرچه باشکوه­تر برگزار خواهیم کرد.

همچنین دوره بصیرت ویژه خانواده‌های کارکنان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در فارس با هدف تقویت و تحکیم بنیان‌های خانواده و ارتقای بصیرت دینی، علمی و سیاسی خانواده‌ها به میزبانی تیپ ۵۵ هوابرد شیراز به پایان رسید.

در این دوره چهار روزه که در سالن اجتماعات تالار پرستوی تیپ ۵۵ هوابرد شیراز برگزار شد، ۱۵۰ نفر از کارکنان، فرزندان و همسران کارکنان شرکت کردند.

رئیس عقیدتی سیاسی نزاجا در منطقه فارس در مراسم اختتامیه این دوره که پنج شنبه ، ۴ بهمن ‌ماه برگزار شد، گفت: با توجه به اینکه خانواده به عنوان رکن اساسی و تأثیرگذار در تعالی جامعه است، برگزاری چنین دوره‌هایی در راستای افزایش بصیرت و بالا رفتن آگاهی‌های خانواده‌ها و زمینه‌سازی برای استحکام بنای مقدس خانواده و به تبع آن تربیت نسلی شایسته و انقلابی است.

ارشد عقیدتی ـ سیاسی‌های نزاجا در منطقه فارس با بیان اینکه بصیرت باید در تمامی ابعاد شئون زندگی اعم از فعالیت‌های علمی، دینی، سیاسی، اجتماعی و … باشد، گفت:‌ در طول تاریخ عدم بصیرت و آگاهی باعث گمراهی و انحرافات زیادی شده است.

گزارش‎های ارسالی به ایران بریفینگ  حاکیست سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی در ماههای گذشته با اهتمام ویژه ای اقدام به برگزاری کلاس‌ها و دوره‎های آموزشی «بصیرت افزایی» برای فرماندهان، کارکنان و خانواده‎ی ارتشی کرده است.

این دوره‌ها با نگاهی ویژه به تحلیل سیاسی و همچنین «پوچ بودن اعتقادات الهادی » همچون بهائیت و حتی مسیحیت و عرفان‎های نوظهور، برگزار می شود.

“سالاری” از طلابی که در این دوره‎ها تدریس می‎کند به سایت «فرقه نیوز» گفته است : «عرفان‎های نوظهور از مشکلات اقتصادی که در کشور به وجود آمده است به خوبی سوء استفاده کرده و فضای بهتری برای فعالیت یافته‎اند که اگر به آن توجه نشود عواقب خطرناکی به دنبال خواهد داشت.»

دور شدن نیروهای مسلح از اسلام ولایی و گرایش برخی از آن‎ها به مسیحیت از جمله مسائلی است که اخبار و گزارش‎های آن منتشر شده است.

پنجشنبه ۲۷ دی‌ماه، با حضور فرمانده کل ارتش، رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و گروهی از بسیجیان نشستی با موضوع «فضای مجازی و جنگ نرم» در مرکز پشتیبانی و آموزش «نزاجا» برگزار شد که محور آن مقابله با براندازی و تغییرنظام از طریق فضای مجازی بود.

در این نشست “عبدالرحیم موسوی” فرمانده ارتش گفت «دشمن به دنبال تغییر نظام است در عرصه فضای مجازی، سومارها، خرمشهر‌ها و مهران‌ها در محاصره‎اند و حتی بیم سقوط می‌رود.»

“محمدحسین دادرس” جانشین فرمانده کل ارتش نیز از سخنرانان این نشست بود که گفت «دشمن می‎خواهد نظام را تغییر دهد، پاسداری از انقلاب در فضای مجازی، امری حیاتی و مهم است.»

در همین نشست رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش نیز تاکید کرد انجام هر امری که مقدمه حفظ نظام اسلامی باشد واجب است.

بازخوانی پرونده بمب‌گذاری حرم امام رضا، پیگیری نکنید!



بازخوانی پرونده بمب‌گذاری حرم امام رضا، پیگیری نکنید!
زیتون ـ سولماز ایکدر

 مصطفی تاجزاده٬ در مناظره با علیرضا زاکانی٬ تک جمله‌ای را به‌کاربرد که می‌تواند کلید بازخوانی یک پرونده قدیمی باشد.
به گفته تاجزاده، معاون سیاسی وزارت کشور در دوران اصلاحات، «درمورد قتل‌های زنجیره‌ای، به آقای خاتمی سناریو دادند عین مشهد، گفتند دو نفر منافق را بگوییم اینها بودند، پیگیری نکنید، قول می‌دهیم که تکرار نشود.»
اما منظور مصطفی تاجزاده٬ از «سناریو عین مشهد» چه بود؟
طی سال‌های اخیر تنها اتفاقی که در مشهد افتاده و منجر به «دو نفر منافق را بگوییم اینها بودند»٬ بمب‌گذاری در حرم امام هشتم شیعیان در ظهر روز سی خرداد سال ۱۳۷۳ برابر با روز عاشورا بود.

نکاتی درباره‌ سرمایه‌داری در ایران




نکاتی درباره‌ سرمایه‌داری در ایران
عادل مشایخی

• برای درک منطق سرمایه لازم نیست چرخ را از نو اختراع کنیم. مارکس صد‌وپنجاه سال پیش این کار را با دقت و ظرافتی بی‌نظیر انجام داده و تلاش برای درک منطق سرمایه بدون توجه به شاهکار مارکس همان‌قدر مسخره است که نادیده‌گرفتن اینشتین و تلاش برای کشف دوباره‌ی قانون تبدیل ماده و انرژی یا قوانین مربوط به مکانیک نسبیت. هر بحثی درباره سرمایه‌داری در ایران باید مبتنی بر درکی از منطق سرمایه باشد که مهم‌ترین خطوطش را مارکس کشف و صورت‌بندی کرده است. .
 پنجشنبه گذشته نشست «آناتومی اقتصاد سیاسی ایران» با سخنرانی یوسف اباذری و رامین معتمدنژاد در موسسه پرسش برگزار شد. اباذری با ارائه «مقدمه‌ای بر بحث رامین معتمدنژاد» به وضعیت کنونی، نولیبرالیسم و اقتصاد بازار و برنامه خصوصی‌سازی در ایران و طبقه متوسط پرداخت و در انتها با اشاره‌ای به آلتوسر بحث خود را پایان داد.
برنامه ی سخنرانی به این صورت بود که در ابتدا اباذری مقدمه‌ای سی‌دقیقه‌ای گفت، سپس رامین معتمدنژاد درباره اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری در ایران با تکیه بر رابطه متقابل نظم سیاسی و نظم پولی ارائه کرد و پس از آن بار دیگر اباذری اظهار نظر کرد. در پایان در میان حاضران جلسه از مراد فرهادپور دعوت شد تا چند دقیقه‌ای درباره این بحث نظر دهد و صحبت کند. عادل مشایخی در مقاله ای که به نقل از شرق می خوانید با اشاره به بحث فرهادپور در این نشست به موضوع سرمایه داری در ایران پرداخته است.
                                                               

Monday, January 28, 2019

سه سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق به دلیل سرقت یک مرغ از یک مغازه!



آیا حمله نظامی در راه است؟



آیا حمله نظامی در راه است؟
فرهاد ایزدی

پس از توافق برجام، خطر حمله‌ی نظامی آمریکا به ایران تا مقدار زیاد کاهش یافته بود. در دو هفته گذشته، پس از اعلان خروج نیروهای آمریکا از سوریه وسیله‌ی ترامپ، حمله به نظام اسلامی و تهدید نظامی و بتبع آن به ایران، بشدت افزایش یافته است. در این راستا، همزمان دو عضو اصلی شورای امنیت ملی آمریکا یعنی وزیر خارجه و مشاور ترامپ سفر به منطقه را آغاز کرده‌اند. در تمام ملاقات‌ها و سخنرانی‌های مربوطه از عزم آمریکا برای رویاروئی با نظام اسلامی سخن رانده شده است. اصطلاح بکار برده شده یعنی تلاش در راه “تغییر روش” نظام اسلامی بدون تغییر رژیم ممکن نیست. بولتون دشمن سرسخت نظام اسلامی و حامی تند اسرائیل در آن کشور اعلان کرد که در ماه سپتامبر گذشته، پس از حمله موشکی به سفارت آمریکا در بغداد و کنسولگری در بصره، سخن از حمله به ایران به میان آمد. مخالف حمله به ایران، نیروهای مسلح آن کشور بودند. حال با خروج متیس وزیر دفاع از صحنه تصمیم گیری آمریکا، شرایط برای حمله مستقیم نظامی به ایران، با مخالفت جدی در شورای امنیت ملی آن کشور که یکدست شده‌اند، روبرو نخواهد بود.
چنین بنظر می‌رسد که سیاست آمریکا در خاورمیانه چه از نظر دیپلماتیک و چه نظامی، با خروج نظامیان از تصمصم گیری، بر دوش وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و داماد ترامپ گذارده شده‌اند. همگی از هواداران اسرائیل و شخص نتیاهو می‌باشند. تمامی کشورهای عرب، حتا عراق که سال‌ها زیر نفوذ نظام اسلامی قرار داشت، در این دیدارها موضع تند بر علیه ایران و یا دستکم تا مقداری بی طرفانه اتخاذ کردند. هیچ کشوری سخنی در اتحاد با ایران به زبان نیاورد. روسیه، یگانه متحد موثر نظام اسلامی که به ویژه در سپاه پاسداران و بخش امنیتی آن، بخاطرسال‌های زیاد همکاری به صورت آموزش نظامی و اطلاعاتی، ارسال تجهیزات و جنگ افزار، نفوذ زیادی کسب کرده است، ساکت و تنها به نظاره اکتفا کرد. این واکنش روسیه به ویژه پس از اخراج (واقعی و نه رسمی) نظام از سوریه، بسیار گویاست. می‌توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد، بده بستانی میان ترامپ (البته بدون مشورت با نظامیان) و پوتین، انجام یافته که روسیه با حفظ پایگاه‌های خود در سوریه، تعیین کننده اصلی (میان قدرت‌های بزرگ جهانی) سرنوشت آینده حکومت و نظام سوریه، چه یکپارچه و یا تجزیه شود، بر گزیده شده. البته در این میان امتیازاتی به ترکیه به صورت اجازه استقرار نیروهای آن کشور در شمال و افزایش نفوذ سنی مذهب‌ها به هزینه‌ی حکومت علوی آن کشور، نیز داده خواهد شد.
در برابر، روسیه نیز تضمین نماید که دست از حمایت از نظام اسلامی برداشته و از نفوذ خود در سپاه، در برابر تحولات احتمالی در ایران، برای اثر گذاری و یا خنثی سازی استفاده نکند. البته باید توجه داشت که تفاهم در صحنه‌ی جهانی هر لحظه می‌تواند، براثر وقایع غیر قابل پیش بینی و یا مداخله نیروهای درجه دوم، به شدت تغییر یافته و هر لحظه خود را با واقعیت‌های نوین، تطبیق نماید. از آن میان می‌توان به مخالفت نظامیان آمریکا برای خروج از سوریه و یا کشته شدن چهار تن آمریکائی در آن سرزمین یاد کرد، که می‌تواند بر زمان و نحوه خروج نظامی آمریکا اثر گذارد. اما تاکنون نشانه‌ای از تغییر سیاست دو ابر قدرت جهان در مورد سوریه دیده نشده است. بسیاری براین نکته انگشت گذارده‌اند که مسایل داخلی دو رئیس حکومت در آمریکا و اسرائیل و آسیب هائی که بر آینده سیاسی آنان وارد گردیده، انگیزه این دو فرد تعیین کننده برای آعاز عملیات نظامی بر علیه رژیم اسلامی، را افزایش داده است. انگیزه قوی دیگر آمریکا برای حل مساله‌ی ایران، خواست شدید آن کشور برای خروج فوری از منطقه و تمرکز بر آسیای خاوری می‌باشد. باید در نظر گرفت که اگر مساله ایران از نظر آمریکا “حل” شده باشد، در ملاقات آینده، ترامپ دست پرتری در برابر کیم (کره شمالی) و متحد نزدیک آن چین خواهد داشت که انگیزه دیگری برای سرعت بخشیدن بر عملیات آمریکا در خلیج فارس خواهد بود. تمامی قدرت‌های پاسفیک، از ژاپن گرفته تا استرالیا، تایوان، کره جنوبی و سنگاپور به شدت خواهان موفقیت در مذاکره ترامپ – کیم هستند.
نبود نظام اسلامی در مسند قدرت در ایران، احتمال پایان درگیری و بر قراری ثبات نسبی در سوریه، لبنان، افغانستان و یمن را بشدت افزایش می‌دهد. در چنان صورتی، همچنین تهدید بر امنیت عربستان و دیگر حکومت‌های عرب کرانه خلیج فارس کاهش خواهد یافت که دست غرب را برای تحول در آن سرزمین‌ها، بازتر خواهد نمود. حتا در جمهوری اسلامی بسیاری به این نتیجه رسیده‌اند که خطر درگیری نظامی با آمریکا به شدت افزایش یافته. این مطلب در رسانه‌های داخلی بازتاب گسترده داشته است. رسانه‌های داخل ایران با دقت تاسیسات نظامی جدید در نزدیکی مرزهای ایران در عراق را با ظن مقدمات حمله، تعقیب می‌نمایند.
با اعلان رئیس جمهور آمریکا، دال بر خروج نیروهای نظامی از سوریه و رسیدن به نوعی تفاهم ضمنی با روسیه در این مورد، حملات اسرائیل به مواضع نیروی قدس در سوریه و تبلیغ در باره آن به شدت افزایش یافت. از هفته گذشته تاکنون، روزانه چندین بمباران به تاسیاست و استحکامات سپاه در سوریه انجام گفته که از نظر شدت و تکرار بی سابقه بوده است. در آخرین خبر، برای نخستین بار منابع سوری از کشته شدن ۱۲ عضو سپاه در حملات هوائی اسرائیل خبر می‌دهند. روسیه بدون هیچگونه واکنش تنها نظاره گر فعالیت‌های اسرائیل بوده است. حتا می‌توان ادعا کرد که روسیه از اینکه اسرائیل وسایل اخراج نیروهای سپاه از سوریه را بعهده گیرد و صحنه را از وجود رقیب – متحد ناخوشایندی که به وجودش دیگر نیاز نیست، خالی کند، خشنود است. هرچه آسیب بر علیه نیروهای نظام اسلامی شدت گیرد، روسیه ساده تر می‌تواند مهار آن سرزمین را به طور کامل و بدون رقیب در دست گیرد. با خروج رژیم اسلامی از سوریه، بشار اسد تنهاتر شده و به طور کامل بنا به منافع ملی روسیه، و یا حکومت آن “امپراتوری” عمل و یا از صحنه خارج خواهد شد.
در افغانستان، وضعیت متفاوت است. آمریکا قصد خود را برای خروج از آن سرزمین که هفده سال در آن گیر کرده، اعلان کرده است. لازمه این امر، برقراری ثبات نسبی در داخل کشور است که بدون رسیدن به تفاهم قابل دوام با طلبان غیر ممکن می‌باشد. طالبان و پاکستان با درک این مطلب، بر شدت حملات خود افزوده‌اند. در آخرین حمله طالبان به یک مرکز دولتی در ایالت وردک، بیش از ۱۰۰ نفر از نیروهای دولتی جان باخته‌اند. پس از سال‌های دراز که از زاده شدن طالبان می‌گذرد، چنین برداشت می‌شود که نظام اسلامی، هنوز خطر طالبان و متحدان نزدیک آن یعنی پاکستان و عربستان بر امنیت ایران را درک نکرده، که بعید است بنظر می‌رسد و یا برایشان اهمیتی ندارد. قدرت گیری نیروهای به شدت مذهبی و ضد شیعه در تمامی مرزهای خاوری ایران، تهدیست استراتژیک بر امنیت ملی ایران. از روز نخست حمله آمریکا به افغانستان تا کنون، منافع ایران (وحتا نظام اسلامی) دیکته می‌کرد که ایران برای بر قراری ثبات و تحکیم حکومت مرکزی آن سرزمین، با آمریکا همکاری نزدیک می‌کرد. حال در واپسین لحظات عمر نظام اسلامی، هنوز هم چنین اقدامی سودمند است. حرکتی در این مورد از سوی نظام، دیده نمی‌شود. افغانستانی به نسبت با ثبات، در جهت منافع تمامی جهان، منهای پاکستان می‌باشد و از این رو تغییر رژیم در ایران، در این مورد به سود همه و به ویژه چین و هند تمام می‌شود.
نظام اسلامی با ساده لوحی غیرقابل تصور، براین باور بود که اروپا در رقابت با آمریکا، نگاهبان رژیم اسلامی خواهد بود. نظام اسلامی درک نکرد و هنوز هم درک نمی‌کند که برای اروپا و یا کشورهای خاور دور، ایران بدون در نظر گرفتن رژیم آن اهمیت دارد و نه رژیم اسلامی. البته هرچه رژیم منطقی تر باشد، امکان همکاری و اتحاد افزایش می‌یابد. آمریکا با اروپا دارای روابط درازمدت سیاسی، اقتصادی، نظامی و به ویژه فرهنگی است که بر دو پایه بسیار استوار دمکراسی و اقتصاد باز قوام یافته است و توانست در برابر حملات شوروی پس از جنگ دوم جهانی، مقاومت کند. منافع اروپا و یا خاور دور در حفظ همبستگی با آمریکا را نمی‌توان به سادگی مورد حمله قرار داد. آنهم به ویژه وسیله‌ی نظام به شدت منفور اسلامی. اقدامات غیر منطقی و تروریستی (و احمقانه) نظام اسلامی در اروپا که تا این لحظه نیز ادامه داشته و از یادها نرفته، آب به آسیای دشمنان ایران و رژیم اسلامی می‌ریزد. لحن سخن گفتن اروپا بخاطر سنت درآزمدت دیپلماسی و قدرت سخت کم تر، با لحن مستقیم و خشن آمریکا متفاوت است. اروپا همچنین بخاطر مشگل هجوم مهاجرین از بهم خوردن ناگهانی وضعیت موجود در منطقه، بشدت نگران است. اما رقابت محدود بهیچوجه دلیل نمی‌شود که فرض براین قرار گیرد که اروپا بخاطر منافع اقتصادی نامعلوم متحد و یا حافظ نظام اسلامی می‌باشد. بازهم در هفته گذشته، ما شاهد پیوستن علنی اروپا به جبهه‌ی آمریکا، در خواست آشکار تغییر رژیم در ایران می‌باشیم. برگذاری نشست لهستان به ابتکار آمریکا و در باره ایران و با شرکت مخالفان رژیم (وحتا برخی مخالفان ایران یک پارچه)، در راستای اعلان آشکار پیوستن بخش بزرگی از کشورهای اروپائی به تلاش‌های آمریکا می‌باشد. آن کشورهائی که از پیوستن آشکار سرزده‌اند، بدون تردید نه به نیکی بلکه با نفرت از نظام اسلامی یاد می‌کنند. حضور بدون دعوت، اما جنجالی شش سفیر اروپائی در وزارت خارجه ایران را باید اتمام حجت آنان به نظام دانست.
با در نظر گرفتن تمام تحولات و به رخ کشیدن توان نظامی، پرسش اینست که آیا آمریکا در راستای سرنگونی رژیم اسلامی از نیروی نظامی استفاده خواهد کرد و یا تنها به عنوان عاملی برای افزایش فشار می‌باشد. البته هر کشوری، تلاش خواهد کرد که برای دست یابی به هدف تا آنجا که ممکن است از راه‌های دیگر و غیر نظامی استفاده کند. اما در مورد ویژه کنونی نمی‌توان استفاده از نیروی نظامی را برای سرعت بخشیدن براندازی نظام اسلامی از نظر دور داشت. در حالی که نظام اسلامی دیگر توانی برای رویاروئی با خیزش همگانی ملی، حتا با زور (بخاطر چند دستگی داخلی و فساد) ندارد، زیاد تردیدی نمی‌توان داشت. اقتصاد کشور ورشکسته، دیوان سالاری در حال نزدیک شدن به ایستائی کامل، صادرات و منابع درآمد ارزی در کم ترین میزان و همزمان فرار سرمایه از کشور و قاچاق با قدرت تمام، همچنان ادامه دارد. از این رو برای نیروهای امنیتی، انگیزه زیادی برای مقاومت دیده نمی‌شود. کانون نظام از واقعیت آگاه و در نتیجه اعتماد بنفس خود را از دست داده است. در غیر اینصورت تلاش می‌کرد که گره‌ای از مشکلات کشور بگشاید. اما هیچ عملی در این راه دیده نمی‌شود. به احتمال زیاد آمریکا احساس می‌کند که زمان مناسب برای فرو آوردن ضربه نهائی فرا رسیده است.
ضربه نهائی در برگیرنده فعالیت‌های سیاسی برای کنار گذاردن اختلاف و واکنش در برابر تحولات آینده ایران و به ویژه با اروپا، روسیه و اعراب و در درجه پائین تر با هندوستان و چین می‌باشد. تماس و مذاکره با فرماندهان نظامی در داخل و خارج کشور که از سال‌های پیش آغاز گردیده بود، شدت بیش تر بخود خواهد گرفت. البته چنین تماس‌ها منحصر به نظامیان نبوده، بلکه سیاسیون نظام را نیز در بر می‌گیرد. فعالیت جاسوسان، خبرچین‌ها و “سلول‌های خفته” به ویژه در “بیت رهبر” و اطلاعات سپاه که سال‌ها برای چنین روزهائی سرمایه گذاری شده، نیز شدت خواهند گرفت. با تمام این احوال، نمی‌توان مداخله نظامی که با جنگ الکترونیکی و سایبری برای از کار انداختن مراکز فرماندهی و اطلاعاتی آغاز و می‌تواند به پرواز هواپیماهای متعدد بر آسمان ایران منجر خواهد شد، در صورت لزوم غافل بود. البته اگر چنین ضرورتی پیش آید. سناریوی دیگر چنین می‌باشد که پس از پرواز بدون چالش هواپیماهای آمریکا در آسمان ایران، نیروهای مسلح زیر عنوان دفاع از کشور و برقراری امنیت، قدرت را در دست گیرند.
هرگونه مداخله نظامی در ایران که احتمال بالای آن را نمی‌توان از نظر دور داشت، برخلاف استقلال و امنیت کشور در حال و آینده خواهد بود و باید به شدت در برابر آن مقاومت نمود. نه تنها پیمودن راه به سوی دمکراسی و حکومت قانون به شدت آسیب خواهد دید، بلکه حتا خطر تجزیه و جنگ داخلی، در خلاء قدرت مرکزی بر این کشور سایه خواهد افکند. هرگونه تغییر رژیم در ایران باید به دست ایران و آنهم در زمانی انجام گیرد که قدرت مرکزی برای حفظ امنیت داخلی، هنوز از هم نپاشیده است.

اینجا بیشتر بیوه‌ها تنها با برادرشوهر ازدواج می‌کنند!



اینجا بیشتر بیوه‌ها تنها با برادرشوهر ازدواج می‌کنند!
رسم اینجا بر این است، هرگاه زنان شوهرانشان را از دست دهند، خانواده شوهر به زن بیوه‌ها اجازه نمی‌دهد که با رضایت خودش ازدواج مجدد کنند و در واقع بر اساس سنت این منطقه، زنان بیوه مجبورند که با یکی از برادران شوهر ازدواج کنند.
مواردی از این دست ازدواج‌ها هم وجود داشته که بیوه‌های جوان با افراد کهن سال و یا خیلی کوچک‌تر از خود و برخلاف رضایت، تن به ازدواج اجباری داده‌اند.
شهربانو، یکی از زنان اقوام خراسان شمالی با اشاره به اینکه در سن ۲۰ سالگی شوهر خود را در تصادف از دست داده گفته، شوهرش پسر دایی پدرش بود و علاقه زیادی به او داشته اما زندگی مشترک‌شان دوام نیاورده و بعد از دو سال با این حادثه از بین رفته است.
گزارش از: اعظم قهرمانی، خبرنگار ایسنا
دبیر: شیما عباس زاده

عکسی که در ایران دستور نابودی آن صادر شد اما در نمایشگاه جایزه گرفت



عکسی که در ایران دستور نابودی آن صادر شد اما در نمایشگاه جایزه گرفت

به مناسبت برگزاری سومین نمایشگاه عکس و ویدئوآرت «فوکوس ایران» در لس آنجلس
«جستجو و کشف فرهنگ جوانان ایران امروز از درون لنز دوربین عکاسی و ویدئوگرافی»
فیروزه خطیبی (+عکس) «جوانان  ایران امروز، در جایگاهی فراسوی یک نسل انقلابی ایستاده‌اند. آنها خود انقلاب هستند. آنها همان ققنوسی هستند که از درون خاکستر، دوباره زاده شده و عطش  برای تغییراتی اساسی، چون جریان آب رودخانه‌ای خروشان، زیر پوستشان در حال حرکت  است و به عمیق‌ترین زوایای روحشان می‌رسد. آنها همان مرز بین آینده و گذشته هستند.»
این بخشی از بیانیه ساناز خسروی، یکی از ده‌ها هنرمندی است که امسال در نمایشگاه «فوکوس ایران» شرکت دارد. بیِنالی که امسال برای سومین سال پیاپی به همت «بنیاد فرهنگ» لس‌آنجلس و «موزه صنایع دستی معاصر» در این شهر از تاریخ ۲۷ ژانویه تا ۱۲ ماه مه ۲۰۱۹ در محل این موزه در مرکز هنری شهر لس‌آنجلس برگزار می‌شود؛ با عکسی از برش‌هایی از جمعیت زنانی در حال حرکت بر روی بازوانی با مشت‌های گره خورده.

ساناز که دانش‌آموخته‌ی رشته هنرهای زیبا از دانشگاه برکلی و ساکن شمال کالیفرنیاست، در آثارش اغلب به مسائل زنان در جهان امروز و مفهوم امید و امیدواری در زندگی روزانه آنها می‌پردازد.
«فوکوس ایران» نمایشگاهی است برای نمایش آثار عکاسی و ویدئوگرافی هنرمندانی که اغلب آنها در ایران یا ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. با این حال امسال آثاری از هنرمندان ساکن کشورهایی چون کانادا، فرانسه، ایتالیا و پرتغال نیز در این نمایشگاه شرکت دارند.

عکس‌های برگزیده امسال، بر اساس موضوع‌های برانگیزنده‌ای که از طریق آن زندگی جوانان ایرانی به نمایش درآمده انتخاب شده و به چگونگی برخورد این جوانان با شرایط و چالش‌های  زندگی روزمره می‌پردازد. برخی از این تصاویر، ویژگی‌های شخصی، طرز زندگی، آرایش یا آخرین مد لباس‌های خیابانی را به نمایش می‌گذارد و برخی دیگر، این جوانان  را درحال گردش، ورزش یا اجرای موسیقی نشان می‌دهد. بعضی از این آثار به کشف هویت‌های تازه و نامتداول پرداخته در حالی که برخی دیگر به بازنمایی موضوع‌های جنسیتی می‌پردازد. همچنین روابط میان نسل جوان با مذهب، خانواده و ملیت هم از طریق این عکس‌ها و ویدؤوآرت‌ها بررسی شده است.
هرمز عامری مدیر و عضو هیئت امنای «بنیاد فرهنگ» می‌گوید: «هنر، یک زبان بین‌المللی است و چه ایده‌ای بهتر از انعکاس  فرهنگ و هنر ایران از دیدگاه و با صدای خود هنرمندان ایرانی از سراسر دنیا؟»
امسال برای نخستین بار نمایشگاه «فوکوس ایران» بر روی موضوع خاص جستجو و کشف فرهنگ جوانان ایران امروز از درون لنز دوربین عکاسی و ویدئوگرافی تکیه داشته و از میان صدها عکس و ویدئوآرت ارسالی، ۴۲ اثر برای ارائه در نمایشگاه انتخاب شده است: «به نمایش گذاشتن آثار تفکر برانگیز هنرمندان مستعد ایرانی و ایجاد بحث و بررسی در اطراف آن می‌تواند ارزیابی عمیق‌تری از فرهنگ و هنر ایران به دست بدهد. از طریق این آثار، ما می‌توانیم به خوبی به انرژی پویا و درخشنده جوانان ایران امروز و امیدواری آنها به آینده‌ای روشن پی ببریم چرا که همه ما با رویاها و چالش‌هایی مشابه به دنبال آرمان‌ها و آرزوهایی مشترک هستیم.»
سوزان ایسکن مدیر اجرایی «موزه صنایع دستی معاصر» هم  می‌گوید حضور در مراسم گشایش سومین نمایشگاه «فوکوس ایران» برایش بی‌نهایت هیجا‌ن‌انگیز است: «این بینال امسال بیش از هر زمان دیگری در صدد است تا دیدگاهی تماما تازه و برانگیزنده از درون لنز هنرمندان محلی و بین‌المللی و رابطه آنها با ایران به نمایش بگذارد.»
تمرکز نمایشگاه امسال یک‌بار دیگر بر روی مجموعه عقاید، الگوهای رفتاری و فرهنگ جوانان ایران امروز است: «این آثار به صورتی انتخاب شده‌اند که بتوانند  بینش و بصیرت نسل جوان ایران امروز را از طریق عکاس‌ها و ویدئوآرت‌های آنها نشان بدهد. نسل جوانی که چه از طریق زندگی در ایران و یا  تبار ایرانی و یا حتی فقط علاقه و احساس ستایشی که نسبت به فرهنگ این کشور کهنسال دارند با آن احساس نزدیکی و ارتباط می‌کنند.»
امسال همچنین هیئت گزینش کارآمدی متشکل از هنرمندان و کارشناسان هنری از جمله مهرداد افسری (عکاس هنری برنده جایزه)، آریا اقبال (نقاش و پایه‌گذار گالری آریای تهران)، آماندا مدوکس (دستیار کیوریتور بخش عکاسی موزه جان پل گتی در لس‌آنجلس)، سیف‌الله صمدیان (عکاس و فیلمساز بین‌المللی برنده جایزه)، بابک تفرشی (عکاس، فتوژورنالیست و اخترشناس) و مریم زندی (عضو هیئت موسس انجمن ملی عکاسان ایران) کار گزینش عکس‌ها و برندگان جوایز اصلی را بر عهده داشته‌اند که در صدر آن هالی جرگر مدیر برنامه‌های عمومی‌ موزه قرار دارد.

برندگان جوایز اصلی امسال
امسال سه جایزه اصلی «فوکوس ایران۳» به سه هنرمندی که اثرگذارترین و تفکربرانگیزترین آثار عکاسی و ویدئوگرافی سال را به هیئت گزینش نمایشگاه ارائه کرده‌اند اهدا شد.
برندگان جایزه اول (سه‌هزار دلاری) «فوکوس ایران۳» هوشیدر مرتضایی، طراح ایرانی و ژیان زندی عکاس کرد- مکزیکی تباراند که بطور مشترک روایت هنری- بصری تازه‌ای را با الهام از زندگی و مد جوانان ایرانی ارائه داده‌اند. این اثر با عنوان «برادری» می‌کوشد تا نسل تازه‌ای از جوانان ایرانی را به انعطاف‌پذیری در مقابل چالش‌های روزمره زندگی و همچنین احساس افتخار نسبت به فرهنگ سرزمین‌شان برانگیزد. این تصویر با ادغام سمبل‌هایی نوستالژیک از دنیای دهه ۱۹۷۰ ایران، برادری و برابری جوانان فردا را به نمایش می‌گذارد که  دست به دست هم داده و برای رسیدن به حق آزادی، سرسختانه و دلاورانه ایستادگی می‌کنند. آنها ضمن ارج نهادن بر  سنت‌ها، با هم به سوی فرهنگی نوین و جدا از تحریم‌ها، رفتارهای کلیشه‌ای و هر گونه کنترل، چه غربی و چه شرقی قدم بر می‌دارند.  آثار هوشیدر مرتضایی طراح مد، هنرمند بصری و گرافیست ایرانی ساکن لس‌آنجلس، به دفعات در نشریات، تلویزیون و نمایشگاه‌های گوناگون به نمایش درآمده است.  ژیان زندی نیز عکاس و استاد و مردم‌شناس فرهنگی است که در لس‌آنجلس زندگی و کار می‌کند.

جایزه دوم (دو هزاردلاری) به لبخند الفت‌منش و غزل سامیزای برای ویدئو آرت «بپر» اهدا شد. فیلم با بازگشت به سوی یک بازی متداول بچگانه– «لی لی» در ایران و «جوزبازی» در افغانستان– به بررسی چالش‌هایی که دختران در این کشورها تا رسیدن به سن بلوغ با آن روبرو هستند می‌پردازد.  در این ویدئوآرت شخصیت محوری فیلم، به بررسی گذشته و لحظاتی از زندگی شخصی و سیاسی خود از جمله جنگ، ازدواج ، آسیب‌های اجتماعی چند نسل و فشارها و انتظارات جامعه از زنان و دختران می‌پردازد. هر چند لبخند در ایران بزرگ شده و غزاله در ایالات متحده آمریکا، اما این دو توانسته‌اند از طریق ویدئوآرت «بپر» یک مسئله مهم جهانی را مطرح کنند. روایتی که داستان آن در بطن محل برخورد فرهنگ‌هایی خاص چون ایران و افغانستان قرار گرفته است.

صحنه‌ای از ویدئوآرت «بپر» از لبخند الفت‌منش و غزاله سامیزای
لبخند الفت منش که در حال حاضر در لس‌آنجلس اقامت دارد تحصیلاتش را در رشته گرافیک در دانشگاه آزاد به پایان رسانده و سپس به عنوان عکاس و ادیتور در «مجله بین‌المللی عکاسی» مشغول به کار شده است. آثار او در سطح جهان به نمایش درآمده است. غزاله سامیزای هم تحصیلات عالیه خود را در رشته عکاسی هنری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه آریزونا در توسان به پایان رسانده است. غزاله سامیزای برنده بورس‌های تحصیلی هنری و جوایز معتبری از جمله جایزه «فیلم‌های تجربی پرنسس گریس» است و در حال حاضر در لس‌آنجلس زندگی و کار می‌کند.
جایزه سوم: عکسی که در ایران دستور نابودی آن صادر شد
یکی از شگفتی‌های نمایشگاه امسال «فوکوس ایران۳» ماجرای عکس برنده جایزه سوم (هزاردلاری) با نام «بوسه» اثر میلاد کارآموز عکاس ساکن تهران است. این عکس به همراه مقاله‌ای به قلم دبورا ونکین با عنوان «برای برخی از هنرمندان، نمایشگاه فوکوس ایران۳ فریاد بلندی است به  این معنی که: ما تنها نیستیم» در بخش فرهنگ و هنر روزنامه معتبر «لس‌آنجلس تایمز»  به چاپ رسیده است. در این  عکس ما دو مرد نیمه برهنه را می‌بینیم که  یکی از آنها با چشمانی بسته و تسمه‌ای توری به دور سینه‌اش نشسته در حالی که تیغه‌های یک قیچی روی لبانش قرار گرفته و مرد دیگری که پشت سر او ایستاده، با دستی پوشیده در دستکش تنگ و سیاه، دست بر گلوی مرد نشسته گذاشته است.
«بوسه» از میلاد کارآموز
 کیهان لندن
علیرضا اردکانی مدیر اجرایی «بنیاد فرهنگ» و از دست اندکاران برپایی نمایشگاه «فوکوس ایران» در گفتگو با نویسنده مقاله «لس‌آنجلس تایمز»‌ می‌گوید: «من از دیدن عکسی با تم همجنسگرایی اروتیک آن هم از داخل ایران به راستی متعجب شدم. بیش از هر چیز به این دلیل که در مملکتی که همجنسگرایی نه تنها ممنوع است بلکه از دیدگاه دولتی اصلا وجود ندارد، هنرمندی توانسته است به این اندازه شجاعت به خرج بدهد که تصویری تا به این حد بحث‌برانگیز را از دیدگاهی هنری و با جنبه‌های شاعرانه به نمایش بگذارد که برای من قابل تقدیر و الهام‌بخش است.»

بنا به گفته علیرضا اردکانی، «میلاد کارآموز نه تنها این عکس را با امید به اینکه روزی مکان دیگری برای نمایش آن پیدا کند برای ما فرستاد!»
برای میلاد کارآموز که به خاطر ممنوعیت‌های ویزایی ناشی از قوانین مهاجرتی پرزیدنت ترامپ نمی‌تواند برای دریافت جایزه‌اش به آمریکا سفر کند، برنده شدن یکی از جوایز اصلی نمایشگاه «فوکوس ایران۳» نه تنها یکی از افتخارآمیزترین لحظات زندگیش بلکه تاکید و تثبیتی بر هنر او بوده است: «این جایزه ثابت می‌کند که کار من به عنوان یک عکاس هنری بیهوده و عبث نبوده و من در حقیقت توانسته‌ام به صورتی هنر کشورم را زنده نگهدارم.»

Sunday, January 27, 2019

بیش از ۸۰۰ نفر: ما خواهان آزادی هرچه سریع تر اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هستیم



بیش از ۸۰۰ نفر: ما خواهان آزادی هرچه سریع تر اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هستیم
از ماه‌های آبان و آذر 1397 که دامنه‌ی اعتراضات عدالت‌خواهانه‌ی کارگری در بسیاری از شهرها از جمله استان خوزستان گسترش یافت، موج سرکوب، بازداشت، شکنجه، اعتر‌اف‌گیری و تهیه‌ی نمایش‌های به اصطلاح افشاگرانه‌ی وزارت اطلاعات علیه کارگران و اعتصابات کارگری نیز شدت گرفته است.
آخرین نمونه ازاین اقدامات، بازداشت مجدد اسماعیل بخشی از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه و سپیده قلیان دانشجوی معترض و گزارشگر آزاد، پس از پخش نمایش امنیتی «طراحی سوخته» از برنامه‌ی « 20:30» صدا وسیمای جمهوری اسلامی است. آنچه بازداشت اخیر این دو فعال کارگری و مدنی را حائز اهمیت و نیازمند حمایت بیشترمی‌کند، اقدام شجاعانه‌ی آنان در افشای سیاست شکنجه‌ی فیزیکی – روانی در زندان‌هاست. دستگاه‌های امنیتی ایران بر این تصوراند که با اعمال شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری، تهمت‌های جنسی و پرونده‌سازی‌های ناموسی و تحریک خانواده‌ها، ارتباط فعالان جنبش‌های اجتماعی را با افراد و نهادها جاسوسی و توطئه جلوه دهند تا از این طریق، صدای کارگران را در بیان آزاد خواسته‌هایشان خاموش، اعتراضات‌شان را متوقف، اعتماد به نمایندگان منتخب ‌شان را سلب و با ایجاد جو بی‌اعتمادی و تفرقه قدرت‌شان را تضعیف کنند. اما واقعیت نشان داد سناریوهای امنیتی، رسوا‌تر از آنند که خللی در اراده‌ی مردم برای تحقق خواسته‌های بحق‌شان ایجاد کنند.

ازغدی: دختر و پسر دبستانی هم ازدواج کنند!



ازغدی: دختر و پسر دبستانی هم ازدواج کنند!
 حسن رحیم پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره محدودیت سنی ازدواج در اسلام گفت: اسلام می گوید به محض اینکه غریزه جنسی بیدار شد، حتی هنوز کامل هم بیدار نشده ازدواج کنید. اصلا اسلام شرط بلوغ را هم برای ازدواج نگذاشته است.
رحیم پور ازغدی ادامه داد: اسلام به قدری با مسئله رابطه دختر و پسر باز برخورد کرده که می گوید حتی دختر و پسر دبستانی هم می توانند با هم ازدواج کنند. اصلا حد سنی ندارد؛ نه از این طرف نه از آن طرف. رحیم پور ازغدی افزود: زن و مرد صد ساله هم می توانند با هم ازدواج کنند. یک پسربچه هم مدرسه ابتدایی می رود. اسلام منع نکرده. ممکن است بگوید دختر و پسر فعلا با رابطه عاطفه که هنوز هم رابطه جنسی نشده، می توانند زن و شوهر باشند. او گفت: اصلا اسلام محدودیت و عقده جنسی ایجاد نکرده. هیچ شرط سنی برای ازدواج نگذاشته. فقط گفته اگر بچه است چون حواسش به حقوق و مصلحتش نیست، ولیّ او نظارت کند که سر او کلاه نرود.

بزودی شرکت کتاب منتشر می کند: جنگ سری با ایران (30 سال عملیات مخفی علیه خطرناک‌ترین قدرت تروریستی جهان)



بزودی شرکت کتاب منتشر می کند: جنگ سری با ایران (30 سال عملیات مخفی علیه خطرناک‌ترین قدرت تروریستی جهان)
ایرانشهر
کتاب پژوهشی دکتر رونن برگمن (Ronen Bergman) تحت عنوان جنگ سری با ایران (The Secret war with Iran) با ترجمه عرفان قانعی فرد بزودی توسط شرکت کتاب در لس آنجلس منتشر می‌شود(. برگمن یکی از پژوهشگران برجسته اسرائیل، روزنامه‌نگار هآرتز (Haaretz) و استاد روزنامه‌نگاری پژوهشی دانشگاه تل آویو (Tel Aviv Uni) است. وی دکتری خود را از دانشگاه کمبریج (Cambridge) اخذ کرده است.

روسیه: ایران متحد ما نیست، ایران می‌داند امنیت اسرائیل اولویت ماست



روسیه: ایران متحد ما نیست، ایران می‌داند امنیت اسرائیل اولویت ماست
رادیو فردا
 معاون وزیر خارجه روسیه روز جمعه در مصاحبه‌ای ضمن اشاره به این که کشورش را نمی‌توان متحد ایران در سوریه نامید، بر تعهد کامل روسیه به امنیت اسرائیل تاکید و اضافه کرد که تهران نیز خود به خوبی از این امر آگاه است.
سخنان این دیپلمات ارشد روسی در حالی منتشر شده است که یک روز پیش از آن، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران گفته بود که «نقد جدی به روسیه وجود دارد» که در زمان حملات اسرائیل به سوریه، سامانه پدافند هوایی اس ۳۰۰ خود را «غیرفعال می‌کند».
سرگئی ریابکوف، معاون سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، روز جمعه، پنجم بهمن‌ماه، در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در مورد اتحاد کشورش با ایران در سوریه گفت: «چنین کلماتی را در توصیف شرایطی که با ایران هستیم، استفاده نمی‌کنم.»

به جان هم افتادن چپ و راست ایرانی بر سر اتفاقات ونزوئلا!؛ ف. م. سخن



به جان هم افتادن چپ و راست ایرانی بر سر اتفاقات ونزوئلا!؛ ف. م. سخن
البته انسان دوستی و خلق دوستی و همبستگی رفیقانه و همبستگی برادرانه بسیار اعمال پسندیده و نیکویی ست و کمترین تردیدی در این گونه بروز احساسات بشردوستانه نیست.
با این همه برخی از قدمای ما، که از روی بیکاری دست به ساختن ضرب المثل می زدند و ما را امروز در قرن بیست و یکم با این ضرب المثل هایشان دچار تشتت فکر نموده اند، این احساسات را به صورت کنترل شده نیکو می دانستند خاصه این که انسان دوستی را تا جایی جایز می دانستند که ضرری و خللی به خود آدم وارد نشود.
این تیپ آدم ها، اسم خودشان را گذاشته بودند «عاقل»، و دیگرانی را که غیر خودشان بودند «خل و چل» و «معیوب المغز» می نامیدند.
مثلا یکی از ضرب المثل های ساخته ی این انسان های حسابگر این بود که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! این یعنی بتمرگ توو خونه ات، پول خودت رو واسه خودت و زن و بچه ات خرج کن نه واسه در و همسایه ی نیازمند!
حالا این ضرب المثل را بگذارید در کنار این شعر سعدی علیه الرحمه -که گفتند آن را بر سر در سازمان ملل نصب کرده اند و ما هر چی عکس از سازمان ملل بود، زیر ذره بین نهادیم هیچ جایش، نه بر سر در ش و نه بر خروجی های اضطراری و درهای پشتی اش، این شعر را ندیدیم که ندیدیم- باری... چی داشتم می گفتم... بله داشتم عرض می کردم که آن مَثَل چراغ را بنهید در کنار این شعر سعدی جان که می فرماید تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نام ات نهند آدمی!
خلاصه ما مانده ایم و دو جور پند و اندرز، و این که دست به نوشتن این مطلب می زنیم به خاطر همین در «میان ماندگی» است!
چند سال پیش، در کشورهای عربی، موجی به راه افتاد، به نام «بهار عربی» و چند تا حکومت با سر، و گاهی هم با ته، سرنگون شدند! ما «ایرونی ها» هم که حسرت یک انقلاب کوچولو بعد از انقلاب سال ۵۷ بر دل مان مانده، با این موج بهاری، به هوا بر خاستیم و شب و روز بهار عربی بهار عربی بود که از لب و لوچه مان مثل آب دهان پایین می ریخت! خلاصه حسرت زدگانی هستیم که به برادران عرب مان هم حسودی می کنیم! هیهات هیهات!
باری... من که وسط شاعران و نویسندگان جدید و قدیم و نظرهای متفاوت شان گیر کرده ام، یخرده عقل ام را به کار انداختم، گفتم گور پدر شاعران و نویسندگان! ببین تجربه ی خودت چه می گوید! که وقتی کمی به تجربه های ام در طول چند دهه ی گذشته مراجعه کردم دیدم بهتر است هیچ حرفی نزنم و سنگین و رنگین بنشینم سر جای ام! یعنی راست اش آمدم دهن باز کنم و به عزیزان هموطنم بگویم: چه بهاری؟! چه کشکی؟! چه دوغی؟! مگر سال ۵۷ ندیدید که وسط بهمن ماه، بهار خجسته، یهو از سمت فرانسه به تهران نزول اجلال فرمود و الان ۴۰ سال است که گیر این بهار بی پدر و مادریم؟! ول کنید بابا حال تون خوش ه! این برادران عرب هم دو روز دیگه میگن قذافی کجایی که نور به قبرت بباره! (و اتفاقا همین طور هم شد که کاش پیش بینی ام رو بر زبان می آوردم و من هم در میان تحلیلگران وطنی سری در میان سر ها در می آوردم! اَه!...)
باز هم باری... الان هم دارم می بینم یک بهار ونزوئلایی در راه آمدن است و یه چپ دارد می رود و یه راست دارد می آید!
حالا خوش به حال شان یا بد به حال شان که دارد بهار میاد! من هم یک ضرب المثل دارم که خودم آن را ساخته ام و امیدوارم روزی بر زبان و دهان هموطنان ام جاری شود و آن ضرب المثل از این قرار است:
«این یارو به من چه؟!»
در این جا هم می گویم «این یارو به من چه»، ولی راستش دلنگران هموطنان محنت کشیده ام هستم. آقا، این هموطنان به خاطر تغییر تحولات ونزوئلا، همچین به جان هم افتاده اند که بلا نسبت بلا نسبت آدم فکر می کند، این تغییر و تحولات در ایران خودمان دارد به وقوع می پیوندد و چند روز دیگر رقصندگان زیبا رو و مه پیکر ونزوئلایی در حد فاصل میدان انقلاب تا آزادی، جشن و کارناوال به راه خواهند انداخت!
بابا چه تونه دارین این طور می زنین توو سر و کله ی هم؟!
حالا کاش چپ با راست به جون هم می افتادن! نه بابا! کار از این هم خراب تر است! چپ با چپ هم با هم دست به یقه شده اند که این بابا، مادورو، جانشین بر حق حضرت چاوز، یکی از یاران حضرت مسیح و امام مهدی، چپ میانه است، چپ موزون است، چپ سنتی است، چپِ چی چی است!
بعد این یکی بابا، یعنی خووان گوآیدو چه جور راستی است؟ راست امریکایی ست؟ راست ملی مذهبی ست؟ راست مافیایی ست؟
خلاصه اون سر کره ی زمین، یه عده افتادن به جون هم و انقلاب میدانی دارن می کنن، ما هم این ور دنیا، از روی حسادت به خاطر عدم توانایی برای انقلاب کردن دچار هیجان شدیم و داریم همدیگه رو می زنیم و می دریم!
با اجازه تون، من تا دوستان دست در گریبانِ هم هستن، برم یه دو سه جلد کتاب بخونم، وقتی فضا آروم شد دوباره برگردم! :)

Saturday, January 26, 2019

واشنگتن تایمز: ایران ۴۰ سالگی سقوط خود را جشن می‌گیرد



واشنگتن تایمز: ایران ۴۰ سالگی سقوط خود را جشن می‌گیرد
ایران فردا - روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز در سرمقاله‌ای می‌نویسد رهبران مذهبی ایران سخت در تلاشند تا با رنگ‌آمیزی‌های تبلیغاتی خود چهلمین سال سقوط کشور پس از انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک موفقیت به مردم کشور معرفی کنند.
واشنگتن تایمز می‌نویسد: «ماه آینده چهلمین سال به قدرت رسیدن آیت‌الله روح‌الله خمینی و هواداران او در ایران است. آیت‌الله محمد یزدی گفته است در این چهل سال ایران به ارزش و اندازه چهارصد سال در زمینه‌های تکنولوژی و علوم و زندگی خوشبخت برای مردم کشور پیشرفت داشته است.
اما آمار و واقعیات جامعه ایرانی تصویر دیگری را به ما نشان می‌دهد. کوهی از آمار و اطلاعات و واقعیات ایران نشان می‌دهد که در این چهل سال گذشته و در زیر حکومت رژیم جمهوری اسلامی، ایران و ایرانیان خوشبختی خود و اعتبار کشورشان در جامعه جهانی را از دست داده‌اند.
به گفته بانک جهانی، درآمد سالانه مردم ایران از دهه هفتاد میلادی تا امروز بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته است و اقتصاد ایران در میان کشورهای جهان از رتبه ۱۷ به ۲۷ سقوط کرده است و مردم کشور فقیر شده‌اند. اما رهبران ایران در میان این افراد فقیرشده نیستند. فساد و تباهی در میان آنها امری عادی است.
به گفته یک گزارش تحقیقاتی خبرگزاری رویترز، آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر مذهبی حکومت بیش از ۹۵ میلیارد دلار سرمایه را در اختیار خود دارد. علی لاریجانی و محمد جواد ظریف نیز گفته می‌شود در میان ثروتمندانی هستند که میلیون‌ها دلار به‌خاطر موقعیت ممتاز اجتماعی خود به‌دست آورده‌اند.
بیش از ۲/۸ میلیون ایرانی به مواد مخدر معتاد هستند و ایران دارای بیشترین تعداد معتادان در جهان است. ۴۰ درصد مردم ایران که عمدتاً جوانان تحصیلکرده هستند بیکار هستند. در طول یکسال گذشته نیز اعتراضات خیابانی به شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی درکشور مشاهده شده است.
در این میان تحریم‌های دولت آمریکا نیز شرایط را سخت‌تر کرده است، اما ریشه مشکلات ایران و مردم آن به داخل کشور بازمی‌گردد. مردم کشور پس از گذشته چهل سال از حکومت انقلابی به این نتیجه رسیده‌اند که انتظار هرگونه اصلاحات اساسی از سوی این رژیم حداقل از سوی رهبران کنونی آن به زبان ساده غیرممکن است.
درحالی که رهبران ایران به دنبال جشن گرفتن چهل سالگی انقلاب خمینی هستند، یادآوری چهل سالگی این واقعه برای مردم ایران چیزی جز تلخ‌کامی به‌همراه ندارد.»

خرافه و افسانه برای سرگرم کردن و سر کار گذاشتن توریست های قرن بیست و یکم



خرافه و افسانه برای سرگرم کردن و سر کار گذاشتن توریست های قرن بیست و یکم

همه‌ی ما کسانی را می‌شناسیم که گاهی داستان‌های باورنکردنی از مکان‌های عجیب برایمان تعریف می‌کنند. برخی از آن‌ها ادعا دارند که در طول شب، صداهای عجیبی شنیده‌اند و حتا گاهی در مورد ارواح گذشتگانشان با ما صحبت می‌کنند که در بعضی روزها به آنها زل زده‌اند. چه به داستان‌های ماورالطبیعه اعتقاد داشته باشید و چه نداشته باشید، یک سری مناطق متروکه وجود دارند که داستان‌های ترسناکی در مورد آنها گفته می‌شود. برخی از این داستان‌ها در مورد ارواحی است که سال‌ها سرگردان هستند و حتی شکنجه شده‌اند.

اعتراف‌گیری، نمایش نفرت‌انگیزِ تعذیب و شکنجه در ملاء عام است



اعتراف‌گیری، نمایش نفرت‌انگیزِ تعذیب و شکنجه در ملاء عام است
مسعود نقره کار- گویا

اعتراف گیری و تواب سازی، به عنوان مجازات، تعذیب و شکنجه بخشی از ساختار نظام سیاسی و قضایی حکومت اسلامی ست. این حکومت چهل سال است دگراندیشان، روشنفکران و مخالفان سیاسی و عقیدتی‌اش، و بخشی از جامعه را با کاربرد چنین روش و مَنشی شکنجه کرده است. تازه ترین نمایش این نوع مجازات، تعذیب و شکنجه را درنمایش اعتراف گیری از سه آزادیخواهِ عدالت طلب اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان شاهد بودیم.
****
اعتراف گیری از”متهم، مجرم، گناهکار” و نمایش و نشان دادن آن به مردم می‌باید عمری طولانی داشته باشد. اگر نخواهیم راه دور برویم دوران تفتیش عقاید (باورکاوی- انکیزیسیون) ” از هنگامی آغاز شد که کلیسای کاتولیک کوشید به یکپارچگی دینی مورد نظر خود نائل شود و با فرقه گرایی دینی مبارزه کند. ” این دادگاه‌ها با اتهام زنی “ارتداد، شرک، جادوگری، جنگ با خدا و گناه بدعت ” قربانیان را وادار به اعتراف می‌کردند تا مُهرو داغِ دارالجهل‌های‌شان بر”عصر ایمان”شان زده باشند. از نگاه اینان هراندیشه و عملی که با مسیحیتِ آنان همخوانی نداشت، مستوجب اعتراف کردن و اظهار ندامت، شکنجه و مرگ بود. درآغاز این نوع اعتراف گیری‌ها جنبۀ دینی و مذهبی داشت اما به تدریج پدیده‌ای سیاسی نیزشد.
از نمونه‌های تاریخی و جنجالی این نوع اعتراف گیری‌ها و دادگاه‌های نمایشی می‌توان به محاکمه “جوردانو برونو” اشاره کرد که سر انجام به گناه اینکه همچون استادش ” نیکلای کپرنیک “بر این باور بود که: ” زمین مرکز عالم نیست و خورشید در مرکز عالم قرار داردو این زمین است که به دور خورشید می‌چرخد” سوزانده شد. برونو تن به پذیرش اعتراف و ندامت نداد. حکایت اعتراف و ندامت گالیله و آنچه دارالجهل‌ها با او کردند، نمونه‌ای دیگر است. فرانسیس بیکن نیز که به جای کتاب آسمانی ” کتاب طبیعت را گشود” سرنوشتی چون پیشینیان‌اش داشت. شاید بتوان سوزندان” ژاندارک ” که از سوی کلیسا به ” بدعت گذاری و ارتداد ” محکوم و سوزانده شد را سرآغاز نوع سیاسی این دست اعتراف گیری‌ها و نمایش‌ها قلمداد کرد.
و از این نمونه‌ها نیز تاریخ کم ندیده است:

توئیت مایک پمپئو با عکس‌ خامنه‌ای و مادورو



توئیت مایک پمپئو با عکس‌ خامنه‌ای و مادورو: دیکتاتورهای متفاوت با نتایج مشابه
مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا روز جمعه پنجم بهمن در پیامی در توئیتر و با انتشار عکس‌هایی از دیدارهای نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری نامشروع ونزوئلا نوشت: «دیکتاتورهای متفاوت، با نتایج مشابه»
در این تصاویر دیدارهای نیکلاس مادورو با علی خامنه‌ای، حسن روحانی و محمدجواد ظریف، رهبر، رئیس جمهوری و وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران جمع‌آوری شده است. همچنین در تصویر دیگری،‌ نیکلاس مادورو در کنار رائول کاسترو رهبر سابق کوبا دیده می‌شود.

روزی که آمریکا می‌توانست قاسم سلیمانی را بکشد اما نکشت



روزی که آمریکا می‌توانست قاسم سلیمانی را بکشد اما نکشت
دبی-العربیه.نت
یک فرمانده نظامی آمریکا فاش کرد، ارتش این کشور در سال 2007 امکان کشتن قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس را داشت ولی به دلیل نگرانی از تبعات سیاسی، دست به این اقدام نزد.
استنلی مک‌کریستال، ژنرال بازنشسته ارتش آمریکا که در سال‌های 2009 و 2010 فرماندهی نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان را بر عهده داشته در گفت‌وگو با نشریه فارین پالیسی گفت که در سال 2007 امکان کشتن فرمانده سپاه قدس را داشته ولی این فرصت را از دست داده است.
استنلی مک‌کریستال گفت: «بیشتر اوقات تصمیم‌گیری جهت انجام ندادن کاری، سخت‌ترین کار است و البته این امر همیشه کار درستی نیست. در سال 2007 یک کاروان خودروهای ایرانی را در شمال عراق مشاهده کردم. من برای مدت 4 سال فرمانده عملیات ویژه مشترک ارتش آمریکا بودم، هدف این عملیات پاکسازی منطقه از تروریسم مخرب بود. من عادت داشتم تصمیمات سخت بگیرم. آن وقت می‌بایست کاروان حامل قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران مورد حمله قرار دهیم یا ندهیم؟ دلایلی محکم برای حذف سلیمانی داشتیم. در آن هنگام بمب‌های کنار جاده‌ای ساخت ایران به فرمان سلیمانی در عراق باعث مرگ سربازان آمریکایی می‌شد. اما برای خودداری از آتش‌بازی و داستان‌های سیاسی که ناشی از آن، تصمیم گرفتم که کاروان را زیر نظر گرفته اما بالفور به آن حمله نکنیم. وقتی کاروان به اربیل رسید، سلیمانی مانند شبحی در تاریکی گم شد.»
مک‌کریستال درباره سلیمانی توضیح داد که او دیگر یک فرد نظامی عادی نیست، بلکه به فردی تبدیل شده که بی‌وقفه در حال انجام اقداماتی است که موضع ایران در منطقه را تقویت می‌کند.
به گفته این ژنرال بازنشسته دوره طولانی فرماندهی قاسم سلیمانی در لشکر قدس از سال 1998 تا کنون، توانسته موضع او را تقویت کند. او در تمام این دوره طولانی آزادانه فعالیت کرد و این موضوع می‌تواند جایگاه هر فرمانده نظامی را تقویت کند.

استنلی مک‌کریستال تاکید کرد که قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، فردی «بسیار خطرناک» است.

تأملات بهنگام؛ پهلوی‌گرایی ضامن یکپارچگی و بقای ایران



تأملات بهنگام؛ پهلوی‌گرایی ضامن یکپارچگی و بقای ایران
کیهان لندن - یوسف مصدقی

 مواضع اخیر شاهزاده رضا پهلوی، از جمله برخورد هوشیارانه با فراخوان‌های مشکوک و بی‌پشتوانه برای تجمعات خیابانی در دی ماه گذشته، به ویژه بیانیه اخیر او درباره‌ی کنفرانس پیش رو در ورشو، همگی نشان از پختگی مهمترین چهره‌ی اپوزیسیون جمهوری اسلامی دارد. رضا پهلوی به عنوان میراثدار گفتمان پهلوی‌گرایی، روز به روز میان اکثریت شهروندان ایران مقبول‌تر می‌شود و به این سبب است که بیش از پیش هدف حملات اوباش داخلی و وابستگان و دلبستگان خارج‌نشین فرقه‌ی تبهکار قرار گرفته است. شاهزاده رضا پهلوی با تکیه بر میراث معنوی‌اش، می‌تواند نقشی یگانه برای حفظ ایران و گذار میهن ما از شرایط هولناک پیش رو بازی کند.

چند روز پیش، در گفتگو با دوست دانشمند و صاحب‌نظری که ساکن ایران است، سخن از فجایع روزافزون و افسارگسیختگیِ اداره امور کشور می‌رفت. بحث بر سر این بود که دست روی هر کجای دستگاه‌ اداره کشور بگذاریم، پوسیدگی و فساد چنان خودنمایی می‌کند که انگار بنیاد آن دستگاه را بر ناکارآمدی گذاشته‌اند و از همان روز نخست فساد در سرشت این دستگاه ریشه داشته است.

Friday, January 25, 2019

«این جزوه‌ی آموزشی لو نرفته است»: دستورالعمل جمهوری اسلامی برای «مخالف‌کُشی»



«این جزوه‌ی آموزشی لو نرفته است»: دستورالعمل جمهوری اسلامی برای «مخالف‌کُشی»
مرگ وحید صیادی نصیری بعد از ۵۰ روز اعتصاب غذا (به گفته‌ی مادرش) برگی دیگر از دفتر قطوری است که مرگ مخالفان جمهوری اسلامی در چهل سال گذشته  بر جای گذاشته است. اگر این دفتر را ورق بزنیم الگوهایی را در آن مشاهده می‌کنیم. بر اساس این الگوهاست که می‌توان یک جزوه‌ی راهنما برای نظام‌های پلیسی و مافیایی برای خلاصی از دست مخالفان تنظیم کرد. اصولا نیازی به اطلاعات محرمانه و افشای چنین دستورالعمل‌هایی از سوی افشاگران نیست چون از روی رفتار می‌توان این دستورها را کشف کرد.
تصور کنید اگر قرار بود طراحان عملیات مختلف ماشین سرکوب «نظام» و سرتیم‌های تروریستی و آدمکش جمهوری اسلامی (اکبر خوشکوش و محمدرضا نقدی تا احمدی نژاد و قاسم سلیمانی) و‌ هادیان آنها (از فقهای شناخته شده‌ای مثل فلاحیان و درّی نجف آبادی تا مصباح و خوشوقت و قائد اعظم همه‌ی آنها: علی خامنه‌ای) برای نیروهای امنیتی تازه استخدام شده یا دولت‌های مخالف‌کُش دیگر دوره‌های آموزشی برقرار کنند محتوای کلاس‌های آنها چه می‌بود. آنها حتما به خام‌دستانی که در این کار تازه‌واردند (مثل قاتلان جمال خاشقجی) مجموعه‌ای از دستور و نسخه‌‌های بی‌بدیل ارائه می‌کردند.

بختیار راست می‌گفت، خوشبختانه کسی باور نکرد! هادی خرسندی



بختیار راست می‌گفت، خوشبختانه کسی باور نکرد! هادی خرسندی
فرمودند می‌دانی وحید، داریم رکورد را می‌شکنیم. انقلاب دارد چهل ساله می‌شود. پرسیدم کدام رکورد را می‌شکنیم؟ فرمودند رکورد همین انقلاب را.
درست نفهمیدم چه می‌گویند. الکی گفتم بله.
فرمودند چهل سال پیش در چنین روزهایی وضع بدی بود، خیلی بد. بختیار نخست‌وزیر شده بود. دیوانه بود، به جای اینکه مطبوعات را ببندد و ساواک را فعال کند، برعکس کرده بود؛ مطبوعات آزاد، ساواک تعطیل. تازه لائیک هم بود، ارواح باباش طرفدار جدایی دین از دولت. خیلی حالیش بود. پدرسگ می‌خواست برای حضرت امام واتیکان درست کند. مثل پاپ.

ارتش ونزوئلا با «رئیس‌جمهوری موقت» اعلام مخالفت کرد




ارتش ونزوئلا با «رئیس‌جمهوری موقت» اعلام مخالفت کرد
العربیه.نت فارسی
ولادمیر بادرینو وزیر دفاع ونزوئلا شامگاه چهارشنبه 23 ژانویه اعلام کرد که ارتش، با اعلام ریاست‌جمهوری موقت خوان گوایدو رئیس پارلمان مخالف است.
بادرنیو در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی توئیتر نوشت: «یاس تعصب صلح مردم را از میان می‌برد. ما سربازان با رئیس‌جمهوری موافقت می‌کنیم که در سایه منافع نا معلوم تحمل شود یا شخصی که به صورت غیر قانونی خود را رئیس‌جمهوری معرفی کند. ارتش از قانون اساسی حمایت کرده و مدافع حاکمیت ملی است».
دیدبان منازعه‌های اجتماعی ونزوئلا که تشکلی مخالف نیکلاس مادورو رئیس‌جمهوری ونزوئلا است، به خبرگزاری فرانسه گفت که در دو روز از اعتراض‌های خیابانی علیه دولت ونزوئلا، دستکم 13 تن کشته شدند.
این گزارش افزود که اکثر قربانیان، در اثر اصابت مستقیم گلوله در کاراکاس و مناطق دیگری از کشور، جان باختند.
خوان گوایدو رئیس پارلمان ونزوئلا که اکثر اعضای آن از نیروهای اپوزیسیون هستند، چهارشنبه در حضور ده‌ها هزاران تن از هواداراش، خود را به عنوان رئیس‌جمهوری موقت کشور معرفی کرد.
دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا، فورا خوان گوایدو را به عنوان رئیس‌جمهوری موقت ونزوئلا به رسمیت شناخت. به همین دلیل نیکلاس مادورو، ضمن اعلام قطع روابط دیپلماتیک با ایالات متحده، در حضور هزاران تن از هوادارانش که در محیط کاخ ریاست‌جمهوری در کاراکاس تجمع کرده بودند، گفت به دیپلمات‌های آمریکایی 72 ساعت مهلت می‌دهد تا خاک کشور را ترک کنند.
کانادا و شماری دیگر از کشورهای آمریکای لاتین نیز گوایدو را به رسمیت شناختند.
چهارشنبه ده‌ها هزار تن از مخالفان و هواداران مادورو، در کاراکاس دست به تظاهرات زدند.
این نخستین لشکر کشی خیابانی پس از رویدادهای مشابه در سال2017 به شمار می‌آید که آن هنگام، به کشته شدن حدود 125 تن انجامید.
مخالفان و موافقان دولت مادورو در مناطق دیگری از کشور هم دست به تجمع زدند. در تظاهرات شامگاه سه‌شنبه و بامداد چهارشنبه، دستکم 5 تن کشته شدند.
مخالفان در حالی که پرچم‌های ونزوئلا را در دست دارند، شعارهایی علیه مادورو سر می‌دهن

اجلاس لهستان؛ دیدار مقامات آمریکا و انگلیس



اجلاس لهستان؛ دیدار مقامات آمریکا و انگلیس
وزارت خارجه آمریکا در بیانیه‌ای از رایزنی «مایک پامپئو»، وزیر خارجه آمریکا و «جرمی هانت»، وزیر خارجه انگلیس درباره مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران خبر داده است.
مقام‌های کشورهای غربی، به ویژه آمریکا و انگلیس پیش از این بارها رژیم ایران را به رفتارهای مخرب و بی ثبات کننده در منطقه متهم کرده‌اند.
یکی از سخنگویان وزارت‌ خارجه آمریکا گفت:‌ وزیر خارجه مایک پمپئو با جرمی‌ هانت وزیر خارجه انگلیس ملاقات کرد تا در مورد اولویتهای کلیدی جهانی گفتگو کند از جمله: مقابله با رفتار شریرانه رژیم ایران.
به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، وزرای خارجه آمریکا و انگلیس به عنوان دو متحد نزدیک، تعهد کردند همکاری های خود را در زمینه امنیتی و سیاست خارجی تقویت کنند.

اجلاس لهستان برای تغییر نقشه خاورمیانه

بیانیه: ایران در خطر است؛ لزوم اتحاد و عمل



بیانیه: ایران در خطر است؛ لزوم اتحاد و عمل
بیانیه «اتحاد برای دموکراسی در ایران»
ایران در خطر
لزوم اتحاد و عمل
شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه ایران، همراه با سیاست‌های ضد ملی داخلی و خارجی رژیم جمهوری اسلامی، کشور ما را در معرض یکی از پرخطرترین دوره‌های حیات خود در دوران سلطه ۴۰ ساله این نظام قرار داده است. امروز سخن فقط از صدماتی که از ناحیه این نظام فاسد بر اقتصاد و فرهنگ و اخلاق و صلح و سلامت جامعه ما وارد می‌شود نیست، بلکه کیان و موجودیت و تمامیت کشور است که در مخاطره قرار گرفته و این خطر با ادامه حیات رژیم، شدت بیشتری می‌یابد.

زن {کودک} ۱۴ ساله: شوهرم با زنان و دختران متعدد رابطه داشت؛ برای انتقام، با یک پسر رابطه تلگرامی برقرار کردم



زن {کودک} ۱۴ ساله: شوهرم با زنان و دختران متعدد رابطه داشت؛ برای انتقام، با یک پسر رابطه تلگرامی برقرار کردم

روزنامه خراسان با نقل خاطرات یک مراجعه کننده به کلانتری مشهد نوشت:

روزی که قرار شد پای سفره عقد بنشینم و با «بهراد» ازدواج کنم، فقط ۱۳ سال داشتم. دختری چشم وگوش بسته بودم که چیزی از زندگی مشترک نمی‌دانستم اصرار‌های مادرم باعث شد تا به خواستگاری بهراد پاسخ مثبت بدهم چرا که همه دختران فامیل مادرم در سن کم ازدواج کرده بودند و این موضوع بین بستگان ما مرسوم بود.

اما از روزی که زندگی مشترکمان شروع شد، احساس می‌کردم همسرم به من خیانت می‌کند. در آن روز‌ها همه وجودم سرشار از نفرت شده بود و نمی‌توانستم با خودم کنار بیایم. به ناچار ماجرا را با مادرم در میان گذاشتم، ولی او نصیحت ام کرد و گفت: زندگی مشترک همواره با مشکلاتی روبه روست که گاهی چاره‌ای جز صبر و تحمل نیست! با این حرف‌ها آرامش می‌گرفتم، ولی احساس تنهایی آزارم می‌داد چرا که همسرم به خاطر ارتباط با زنان و دختران دیگر همواره با من بدرفتاری می‌کرد و گاهی با گفتن جمله «هیچ علاقه‌ای به تو ندارم!» قلبم را می‌شکست.

Thursday, January 24, 2019

چرا در ایران انقلاب نمی‌شود؟ مهدی خلجی





چرا در ایران انقلاب نمی‌شود؟ مهدی خلجی
رادیو فردا
جمهوری اسلامی همواره در «لحظه حساس کنونی» زیسته است. بحران‌های آن، مانند خودِ انقلاب، تغییر چهره می‌دهند یا تکثیر می‌شوند، ولی پایان نمی‌پذیرند. پس چرا نظام سیاسی هنوز با خطر بی‌ثباتی روبه‌رو نیست؟ در سال‌های اخیر، افزایش و گسترش شکاف طبقاتی، فساد سیستماتیک دولتی، و فشارهای بین‌المللی، بر نارضایتی‌ عمومی افزوده و اعتراضات سراسری پراکنده‌ای برانگیخته است.
چرا حکومت، تاکنون، از پسِ کنترلِ اعتراضات برآمده است؟ طی چهار دهه گذشته، جریان خبررسانی از انحصار دولت درآمده است. رسانه‌های برون‌مرزی، به ویژه شبکه‌های ماهواره‌ای، فراگیریِ اینترنت و بسامدِ بالای سفرهای خارجی مردم تحولی بنیادی در روند اطلاع‌رسانی و آگاهی عمومی پدید آورده‌اند. حتی رسانه‌های رسمی یا نیمه‌رسمی، به طور روزانه، فساد اقتصادیِ کارگزاران و وابستگان دولت را گزارش می‌دهند و گوشه‌هایی از سرکوب مخالفان سیاسی و فعالان مدنی را فاش می‌کنند. بخش عظیمی از جامعه، خشم خود را از وضع موجود فرومی‌خورد. با این همه، چرا عمیق‌تر شدنِ احساس استیصالِ جامعه آن را از انفعال بیرون نمی‌آورد؟ آیا چشم‌اندازی برای براندازی رژیم و برقراری دموکراسی هست؟
بدون توافق بر سر مفهوم «انقلاب» و تعریف نوعِ نظام جمهوری اسلامی، یافتن پاسخی برای این پرسش‌ها دشوار است.

انقلاب ایران در راه است



انقلاب ایران در راه است
۴۰ سال پس از به زیر کشیده شدن سلسله پهلوی به دست ارتجاع سرخ و سیاه که کشوری را که از کره جنوبی پیش بود به همسایه شمالی‌اش شبیه‌تر کرده است، بسیاری از خود می‌پرسند چه زمانی ستم ضحاک زمانه به سر خواهد رسید؟ یا چه زمانی در ایران انقلاب دیگری برپاخواهد شد؟
پاسخ مهدی خلجی ساده است و سرراست: هیچ وقت. مهدی خلجی در صفحه اینستاگرامش می‌نویسد در ایران دیگر انقلابی رخ نخواهد داد. چرا؟ ظاهراً چون نظام اقتصادی ایران نظامی سرمایه‌داری است و در نظام‌های سرمایه‌داری انقلابی رخ نمی‌دهد. از نظر خلجی انقلاب ۵۷ از بستر سیاست‌های «سوسیالیستی» محمدرضا شاه پهلوی، «سوسیالیست‌ترین شاه جهان»، درآمد و «تحت نظام و طبق منطق سرمایه‌داری، کسی رایگان چیزی به دیگری نمی‌دهد. سودجویی شخصی غالب مردم و بی‌اعتنایی روزبه‌روز بیشترِ آن‌ها به یکدیگر، مدام بر قدرت مقاومت سیستم سیاسی می‌افزاید و از آن عایقی در برابر بی‌ثباتی و براندازی می‌سازد»، پس دیگر انقلابی در ایران نخواهد شد.
خلاصه استدلال آقای خلجی چنین است:
۱- در جوامع سرمایه‌داری انقلاب رخ نمی‌دهد.
۲- در ایران سرمایه‌داری برقرار است.
۳- پس در ایران انقلاب رخ نمی‌دهد.

اینکه آیا در ایران کنونی نظام سرمایه‌داری حاکم است یا نه، بویژه در شرایطی که در جهان واقعی نظام‌های اقتصادی-سیاسی مدل‌هایی ترکیبی هستند و نه خالص، احتمالاً به مرداب بحث‌های درازدامن در باب تعریف نظام سرمایه‌داری ختم شود که از حوصله این نوشتار خارج است.

Wednesday, January 23, 2019

امام جمعه شهر "بیله سوار" اردبیل در استخر به منبر رفت



امام جمعه شهر "بیله سوار" اردبیل در استخر به منبر رفت
جت الاسلام و المسلمین اصغر جدایی نماینده ولی فقیه و امام جمعه شهر بیله‌سوار که مدتی است با اقدامات تحسین‌برانگیز خود نامش در شبکه‌های اجتماعی بسیار دیده می‌شود، این بار نیز با حرکت جالبش توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.
امام جمعه مذکور به تازگی همراه جوانان شهر خود به استخر رفته و پس از شنا آنها را به صرف ساندویچ مهمان کرد و به گپ زدن با آنها پرداخت که تصاویری از این موضوع در فضای مجازی منتشر شده است. بد نیست بدانید آقای جدایی چندی پیش به دنبال نارضایتی مردم بیله‌سوار از شرایط حاکم بر گمرک این شهر، پس از حضور در گمرک با لباس مبدل، از نزدیک با مردم به گفتگو پرداخت و در جریان مشکلات آن‌ها قرار گرفت.

فروش «گوشت سگ» در قصابی مشهد



فروش «گوشت سگ» در قصابی مشهد
روزنامه قدس چاپ خراسان از فروش گوشت سگ در یکی از قصابی‌های مشهد خبر داد.
به گفته باقری کارشناس اتحادیه گوشت دامی، فروشنده در مغازه خود بنری با عنوان «ران سر دست تعاونی ۳۶ هزار تومان!» نصب کرده بود و برای تحویل گوشت‌ها، از قبل ثبت نام می‌کرد.
این کارشناس اتحادیه گوشت دامی گفت پس از حضور بازرسان در قصابی «پســر فروشنده که ســوار بر یک وانت پیکان بود به محل آمد و گوشــت‌ها را که داخل چند کیسه قرار داشت از وانت تخلیه و به داخل مغازه منتقل کرد. …پسر فروشنده با چاقویی که در دست داشت به سمت ما حمله‌ور شد» و فرار کرد.
در نهایت به نوشته روزنامه قدس چهار لاشــه گوشت در این مغازه کشف شد که بررسی‌های کارشناسی حاکی از آن است لاشه‌ها متعلق به گوسفند نیست و برخی از آنها مشکوک به لاشه سگ است.

دفتر خامنه‌ای از پاسخ به استفتایی درباره اعترافات تلویزیونی بازداشت شدگان امتناع کرد



دفتر خامنه‌ای از پاسخ به استفتایی درباره اعترافات تلویزیونی بازداشت شدگان امتناع کرد
دبی-العربیه.نت فارسی
دفتر علی خامنه‌ای رهبر ایران از پاسخ به استفتایی درباره پخس اعترافات تلویزیونی پیش از اثبات جرم که توسط علی مجتهد زاده وکیل دادگستری ارائه شده، امتناع کرد.
علی مجتهد زاده این استفتا را پس از پخش مستندی با عنوان «طراحی سوخته» از تلویزیون رسمی ایران از تعدادی از مراجع تقلید در ایران از جمله علی خامنه‌ای مطرح کرد.
در این مستند تلویزیونی تعدادی از فعالان کارگری و مدنی، در دوره بازداشت، اعترافاتی علیه خود بیان می‌کنند. سپیده قلیان و اسماعیل بخشی دو تن از این فعالان هستند که گفتند اعترافات زیر شکنجه از آن‌ها گرفته شده است. این دو پس از پخش مستند بار دیگر دستگیر شدند.
پخش اعترافات تلویزیونی واکنش‌های گسترده‌ای در فضای اجتماعی و سیاسی ایران داشت تا جایی که سه‌شنبه 22 ژانویه بازنشستگان معترض در تجمعی که برگزار کرده بودند، شعار دادند: «توپ، تانک، مستند، دیگر اثر ندارد».

صیغه با پیرمرد



خراسان نوشت:
 زن ۲۱ ساله که برای پیگیری پرونده شکایت از یک مرد ۶۰ ساله وارد کلانتری شده بود، در حالی که مدعی بود به دلیل اعتماد و خوش بینی دچار مخمصه بزرگی شده است، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری قاسم آباد مشهد سخن گفت:

وی اظهار داشت: در یک خانواده شش نفره به دنیا آمدم. پدرم شغل آزاد داشت، اما هیچ وقت نمی‌توانست در یک مکان شغل ثابتی داشته باشد چرا که به دلیل روحیه تندخویی و پرخاشگری همواره با کارفرمایان یا ارباب رجوع درگیر می‌شد و پس از مدتی بیکاری دوباره به شغل دیگری روی می‌آورد. به همین دلیل مادرم نیز مجبور بود برای کمک به هزینه‌های زندگی، در یک مهدکودک مشغول کار شود، با وجود این با مشکلات مالی زیادی دست و پنجه نرم می‌کردیم.

اشتباه نکنید این کودک خوابیده نیست



دکترا فلسفه غرب در مملکت آخوندها



دکتر عبدالله امینی دانش آموخته ی فلسفه غرب از دانشگاه تبریز است.او اهل روستای آلمانه در مریوان می باشد.بیکار است و برای امرار معاش گهگاهی به گچکاری ساختمان مشغول است.

سه تن از اعضای کانون نویسندگان ایران بازداشت شدند



سه تن از اعضای کانون نویسندگان ایران بازداشت شدند
خبرگزاری هرانا، بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن سه عضو کانون نویسندگان ایران روز جاری بازداشت شدند. بازداشت این افراد در پی حضور در دادگاه انقلاب و عدم توانایی در تامین قرار وثیقه بوده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از بی بی سی،  امروز سه‌شنبه ۲ بهمن‌ماه ۹۷، بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن برای رسیدگی به پرونده شان در دادگاه انقلاب حاضر و بازداشت شدند.
گفته شده قاضی دادگاه با درخواست آنها برای حضور وکیل موردنظرشان مخالفت کرده است.
بر اساس گزارش ها رییس دادگاه میزان مبلغ “قرار تامین” آنها را به یک باره به مقدار قابل توجهی افزایش داده و به دلیل آنکه این سه نفر توانایی تامین ان را نداشته اند، بازداشت شده اند.
لازم به یادآوری است کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۱۸ آبان ماه، طی بیانیه‌ای که متن کامل آن پیشتر توسط هرانا منتشر شده بود ضمن محکوم کردن پرونده‌سازی برای رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن دو تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران و بکتاش آبتین، یکی از بازرسان کانون نویسندگان خواهان رفع کامل اتهام و مختومه کردن پرونده‌ی آنها شده بود.
رضا خندان (مهابادی)، کیوان باژن و بکتاش آبتین، در تاریخ ۱۲ آبان‌ماه در پی احضار مجدد به شعبه ۷ دادسرای اوین با عناوین “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” تفهیم اتهام شدند.
این سه عضو کانون نویسندگان پیشتر نیز در مردادماه سال جاری از بابت همین پرونده در شعبه ۷ دادسرای اوین با عنوان “تبلیغ علیه نظام” تفهیم اتهام شده بودند.
هرانا در تاریخ ۱۱ مردادماه ۹۷ از احضار بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و عضو سابق هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران، به شعبه ۷ دادسرای اوین اوین داده بود.
در تاریخ ۴ مردادماه ۹۷ نیز “رضا خندان مهابادی” و “کیوان باژن” دو تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران طی برگه‌های جداگانه به دادسرای اوین احضار شده و به آنان ابلاغ شد که باید تا سه روز دیگر به این دادسرا مراجعه کنند.
لازم به یادآوری است در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ پنج مأمور وزارت اطلاعات با حکم شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه به خانه بکتاش آبتین رفتند و ضمن تفتیش منزل او بیش از دوهزار قلم فیلم، عکس‌های خانوادگی، موبایل، لپ‌تاپ و اسناد کانون نویسندگان ایران را ضبط کردند و پس از آن ایشان طی بیش از ۱۷ جلسه درخصوص فعالیت‌های هنری، ادبی و سینمایی خود بازجویی شدند. دلیل احضار و بازجویی ایشان “انتشار نشریه غیرقانونی” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده بود.
یک هفته بعد از احضار بکتاش آبتین در سال ۱۳۹۴ رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن نیز به ترتیب احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. دلیل احضار و بازجویی ایشان، تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.
آقای آبتین پیش‌تر در خردادماه سال جاری در پرونده‌ای دیگر توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرج به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به پنج میلیون تومان جریمه نقدی و سه ماه کار اجباری در سازمان بهزیستی (بدل از یک سال حبس) محکوم شد و با اعتراض به رای صادره نهایتا توسط دادگاه تجدید نظر کرج به پنج میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
آقای آبتین همچنین در سال ۹۴ به دلیل فیلم‌ها، عضویتش در کانون نویسندگان و شرکت در اعتراضات خیابانی سال ۸۸ طی سه روز متوالی توسط ماموران وزارت اطلاعات بازجویی شده بود.
کانون نویسندگان ایران یک نهاد غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و بخشی از انجمن جهانی قلم است، این کانون در سال ۱۳۴۷ رسما با هدف تشکل یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد، کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به ویژه طی دهه های ۶۰ و ۷۰ با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.

مایک پمپئو: ائتلافی برای مقابله با تهدید جمهوری اسلامی و حمایت از مردم ایران تشکیل داده‌ایم



مایک پمپئو: ائتلافی برای مقابله با تهدید جمهوری اسلامی و حمایت از مردم ایران تشکیل داده‌ایم
وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا روز سه‌شنبه دوم بهمن‌ ماه در یک پیام ویدئویی به مجمع جهانی اقتصاد در داووس، از جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از تهدیدها در جامعه جهانی نام برد و گفت آمریکا ائتلافی برای «مقابله با اعمال حادثه‌جویانه جمهوری اسلامی در خارج از مرزهایش» تشکیل داده است.
مایک پمپئو در این پیام که به طور مستقیم از وبسایت وزارت خارجه آمریکا پخش شد گفت: «ما با تهدید‌های زیادی روبرو هستیم. برخی از این تهدیدها، خیلی هم جدید نیستند. نمونه‌اش اعمال حادثه‌جویانه ایران است که در خارج از مرزهایش دنبال می‌کند.»
وی از «تروریسم اسلام افراطی» به عنوان یکی از خطرهای در جریان و ممتد نام برد و گفت:‌«همه ما با هم با این خطر روبرو شده و در حال پیشرفت در این نبرد هستیم.»
وزیر خارجه ایالات متحده با اشاره به اقدام آمریکا در مقابله با تهدید‌های ناشی از فعالیت‌های جمهوری اسلامی در خاورمیانه گفت: «ما ائتلافی هماهنگ و پویا برای مقابله با تهدید جمهوری اسلامی و حمایت از آمال و آرزوهای مردم ایران تشکیل داده‌ایم.»
مایک پمپئو پیشتر و در جریان سفر اخیر خود به کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، خبر داده بود که کنفرانسی با هدف مقابله با تهدید‌های جمهوری اسلامی در لهستان تشکیل خواهد شد. این نشست قرار است روزهای ۱۳ و ۱۴ فوریه (۲۴ و ۲۵ بهمن) در ورشو برگزار شود.
ائتلاف‌های جهانی با مرکزیت آمریکا
مایک پمپئو در مورد دیگر تهدیدهای جهان و روش مقابله با آنها گفت: «کره شمالی با افزایش برد موشک‌ها، تخاصمش نسبت به کشورهای همسایه و رفتار سرکوب‌گرانه‌اش در داخل کشور، یکی دیگر از این تهدیدها است.»
وی افزود: «ما در مقابل تمامی این ‌تهدید‌ها پیشرفت کرده‌ایم، ولی بدون ائتلاف با هم، که آمریکا نقشی مرکزی در تشکیل آن داشت، نمی‌توانستیم موفق شویم. همه ما با هم فشار مؤثری به رژیم کیم جونگ اون وارد کردیم و این فشار باعث شد آن‌ها پای میز مذاکره بیایند. شورای امنیت با زیبایی تمام به عنوان مرکز جاذبه عمل کرد تا تحریم‌های ناشی از ائتلاف بین‌المللی شکل گیرد.»
وزیر خارجه آمریکا خاطر نشان کرد: «ما در حال بازگرداندن توازن در روابط و همکاری‌ها با چین و دیگر متحدان خود در آسیا و نقاط دیگر جهان هستیم.»
مایک پمپئو اضافه کرد: «این را هم نباید از قلم انداخت که ما توانستیم داعش را در سوریه و عراق شکست دهیم و شمار زیادی از کشورها در این ائتلاف جهانی حضور داشتند. هنوز خیلی کارها مانده و ایالات متحده مشتاق همکاری با دیگر کشورها برای مقابله با چالش‌های زمانه ما است.»