Monday, December 10, 2018

آیت الله قتل عام : باید ما را برای اعدام زندانیان محارب در تابستان ۱۳۶۷ و پاک کردن کشور از لوث وجودشان تشویق کنند، نه حسابرسی




 آیت الله قتل عام : باید ما را برای اعدام زندانیان محارب در تابستان ۱۳۶۷ و پاک کردن کشور از لوث وجودشان تشویق کنند، نه حسابرسی . من بابت این اقدام افتخار می کنم
ابراهیم رییسی درباره قتل عام چند هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ امروز در جمع دانشجویان در دانشگاه بهشتی تهران گفت:
“شما جوانان در جریان اقدامات جریان نفاق در سال‌های ابتدایی انقلاب نیستید. جریان نفاق ۱۷ هزار نفر را در این کشور ترور کردند. در همین تهران روزی ۱۰۰ تا ۱۲۰ ترور صورت می گرفت، از نیروهای انقلابی و هرکس که عکس امام را در مغازه زده بود تا رئیس جمهور، نخست وزیر، رییس دیوان عالی کشور و… را کشتند.  بسیاری از مقامات کشور و ائمه جمعه کشور تحت اقدامات آنها ترور‌ شد.
قهرمان مبارزه با نفاق در کشور امام خمینی است، همه کسانی با نفاق مبارزه کردند باید مورد تشویق قرار گیرند که کشور را از شر منافقان نجات دادید. آیا این درست است که همه خطوط امنیتی نظام شکسته شود که رای عده ای را جذب کنند ؟
چرا با این کار خواستند رای ضد انقلاب را بگیرند؟
تفاوت من با رقیبم [ حسن روحانی] این است که ما به استقلال کشور معتقدیم اما او آب خوردن را هم به بیگانه متصل می کرد…در سال ۶۷  افرادی از منافقین پرونده آنها مورد رسیدگی قرار گرفته بود و دادگاه حکم داده بود و دیوان عالی کشور نیز تایید کرده بود، ولی فورا نیاز نبود که حکم‌شان اجرا شود، مثل همین الان که بعضی پرونده های قاچاق حکم صادر و تایید شده اما نسبت به بعضی دیگر شدت کمتری دارد اجرا نمی شود.
حکم امام مبنی بر این بود که افرادی که محارب هستند و ثابت شده که با سازمان منافقین در ارتباط هستند ، آنها که حکمشان تایید شده ولی به اجرای آن به دلایلی به تاخیر افتاده ، هیاتهایی بنشینند و بررسی کنند که آیا شرایط اجرای حکم وجود دارد یا نه ؟ فقط برای کسانی که جرم و حکمشان قطعی شده بود.
من به دفتر نشر آثار امام گفتم مبانی فقهی حکم امام را توضیح دهند. برخورد امام در جریان نفاق، برای همیشه کشور را از لوث منافقین پاک کرد اما برخی برای آنکه هدف برایشان، وسیله را توجیه می کند، نسبت به من و امام و انقلاب تسویه کردند، در حالی که من هیچ کدام از آن سه سمت تصریح شده را در حکم امام نداشتم.
افتخار من آنست که با جریان نفاق، فساد و چپاول مبارزه کرده ام، اما تعجب نسبت به کسانی[حسن روحانی] است که مدعی حقوقدانی هستند، اما بین دادستانی و قاضی فرقی نمی گذارند‌

روسپیگری؛ گذشته، حال و آینده...! زیر پوست "تن فروشی" در تهران



روسپیگری؛ گذشته، حال و آینده...! زیر پوست "تن فروشی" در تهران
فرارو- معاون اجتماعی سازمان امور بهزیستی کشور می‌گوید: «میانگین سنی زنان ویژه حاضر در مراکز بهزیستی کمتر از 30 سال است. درحال‌حاضر، 24 مرکز در کشور به زنان آسیب‌دیده ارائه خدمت می‌کنند و به‌دنبال آن هستیم تا خدمات کامل جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی به آنان ارائه دهیم.» زنان ویژه که نام جدید یک آسیب اجتماعی است. تغییر نامی که به احتمال قوی به امید کاهش وحشت مسئولین از به زبان آوردن مشکلات این گروه در معرض آسیب جامعه انجام شده است.

این در حالیست که هرچقدر کارشناسان و جامعه‌شناسان سعی می‌کنند با عوض کردن نام آنها، بتوانند درباره این آسیب حرف بزنند اما برای مشتریان آنها، هیچ فرقی نمی‌کند که نام این قشر در معرض آسیب چه باشد. مردان خیابانی همان کاری می‌کنند که قبلا می‌کردند.
اختلافی بر سر نام

حتی کارشناسان هم درباره آنها با ایما و اشاره حرف می‌زنند؛ در عین حال که چند ده سال است این آسیب اجتماعی گریبان شهر را گرفته است اما هنوز تکلیف نام آنها روشن نیست. مینو محرز می‌گوید: «ما باید بتوانیم در وهله اول، بدون ترس و تعارف درباره این زنان حرف بزنیم؛ همین‌طور که درباره اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی- سلامتی دیگر حرف زده می‌شود. به‌این‌ترتیب، می‌توانیم راهی درست برای ساماندهی آنها پیدا کنیم. تا زمانی که هر وقت، حرف از آنها زده می‌شود، عده زیادی لب بگزند و ترجیح بدهند موضوع را سرپوشیده نگه‌دارند، هیچ‌وقت مشکل حل نمی‌شود.».


تا مدت‌های مدید مسئولان حتی بر صدا زدن این افراد امتناع می‌کردند برخی آنها را «زنان خیابانی » صدا می‌زنند و برخی دیگر نیز نام آنها را «روسپی» و «زنان تن فروش» می‌دانند و حالا بعضی دیگر پیشنهاد کرده‌اند آنها را با «زنان ویژه» صدا می‌زنند؛ با همه این احوال قرار است از این پس آن‌ها را با نام «زنان ویژه» خطاب قرار دهند اما تعیین تکلیف نام این قشر آسیب دیده جامعه تازه اول راه است و باید به دنبال متولی رسیدگی به امور این گروه در معرض آسیب جامعه باشیم.

واژه زنان خیابانی از آن جهت نادرست بود که تنها به گروهی از این زنان ویژه اشاره داشت. بنابراین پژوهش‌ها زنانی که در خیابان تن فروشی می‌کنند تنها بخشی از تن فروشان هستند و امروزه جامعه ما با پدیده زنان تن فروشی به صورت تلفنی یا در پاتوق‌های مشخصی دست و پنجه نرم می‌کند.

از سویی دیگر روسپی یا روسبی نیز واژه‌ای است با ریشه پهلوی دارد و در اصل مخفف روسپید است و به عنوان طعنه و تمسخر زبانی به کار گرفته می‌شود. در رابطه روسپی‌گری نوعی اجبار و تحمیل دیده می‌شود و روسپی در قبال دریافت پول یا خدماتی، تن فروشی می‌کند.
روسپی‌گری پدیده‌ای تاریخی

بر اساس گمانه‌زنی‌های تاریخی می‌توان از وجود روسپی‌گری و زنان ویژه در دوران قبل از اسلام سخن گفت. وجود برخی قوانین سخت‌گیرانه نسبت به زنان تن فروش موید وجود این پدیده در دوران قبل از اسلام است.

در دوره بعد از اسلام نیز تعابیر مرتبط با تن فروشی زنان در متونی مانند اسرارالتوحید، جامع التواریخ، راحه الصدور به چشم می‌خورد.

در دوره صفویه جرج ژان شاردن از اخذ مالیات از روسپیان در آن دوران سخن می‌گوید. وی همچنین از ثبت اسم آنان در دفتری رسمی یاد می‌کند. به گفته وی این تشکیلات مدیر کلی در راس خود داشت که روسا و فرماندهان بر آن نظارت می‌کردند.

به گفته سعید مدنی، شاردن در سفرنامه خود نوشته است که در اصفهان محله‌ای به نام کوی‌برهنگان یا بی‌حجابان وجود داشته است که سرتاسر آن روسپیان ساکن بوده‌اند.

در دوران زندیه و پادشاهی کریم‌خان زند در شیراز محله‌ای به دور از شهر به نام «خیل خانه» ایجاد شد و 5-6 هزار زن در آن جای داده شده‌اند.

در دوره قاجاریه نسبت حضور روسپیان در جامعه محدودیت ایجاد شد به نقل از تاریخ راوندی، در دوره مظفرالدین شاه اوضاع بر آنها تنگ شد هرچند ماموران آن موقع، یا دریافت رشوه، مسائل را نادیده می‌گرفتند. با این حال  در اواخر دوره قاجار و پس از مرگ ناصرالدین شاه، منابع از فردی به نام «زال محمدخان» نام برده‌اند که زنان حرم‌سرای ناصرالدین شاه را برای روسپیگری به محله «چاله آبی» می‌برده است.

تاریخ زنان ویژه در تهران معاصر

در سال 1298 شمسی  گفته می‌شود زال محمدخان، به دستور سیدضیاء نخست وزیر وقت ایران، مامور می‌شود روسپیان محله «قجرها» را به مکانی به نام «قلعه شهر نو» کوچ دهد که این محل از آن پس به مهمترین روسپی خانه ایران تبدیل شد. در آن زمان کابینه سیدضیاء سه قران نرخ رسمی برای هر نوبت تتمع با فاحشه‌ها و 12 قران برای متعه شب تا صبح مقرر نمود.

قلعه شهر نو در دوره محمدعلی شاه شکل گرفت و محمود عرب شغل رونق بخشیدن به تجارت جنسی در آن منطقه را عهده‌دار شد. رضاشاه اما به دلیل جلوگیری از بیماری‌های مسری دستور تخریب زاغه‌ها و الونک‌های حاج عبدالمحمود را صادر کرد و شخصی به نام قوام را مامور بازسازی آنجا کرد.

بازسازی قلعه جمشید فحشا را کسترد و فعالیت های عمرانی دیگری در این محله سبب شد آن را شهر نو بنامند اما پس از کودتای 28 مرداد، سرهنگ زاهدی دستور داد اطراف شهر نو، حصار بکشند. در دوره پهلوی علاوه بر شهر نو و با وجود این مرکز مشخص برای زنان ویژه، زنان تن فروش، در کاباره‌ها و هتل‌ها و خیابان‌ها نیز تن فروشی می‌کردند.

پس از انقلاب شهر نو با 400 خانه به آتش کشیده شد. بعد از انقلاب اسلامی، مجددا در سال 1367 در عملیات ناگهانی نیروی انتظامی 40 هکتار از خیابان و کوچه‌های اطراف محله جمشید تخریب شد و در آن عملیات 4هزار زن دستگیر شدند که مدتی بعد مشخص شد تنها 800 نفر از آنها تن فروش بوده‌اند.

بار دیگر در سال‌های بعد از انقلاب محله غربت یا جزیره شکل گرفت. در این محله کولی‌ها و مهاجران حضور داشتند و محله جرم خیزی بود. به گفته منابع جمعیت این منطقه در روز 2 هزار و در شب 200 هزار نفر افزوده می‌شد.

تعداد زنان ویژه در تهران چقدر است؟

هنوز گراش مشخصی درباره تعداد زنان ویژه در تهران یا شهرهای دیگر منتشر نشده است. یکی از دلایل آن سختی شمارش و رصد این قشر است. از سویی دیگر شاید بسیاری از این آمارها محرمانه باشد. اما اگر بخواهیم مهمترین اظهار نظرهای مسولان امر را دسته بندی کنیم؛ بدین شکل قابل ارائه خواهد شد.
چرا درباره مردان خیابانی حرف نمی‌زنیم

در طول این سال‌ها بارها نام زنان خیابانی یا همان زنان ویژه تغییر کرده است اما آنچه همچنان مغفول مانده است، هویت «مردان خیابانی » است. مردانی که به زبان ساده مشتریان «زنان ویژه » هستند. اما نه کسی آنها را مسئله می‌داند و نه متولی برای رسیدگی به ناهنجاری‌های رفتاری آنها مشخص می‌شود.
 به نظر می‌رسد این ایده اولین بار توسط یکی از نمایندگان مجلس ششم، فاطمه خاتمی مطرح شد؛ وی در مصاحبه خود با مجله پیام زن در سال 1381 می‌گوید: « متأسفانه در برخی آداب و رسوم مملکت ما همیشه برخورد با زنان بسیار خشن تر و بدتر از برخورد با وضعیت مشابه در مردان بوده است. یعنی یک سری امور قبیح نه فقط برای آقایان زشت محسوب نمی شود، بلکه گاهی در بعضی موارد مورد تشویق هم قرار می گیر.»

 وی در همین رابطه اضافه می‌کند: « وجود مردان خیابانی عامل حضور زنان خیابانی است، یا نادیده گرفته می شود و یا کمتر به میان آورده می شود. هر چند که یک زن سرگردان باشد، بی سرپناه باشد یا نیاز مالی یا جنسی داشته باشد، وقتی یک مرد سراغش نرود، بالاخره راه دیگری پیدا می کند.»

ده سال بعد، یعنی در سال 1391 بار دیگر ماجرای مردان خیابانی بر سر زبان‌ها افتاد؛ اما این‌بار نه از زبان زنی سیاستمدار در مجلس شورای اسلامی، بلکه در پژوهشی جامعه شناسی و از زبان یک استاد دانشگاه بیان شد.

در همین رابطه مجید ابهری، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی به تهران امروز می‌گوید: «به ازای هر یک زن خیابانی 7 مرد خیابانی وجود دارد!» وی در همین رابطه اضافه می‌کند: «جای تاسف دارد که 76درصد مردان خیابانی متاهل هستند! مردان متاهلی که به ارزش‌های اخلاقی خانواده و جامعه پایبند نیستند. این در حالی است که جوانان مجرد جامعه ایرانی، بار بدنامی این پدیده را به دوش می‌کشند!»

در همین رابطه، سعید مدنی، جامعه شناسی صاحب‌نظر در حوزه آسیب‌های اجتماعی معتقد است: «مردان متاهلی که در هر کوچه و خیابان به دنبال سوار کردن زنان بر ماشین خود هستند، یا همیشه چنین کاری را به عنوان تفریح انجام می‌داده‌اند یا در جوانی به دلایلی مانند فقر مالی مثلا نتوانسته‌اند ماشین بخرند و چون تفکری بیمارگونه دارند، گمان می‌کنند حالا که صاحب خودرو هستند می‌توانند جوانی کنند! چنین افرادی از نگاه بیمارگونه خود تمایزی بین زنان متشخص و زنان خیابانی نمی‌بینند.»
.

پناهندگی؛ آقای سفیر ایران در انگلیس و تقصیری که از گردنش باز کرد



پناهندگی؛ آقای سفیر ایران در انگلیس و تقصیری که از گردنش باز کرد
آیدا قجر - ایران وایر
حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در انگلیس و همچنین عضو تیم مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران در مجامع بین‌المللی به تازگی در صفحه اینستاگرام، کانال تلگرامی و توییتر خود درباره موج پناه‌جویی ایرانی‌ها از مسیر قاچاق انسان سخن گفته‌ است. او با نادیده گرفتن دلایل مهاجرت ایرانی‌ها خصوصا از مسیر غیرقانونی و چشم بستن بر آسیب‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی داخل ایران، موج خروج ایرانی‌ها را به فریب خوردن از سوی قاچاق‌چیان بین‌المللی انسان تقلیل داده است. در حالی‌که او می‌تواند با نگاهی گذرا به آسیب‌هایی که جامعه ایران با آن دست و پنجه نرم می‌کند، دلایل این موج را در سیاست‌های جمهوری اسلامی بیابد.
بعیدی‌نژاد نوشته است که قاچاق‌چیان بین‌المللی برای منفعت خود مهاجرت غیرقانونی را تشویق می‌کنند و جان و مال افراد را به خطر می‌اندازند. به گمان او قاچاق‌چیان بین‌المللی مثل مبلغان مذهبی در خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی به صراحت تبلیغ می‌کنند. در حالی‌که در تمامی جوامع بین‌المللی قاچاق انسان جرم است و مجازات‌های سنگین به دنبال دارد. چرا یک قاچاق‌چی باید با لو دادن و افشای خود مثل یک روحانی مذهبی تبلیغ کند؟
از طرف دیگر او گفته است که در دو سال گذشته ۲۶۰ ایرانی که غیرقانونی به انگلیس رسیده‌اند، با مراجعه به سفارت ایران در لندن به ایران بازگشته‌اند. می‌توان از آقای سفیر پرسید که آیا می‌داند در مقابل این تعداد که خودخواسته دیپورت شده‌اند، چند نفر به اروپای غربی رسیده‌اند؟ چند نفر همچنان در مسیر هستند؟ چند نفر در داخل ایران به فکر خارج شدن افتاده‌اند؟ در هشت ماه گذشته مسیر قاچاق انسان را پیموده‌ام. فرانسه و اتریش، آلمان، یونان و جزیره‌هایش و ترکیه. تا نزدیکی مرز ایران رفته‌ام و با مسافرانی که تازه قدم به خاک ترکیه گذاشته‌اند هم‌کلام شده‌ام. از خطرات راه پرسیده‌ام، از مسیر قاچاق انسان‌ و آن‌ها همگی بی‌دریغ، قصه‌هایشان را برایم گفته‌اند. شمار مهاجران و پناه‌جویان ایرانی از حد تصور آقای سفیر مسلما خارج است.
بعیدی‌نژاد در توضیحات اظهارات خود اشاره کرده است که مهاجرت قانونی به دلایل اقتصادی و اجتماعی محدود شده است. و این مساله را دلیل «سودجویی» قاچاق‌چیان انسان دانسته است. و ادامه داده است: «برخلاف آن‌چه تصور می‌شود، در ایران مهاجرین غیرقانونی از جوانان و خانواده‌های متوسط و بالا هستند که تخصص و تحصیلات بالایی ندارند و برای رسیدن به شرایط بهتر که زاییده نوع تمایلات اجتماعی و روحی آن‌ها برای زندگی در غرب می‌باشد به مهاجرت‌های غیرقانونی دست می‌زنند.» او همچنین نوشته است: «بسیاری از آنان [مهاجران غیرقانونی] برای فرار و فراموشی این شرایط به اعتیاد و بی‌‌مبالاتی روی می‌آورند.» آقای سفیر، در مقابل به طبقات سخت‌گوش اشاره کرده است که از راه ادامه تحصیل یا کسب تخصص پیشرفت کرده‌اند و در زندگی‌شان موفق‌اند.


مسیح علی‌نژاد در فهرست زنان سال ۲۰۱۸ فایننشال‌تایمز



مسیح علی‌نژاد در فهرست زنان سال ۲۰۱۸ فایننشال‌تایمز
ایران اینترنشنال - روزنامه آمریکایی فایننشال تایمز فهرستی از زنانی که برای ایجاد تغییر در کشورهایشان تلاش کرده‌اند، را منتشر کرده است. نام مسیح علی‌نژاد، کنشگر ایرانی نیز در این فهرست دیده می‌شود.
عنوان این بخش ویژه روزنامه فایننشال تایمز، «‌زنان در ۲۰۱۸؛ ایجادکنندگان تغییر» است و در آن توضیح داده شده است که تنها یک قرن پیش، زنان در بریتانیا حق رای پیدا کردند اما آن‌ها اکنون در زمینه‌هایی چون سیاست، هنر، علم، ورزش و تجارت پیشگام‌‌‌اند.
فایننشال تایمز از مسیح علینژاد به‌عنوان چهره‌ای یاد کرده که قوانین مربوط به حجاب اجباری در ایران را به چالش کشیده است.
این روزنامه همچنین مصاحبه خود با علی‌نژاد را منتشر کرده که حاوی بخش‌هایی از چگونگی فعالیت‌های مدنی‌ و دلایلش برای به چالش کشیدن حجاب اجباری است.
در فهرست فایننشال تایمز اسامی زنانی از کشورهایی مانند هند، فیلیپین و آفریقای جنوبی دیده می‌شود که به دلایلی ازجمله مبارزه مدنی با خشونت، جنسیت‌زدگی و برابری‌خواهی به‌عنوان چهره‌های سال معرفی شده‌اند.

آمریکا: خامنه‌ای صندوقی شخصی به ارزش میلیاردها دلار دارد



آمریکا: خامنه‌ای صندوقی شخصی به ارزش میلیاردها دلار دارد
دبی-العربیه.نت فارسی
وزارت امور خارجه آمریکا می‌گوید که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، صاحب صندوقی شخصی و غیر رسمی، به ارزش میلیاردها دلار است.
این اظهار نظر در سلسله توئیت‌هایی بیان شده است که وزارت امور خارجه آمریکا دوشنبه 10 دسامبر در سلسله توئیت‌هایی درباره «فساد در حکومت ایران» منتشر کرده است.
این توئیت‌ها که در آن نظام ایران «مملو از افراد فاسد و ریاکار» توصیف شده، به مناسبت روز مبارزه با فساد منتشر شده است.
وزارت امور خارجه آمریکا در توئیت خود نوشته است: «آیت‌الله خامنه‌ای که یک صندوق سرمایه معاف از مالیات به ارزش میلیاردها دلار دارد... املاک اقلیت‌های دینی را می‌بلعد بعد آن‌ها را به سپاه پاسداران منتقل می‌کند».
پیشتر هم گزارش‌های متعددی درباره ثروت سازمان‌های زیر نظر خامنه‌ای منتشر شده بود که از پرداخت مالیات معافند. این سازمان‌ها زیر نظر هیچ دستگاهی نیستند و تنها رهبر ایران صلاحیت دخل و تصرف در آن‌ها را دارد.
علی خامنه‌ای از سال 1989 رهبری ایران را بر عهده دارد. در این دوره سپاه پاسداران قدرت گرفت و علاوه بر بخش نظامی، به یکی از قطب‌های بزرگ بخش‌های سیاسی و اقتصادی در ایران تبدیل شد.

پیشتر هم گزارش‌های متعددی درباره ثروت سازمان‌های زیر نظر خامنه‌ای منتشر شده بود که از پرداخت مالیات معافند. این سازمان‌ها زیر نظر هیچ دستگاهی نیستند و تنها رهبر ایران صلاحیت دخل و تصرف در آن‌ها را دارد.
علی خامنه‌ای از سال 1989 رهبری ایران را بر عهده دارد. در این دوره سپاه پاسداران قدرت گرفت و علاوه بر بخش نظامی، به یکی از قطب‌های بزرگ بخش‌های سیاسی و اقتصادی در ایران تبدیل شد.