Sunday, November 25, 2018

از پرونده قتل‌های زنجیره‌ای: قتل حمید حاجی‌زاده و فرزند ۹ ساله‌اش



از پرونده قتل‌های زنجیره‌ای:
قتل حمید حاجی‌زاده و فرزند ۹ ساله‌اش
فرشته قاضی -تریبون زمانه
“یک اشتباه ساده” تنها پاسخ وزارت اطلاعات ایران به خانواده حمید و کارون حاجی‌زاده است. حمید حاجی‌زاده، شاعر و نویسنده دگراندیش و کارون، کودک ۹ ساله‌اش نیمه شب ۳۱ شهریور ماه ۱۳۷۷ با بیش از ۳۷ ضربه چاقو سلاخی شدند. به گفته خانواده حاجی‌زاده “تعداد و نوع ضرباتی که زده بودند به شدت شبیه قتل فروهرها بود، این قدر این ۴ قتل یعنی قتل حمید و کارون حاجی‌زاده و قتل داریوش و پروانه فروهر شبیه هم بود که انگار یک سناریو بوده، تنها تفاوت این بود که داریوش فروهر را روی صندلی نشانده بودند و حمید چون خانه اش در حال بازسازی بوده و میز و صندلی هم نداشته روی زمین بود، بیشتر ضربه‌ها از قسمت بالای سینه زده شده بود.”
محمد حاجی‌زاده، برادر حمید حاجی‌زاده، پنجم بهمن ماه ۱۳۷۸ در نوشته‌ای با عنوان “گزارش یک قتل، کارون در من است امشب” در نشریه پیام هاجر (با مدیرمسولی اعظم طالقانی که در سال ۱۳۷۹ توقیف شد) توضیح داده:

روسپی‌ های تهران چه می‌گویند؟


دلبرکان غمگین شهر من، روسپی‌ های تهران چه می‌گویند؟ 
سایت روزیاتو نوشت: کافه‌چی می‌گوید زیرسیگاری لازم است؟ من که نمی‌کشم و نگاهی هم به او می‌اندازم و احتمال می‌دهم که برخلاف من سیگاری باشد. تصوراتم اشتباه از آب در می‌آید و او دست رد به کافه‌چی می‌زند: «نه لازم نیست، ممنون.» ازش اجازه می‌خواهم که رکوردر را روشن کنم و اینبار حدسی که در ذهنم ایجاد می‌شود، درست است و او بهم اجازه نمی‌دهد. حتی به قلم و کاغذم هم نگاه بدی می‌کند و متوجه می‌شوم که باید گفتگو محور جلو برویم و همه‌چیز را به خاطر بسپرم و نه به رد کلمات روی کاغذ. بعد از کلی مکافات قبول کرده که با من مصاحبه کند و به او گفتم در بازگو کردن زندگی‌اش، از اسامی جعلی استفاده می‌کنم تا هویتش فاش نشود. این دختر ۲۷ ساله، با چشم‌هایی آبی حالا ۵ سال است که روسپیگری می‌کند و قصد دارد این کار را تا ۳۰ سالگی ادامه دهد.

نامش را آمیتیس می‌گوید ولی در خلال صحبت‌هایش  گهگاهی از دستش در می‌رود و اسم واقعی خود را می‌گوید، بعد مصاحبه که این سوتی را به رویش می‌آورم، می‌خندد و می‌گوید تو همان آمیتیس بنویس، همینکار را می‌کنم.

آمیتیس فارغ التحصیل داروسازی از یک دانشگاه دولتی معتبر است و برای اثبات حرفش عکس فارغ‌التحصیلی‌اش را بهم نشان می‌دهد و عکس‌هایی هم از دوران دانشجویی خود در گوشی‌اش دارد، البته به او می‌گویم نیازی نیست که این اثبات را انجام دهد و با پوزخندی می‌گوید:

«مشتریانم ولی فکر می‌کنند برای قیمت بیشتر این حرف را از خودم در آوردم که بگم من خانوم دکترم.»

قتل کاظم سامی؛ سی سال بعد


دانشگاه تهران، سال ۱۳۵۸، مراسم دومین سالمرگ علی شریعتی. از راست ناصر میناچی، علی خامنه‌ای، کاظم سامی، احمد صدر حاج سید جوادی و جعفر شجونی
 

قتل کاظم سامی؛ سی سال بعد
حمید علوی روزنامه نگار- بی بی سی

آذر ماه، ماه خونینی است برای روشنفکران و فعالان سیاسی ایرانی. دوم آذر ۶۷ کاظم سامی به شیوه‌ای به قتل رسید که درست ده سال بعد از آن، پروانه و داریوش فروهر به قتل رسیدند. پیکر آنها کاردآجین شد.
در همین ماه بود که علی اکبر سعیدی سیرجانی، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری هم به قتل رسیدند.
کاظم سامی روانپزشک، از بنیانگذاران جنبش انقلابی مردم ایران (جاما)، نخستین وزیر بهداشت پس از انقلاب و نماینده مجلس اول از تهران، زمانی که در مطب خود منتظر ویزیت آخرین بیمار بود، به شیوه فجیعی به قتل رسید. سامی با ضربات کارد بر سر و سینه و دستش سلاخی شده بود. پس از سی سال، راز قتل او هنوز برملا نشده است.
برخی معتقدند که قتل کاظم سامی نخستین قتل سیاسی از این نوع بود که در دهه هفتاد، با عنوان "قتل‌های زنجیره‌ای" تدوام یافت.