Monday, November 19, 2018

دموکراسی: تعابير و واقعيات



دموکراسی: تعابير و واقعيات
مصاحبه با انترناسيونال
انترناسيونال: با پايان جنگ سرد و فروپاشى بلوک شرق همه جا صحبت از پيروزى دموکراسى است. ميگويند براى اولين بار در تاريخ، دموکراسى در بالغ بر ١٧٠ کشور برقرار شده است. سقوط يکى پس از ديگرى ديکتاتورى هاى نظامى در کشورهاى آمريکاى لاتين در چند سال اخير، روى کار آمدن دولتهاى جديدى در نتيجه انتخابات عمومى در برخى کشورهاى اروپاى شرقى و يا اين اواخر در آفريقا، مويد اين امر در نظر گرفته ميشود. تفسير شما از اين واقعيت چيست؟ آيا آنچه اتفاق افتاده واقعا پايان ديکتاتوريهاى نظامى و حکومتهاى مستبد و توتاليتر است؟
منصور حکمت: اتفاقا بنظر ميرسد بحث پيروزى دموکراسى اين اواخر فروکش کرده باشد. دو سه سال پيش در اوج اين بحث استنباط خودم را گفتم. "عصر سقوط ديکتاتورى ها" همان موقع هم فرمول توهم آميزى بود که ورد زبان سياستمداران ليبرال و روشنفکران ناراضى کشورهاى عقب مانده و بلوک شرق بود. اين گواه دلخوشى هايى بود که اينها نسبت به گرفتن پاداشى به مناسبت پيروزى غرب بر شرق داشتند. خيلى زود معلوم شد که از اين خبرها نيست. اگر يادتان باشد براى مثال جمهوريخواهان ايرانى حتى کفش و کلاه کرده بودند که به تهران بروند و آغاز اين عصر را در رکاب "پرزيدنت رفسنجانى" جشن بگيرند. امروز دارند تلفاتشان را ميشمارند. بهرحال با اين فرمول اين تيپ اجتماعى و به دنبال آنها بخشى از مردم محروم چه در غرب و شرق و چه به اصطلاح در جنوب، پشت آلترناتيوهاى دست راستى جديد و دورنماى نظم نوين جهانى آمريکا و غرب به خط شدند. اين توهمات امروز بشدت تضعيف شده. معلوم شد که پايان جنگ سرد با گسترش آزادى ها و حقوق انسانى و يا صلح و صفاى اجتماعى مترادف نيست. برعکس همه دنيا دارد از رويدادهاى هولناک سه سال اخير و ناامنى سياسى و اجتماعى در سطح بين المللى حرف ميزند.

دوست داشته باشید یا نه، تغییر رژیم به ایران خواهد رسید و ربطی به برجام و تحریم ندارد!



-بعد از مرگ رهبر جمهوری اسلامی جنگ بر سر جانشینی او اجتناب ناپذیر است.
علی خامنه‎ای هرگز مثل خمینی کاریزمای لازم برای انتخاب جانشین خود را ندارد و مجلس خبرگان هم مترسک است.
-وحشتناک‎ترین کابوس این است که بعد از مرگ خامنه‎ای سپاه قدرت را در دست گیرد.
-هیچ تضمینی وجود ندارد که پس از مرگ خامنه‎ای معادلات در ایران دموکراتیک رقم بخورد و صلح در ایران و منطقه پایدار بماند.
-فقط موشک‎های بالستیک و حمایت از شبه نظامیان در سوریه و یمن و لبنان نیست بلکه پای آزادی بیش از ۸۰ میلیون ایرانی در میان است.
*منبع: نشنال اینترست
*نویسنده: مایکل روبین
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
مایکل روبین تحلیلگر مسائل خاورمیانه و مشاور سابق وزیر دفاع آمریکا در امور ایران و عراق در مجله «نشنال اینترست» با اشاره به بحران جانشینی علی خامنه‎ای پس از مرگ او نوشته تغییر رژیم در ایران خواهد رسید و این هیچ ربطی به خروج آمریکا از برجام و یا تحریم‌های دولت ترامپ علیه رژیم ندارد.
تغییرات در ایران از راه می‌رسند اما این تغییر هیچ ربطی به خروج دولت ترامپ از توافق اتمی (برجام) و یا تحریم‌های ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ندارد. در حالی که سیاست‌گذاران آمریکا درباره بهترین شکل تغییر رفتار رژیم ایران صحبت می‌کنند، نه دولت ترامپ و نه مخالفان وی هیچ آمادگی برای تغییر چهره‌ی این رژیم ندارند:‌ مرگ علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی!

واژۀ ترس‌ناک در اعترافات وحید مظلومین و محمدسالم



واژۀ ترس‌ناک در اعترافات وحید مظلومین و محمدسالم
محمد اسماعیل قاسمی (‌محمد سالم) گفت: «‌همه نشسته بودن من لفظ بدم ببینن چه جوری میشه بازار!». آخر یک نفر با یک لفظ می توانسته سیستم اقتصادی را متلاطم کند؟!
احسان‌محمدی - عصرایران
محمد اسماعیل قاسمی (‌محمد سالم) گفت: «‌همه نشسته بودن من لفظ بدم ببینن چه جوری میشه بازار!». آخر یک نفر با یک لفظ می توانسته سیستم اقتصادی را متلاطم کند؟!
احسان‌محمدی - عصرایران
به دار آویختن وحید مظلومین و محمداسماعیل قاسمی ملقب به محمدسالم که از آنها با عنوان سلاطین سکه و دلار نام برده‌شد، در افکار‌عمومی بازخوردهای متفاوتی داشت، از «حقشون بود چون زندگی خیلی‌ها رو آتیش‌زدن» تا «من که باورم نمیشه اعدام‌شون کرده باشن، تو فیلم که قیافه‌شون مثل کسی نبود که اعدام میشه و انگار خیال‌شون راحت بود» و «اگه اینا واقعاً عامل اختلال در بازار بودن، حالا اعدام شدن پس چرا قیمت سکه و دلار نیومد پایین؟» و ...
اشرافی بر پرونده ندارم و در روزهای اوج گرفتن قیمت‌ها هم نه دلاری خریدم و نه سکه ای اندوختم اما در میان ویدئوهایی که از این دو منتشر شد، یک جمله از محمد اسماعیل قاسمی برای من تکان‌دهنده بود. آنجا که می گفت:« همه نشسته بودن من لفظ بدم ببینن چه جوری میشه بازار!»
این «لفظ‌دادن» دو‌کلمه است اما پشت‌سرش دنیایی حرف می‌شود پیدا کرد. اینکه یک نفر می‌تواند با یک «لفظ» سیستم اقتصادی یک کشور را متلاطم کند و زندگی میلیون‌ها ایرانی را به مخاطره بیندازد تکان‌دهنده نیست؟ نشانگر قوت و قدرت اوست یا ضعف سیستم‌های مدیریتی؟
«لفظ‌دادن» یک نفر امر غریبی در جهان‌سوم نیست. در کشورهای پیشرفته‌ی دنیا «قانون» بر «لفظ» غلبه کرده‌است. اینجا اما هنوز یک نفر که نه وزیر اقتصاد است و نه نماینده مجلس، نه تئوریسین جامعه‌شناسی است و نه دبیرکل حزب سیاسی با «لفظ‌دادن» می‌تواند چنان جریان‌آفرینی کند که چند وزارتخانه کلیدی کشور، هزاران شعبه بانک، صدها کارخانه و شرکت و میلیون ها شهروند دچار آشفتگی شوند.
مشابه چنین چیزهایی را تنها در فیلم‌ها و سریال‌های مافیایی دیده بودیم. آنها که خود را از «قانون» بالاتر می‌دانند و خودشان وضع کننده قوانین جدید می‌شوند. چیزی شبیه دستورهای«دون کورلئونه» در فیلم سینمایی پدرخوانده یا «پابلو اسکوبار» در نارکوس!


بررسی بسیاری از پرونده‌های پر سر و صدای این کشور همیشه ما را به یک نفر می‌رساند که فراتر از «قانون» عمل کرده، «لفظ» داده‌است و بر اساس لفظ او عده‌ای خودسر یا منفعت‌طلب کشور را به سمت سیاه چاله‌ای هولناک برده اند. (گاهی البته آن یک نفر، حداکثر در حد حروف الفبا به مردم معرفی می‌شود!)
اگر قانون محترم شمرده شود، عقلانیت حاکم باشد، ضابطان و ناظران و بازرسان با پاکدستی به کارشان بپردازند آیا باز هم امکان دارد یک نفر با جسارت پیدا کند با «لفظ دادن»های غیرقانونی سیستم را مختل کند؟
چه شده که عده‌ای نه تنها با امثال شهرام جزایری و بابک زنجانی همدردی می‌کنند بلکه با حسرت می‌گویند «زرنگ» بودند و از آب گل‎آلود ماهی گرفتند! یعنی به جای نکوهش این سبک مکیدن خون ملت، آه می‌کشند که چرا آب گیر ما نمی‌آید شنا کنیم؟!
از سوی دیگر خوشبینانه است که باور کنیم با اعدام وحید مظلومین و محمداسماعیل قاسمی، دیگر سودجویان چنان بترسند که دیگر سمت تخلف نروند که اگر این‌چنین بود بعد از سختگیری‌های آیت‌الله خلخالی تا امروز باید بساط مواد مخدر از این کشور جمع شده‌بود. اما یکی از الزامات مدیریتِ فضای به هم ریخته، قاطعیت در برخورد بی‌اغماض با «همه»ی مفسدان است.
برخورد واقعی با جاده صاف‌کن‌های آنها، مهره‌های دُرشتِ پشت‌پرده و آنها که به این افراد خوش‌اشتها می‌گویند: نترس! برو جلو، هوات رو داریم! ... این‌طور مردم هم با اطمینان می‌گویند فقط آفتابه دزدها تاوان نمی‌دهند.