Thursday, September 6, 2018

ساختن مساجد در افریقا توسط آخوندها از جیب مردم گرسنه ایران



ماشین سرکوب حکومت ترک برداشته است




ماشین سرکوب حکومت ترک برداشته است

اعتراضات دی ماه ۹۶ و مرداد ۹۷ گرچه محدود بود اما زنگ خطری جدی برای کاست حاکم اعم از  رانت خواران و اعضای سازمان سرکوب و دستگاه تبیغاتی حکومت بوده است. از سی میلیارد دلار ارزی که در اواخر سال ۹۶و چند ماه اول سال ۹۷از کشور خارج شده مطمئنا بخش قابل توجهی به رانت‌خواران و مقاماتی تعلق دارد که نه ایران را جایی امن برای اموال به تاراج‌برده‌‌ خود می‌دانند و نه این کشور را محل اقامت دائمی برای خود.
بخشی مقامات حدود دو دهه است که در حال کسب اقامت از دیگر کشورها برای روز مبادایشان بوده و هم مستغلاتی در کشورهای دیگر خریداری کرده‌اند. آنها که هنوز برای اقامت در کشورهای غربی اقدامی نکرده باشند (بسیاری از سال‌ها قبل چنین کرده بودند) مشغول خرید خانه و مستغلات و کارگاه و مغازه در ترکیه و گرجستان و دبی و مجارستان هستند. موج مهاجرت مردم عادی به تنگ آمده از شرایط کشور معمولا این بخش از مهاجرت یا دقیق تر بگوییم خروج سرمایه‌های به تاراج رفته از کشور را مغفول گذاشته‌اند.
احساس عدم امنیت قوای قهریه
همه‌ فیلم‌هایی که از برخورد مردم کوچه و خیابان با نیروهای بسیجی، انتظامی و نظامی و حزب اللهی‌ها در داخل کشور منتشر می‌شوند نشان می‌دهد که مردم بی‌ارتباط با کاست قدرت چون چیزی برای از دست دادن ندارند با این نیروها برخوردی تهاجمی پیدا کرده و دیگر رفتار ترس‌آلود را کنار گذاشته‌اند.
این فیلم‌ها نشان می‌دهند که مردم معترض و ناراضی منتظر شرایط مناسب برای دود دادن دودمان حکومت روحانیون و پاسداران آنها هستند. بنا به گزارش‌های مختلفی که از داخل کشور دریافت کرده‌ام،  قشر برخوردار از حکومت و بالاخص آنها که در سرکوب چهل ساله نقش داشته‌اند (اعضای حراست سازمان‌ها، اعضای سابق و امروز بسیج و سپاه، دادستان‌ها و قضات دادگستری و دادگاه‌های انقلاب، بازجوهای نهادهای امنیتی و نظامی و انتظامی و بوق‌های تبلیغاتی حکومت) و اعضای خانواده‌ آنها به‌شدت در شرایط افسردگی ناشی از ترس دائمی زندگی می‌کنند و به تک و تاب افتاده‌اند تا جان سالم به دربرند. آنها همان‌طور که قاضی دادگاه مشایی گفته کشور را در التهاب می‌بینند. آگهی‌های موسسات حقوقی و مهاجرت که در کار گرفتن ویزا از کشورهای خارجی هستند در داخل کشور بسیار پر رونق است و کسانی که بیشترین منابع را در اختیار دارند (نزدیکان به حکومت و بالاخص اعضای قوای قهریه) بیشترین خریدار این خدمات هستند. این را از میزان آگهی‌ای که این موسسات به شبکه‌های تلویزیونی خصوصی در خارج کشور می‌دهند می‌توان متوجه شد.
براندازی بسیار بیش از چهل سال قبل محتمل است
نسلی که امروز هنوز بر کشور حاکم است دوران انقلاب ۵۷ را فراموش نکرده‌است. یک رژیم مستقر با درآمدهای سرشار نفتی در عرض یک سال و اندی از مراسم چهلم مصطفی خمینی در مسجد ارک (اجتماعی چند صد نفره) در آذر ۱۳۵۶ تا ۲۲ بهمن ۵۷ سقوط کرد. آنها این سقوط را به چشم خود دیده و تجربه کرده‌اند. به رغم تبلیغات حکومتی برای ابدی بودن حکومت الهی و تبدیل بر‌اندازی به تابو و محاکمه و زندانی کردن هزاران نفر به این اتهام، همه‌ مقامات می‌دانند که رژیم‌های سیاسی به سرعت ساقط می‌شوند اگر اراده‌ سرکوب تضعیف شده و مردم ناراضی علیه حکومت جری شوند. عامل دوم به اندازه‌ی کافی وجود دارد و عامل اول نیز بشدت ترک برداشته است.
کسانی که با انواع استدلال می‌خواهند بگویند این رژیم ابدی است فراموش می‌‌کنند که حکومت پهلوی اگر آزادی‌های سیاسی را نقض می‌کرد حداقل به آزادی‌های اجتماعی و فردی کاری نداشت و ایرانیان هر روز وضع اقتصادی‌شان بهتر می‌شد و در دنیا خطر امنیتی به حساب نمی‌آمدند. وضع جمهوری اسلامی نسبت به حکومت پهلوی در سال ۵۷ بشدت وخیم تر است اما سازمان سرکوب آن بسیار خشن تر، دستگاه تبلیغاتی آن فریبکارتر و مقامات همه دست اندرکار امور امنیتی یا مورد اعتماد ماشین سرکوب‌ها بوده‌اند.  

واژگون شدن قیف ارعاب
از دی۹۶ بدین سو قیف ارعاب در ایران وارونه شده است. پیش از این مردم بودند که از حکومت می ترسیدند اما از دی ماه بدین سو این حکومت است که از مردم می هراسد. این ترس را در تک تک سخنان مقامات جمهوری اسلامی و رفتار بوق‌های تبلیغاتی آن می توان مشاهده کرد، از عذرخواهی امثال محمد خاتمی و هشدار وی در باب سقوط نظام «اگر تن به اصلاحات ندهد» تا اشتباه کردم خامنه‌ای، از هشدارهای اصلاح‌طلبان برای تغییر در سیاست‌ها تا خط و نشان کشیدن نیروهای امنیتی و روحانیون چکمه‌پوش برای معترضان و تهدید آنها. مقامات حکومتی از همه‌ جناح‌ها اقرار دارند که مردم ناراضی‌اند (حتی احمد جنتی رئیس مجلس خبرگان، فارس ۱۳شهریور۱۳۹۷) و حاکمان را فاسد و سوء‌استفاده‌چی می‌دانند (علاءالدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، دنیای اقتصاد۱۳ شهریور۱۳۹۷). کارزار «فرزندت کجاست» برای رفع و رجوع این تصور شکل گرفت.
معترضانی که در ملا عمومی می گویند، «آخوند، بره گم بشه» و نیروهای سپاه و بسیج هم دخالت نمی‌کنند، ترس را کنار گذاشته‌اند. فرماندهان نیروی انتظامی حتی در وظایف محوله مثل اعمال حجاب اجباری در مواردی که احساس کنند خشم عمومی گریبان آنها را می‌گیرد و تذکر ماموران به تنش می‌انجامد دستور به عدم مداخله می‌دهند. در اعتراضات مرداد ۹۷ به رغم شعارهای ضد روحانیت و ضد خامنه‌ای (توهین به مقدسات به بیان فرماندهان نظامی و انتظامی) خبری از لباس شخصی‌ها و تیراندازی مستقیم نیروهای رسمی به مردم نبود.
اینها نه به دلیل مهربان شدن دستگاه سرکوب بلکه به دلیل ترس آنها از گسترش اعتراضات در صورت خشونت عریان در ملا عام است. البته تلاش می کنند با کشتن یک یا چند نفر توسط تیر غیب معترضان را بترسانند اما آشکارا به کشتار دست نمی‌زنند. نائب امام زمان «الدنگ» خوانده می‌شود و فداییان وی واکنشی نشان نمی‌دهند. معترضان آشکارا نیروهای سرکوب را «بی شرف» می‌خوانند و آنها عکس‌العملی نشان نمی‌دهند. حکومت به شدت از کشتن معترضان به دست نیروهای رسمی هراس دارد چون از نارضایی گسترده و به لب آمدن جان مردم عادی به خوبی آگاهی دارد.

یک موج دیگر، ریزش گسترده
شرایط امروز حاکی از آن است که اگر یک موج دیگر همانند موج دی ماه ۹۶تکرار شود ریزش در نیروهای سطح پایینی سرکوب تشدید خواهد شد و این نیروها با مشکل جدی در استخدام نیرو مواجه خواهند شد. نیروهایی که در سازمان سرکوب و ماشین تبلیغات حکومت کار می کنند با دو ملاحظه در کار خود مانده‌اند؛ احساس ابدی بودن حکومت و تداوم امتیازات و رانتها.
هر کدام از این دو که مخدوش شود این نیروها را به رها کردن شغل خود تحریک خواهد کرد. در ماه‌های تیر تا آذر ۱۳۸۹ که اعتراضات جنبش سبز ادامه داشت بسیاری از نیروهای سازمان سرکوب درخواست بازنشستگی کردند. این نیروها بعد از سرکوب جنبش سبز در قالب‌های دیگری مثل شرکت‌های خصوصی اقماری برای دستگاه‌های امنیتی و نظامی به کارهای سابق خود برگشتند. سخنان کسانی مثل عطا الله مهاجرانی که نظام را ابدی جلوه می‌دهند (در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی، ۳۰ اوت۲۰۱۸) معطوف به حفظ نیروهای سازمان سرکوب در جایگاه موجود آنهاست.
مجید محمدی/ ایران اینترنشنال

یک استاد علم اقتصاد دلار به ۴۰ هزار تومان می‌رسد.


                                          پول بی ارزش زیمباوه

 دلار به ۴۰ هزار تومان می‌رسد.
حسین راغفر ما دشمن لازم نداریم. ارزیابی ما نشان می‌دهد، سکوت دولت و هم‌سویی مجلس می‌گوید کودتایی درحال شکل‌گیری است و این اتفاقات ابزار کودتا است.

احمد خاتمی: پیامبر ساخت بمب اتمی را حرام کردند



حمد خاتمی در همایش طلایه‌داران تبلیغ اظهار داشت: رسالت ما روحانیون طبق سوره احزاب چند مورد است که ازجمله آن‌ها می‌توان به تقویت بنیه اعتقادی، اخلاقی و سیاسی مردم اشاره کرد.
به گزارش تسنیم،  خاتمی با اعلام اینکه سخنان امروز رهبری در جمع اعضای مجلس خبرگان مصداق بصیرت است که مبلغان می‌توانند برای بصیرت افزایی از آن استفاده کنند ابراز کرد: باید بدانید هدف نهایی دشمنان براندازی نظام است.
وی با تأکید بر اینکه نسبت دادن ساخت بمب اتم، حمایت از تروریسم و یا عدم رعایت حقوق بشر از سوی استکبار یک طنز چهل‌ساله است عنوان کرد: ما به دنبال بمب اتم نیستیم نمی‌توانیم هم باشیم چراکه پیامبر اکرم استفاده از چنین سلاحی را حرام کردند.
عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان رهبری بیان اینکه در بخش نقض حقوق بشر نیز، رفتار پلیس سفیدپوست آمریکا با یک شهروند سیاه‌پوست بیانگر واقعیت این جامعه است اظهار داشت: در عرصه حمایت از تروریسم و ماجرای سوریه ما دیدیم که استکبار تروریسم صادر می‌کند و ائتلاف آن‌ها نیز تقویت‌کننده داعش بود.
خاتمی با بیان اینکه به فرموده رهبری ریشه بسیاری از مشکلات داخل کشور است هرچند نمی‌توان نقش تحریم‌ها را نادیده گرفت ابراز کرد: پمپاژ یاس و ناامیدی در جامعه از دیگر اقدامات دشمنان است.
عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان رهبری با اعلام اینکه امروز رهبر انقلاب در جمع اعضای خبرگان رهبری فرمودند خوش‌بین باشید، گفت: امینت موجود در کشور بسیار مهم است آن هم در شرایطی که گروه‌های مختلف برای انجام برخی اقدامات وارد کشور شده اما توسط دستگاه اطلاعاتی کشور متلاشی می‌شوند.
وی با اشاره به آزادی بیان موجود در کشور و با تأکید بر اینکه اگر این اظهارنظرها تشکیلاتی و باهدف براندازی باشد جرم تلقی می‌شود، اظهار داشت: اما امروز روزنامه‌ها را که باز می‌کنیم می‌بینیم افراد هرچه می‌خواهند می‌نویسند و کسی نیز با آن‌ها برخورد نمی‌کند چراکه در این نظام اظهارنظر جرم نیست.
.تبعیت از رهبری عامل موفقیت جامعه در 40 سال گذشته بوده است
خاتمی بابیان اینکه می‌توانیم ادعا کنیم که بدنه روحانیت جز اقشار محروم جامعه است افزود: از دیگر برنامه‌های دشمن تخریب رهبری است و اینکه چرا رهبری در شرایط کنونی کاری نمی‌کند.
وی با اشاره به عدم اقدام درست برای تحقق اقتصاد مقاومتی در جامعه و عدم رعایت برخی موارد اعلام‌شده از سوی رهبر انقلاب در برجام ابراز کرد: موفقیت‌های این کشور از رهگذر اطاعت از ولی‌فقیه به‌دست‌آمده است.

صمد واقعی، صمد اسطوره‌ای؛ پنجاه سال بعد



صمد واقعی، صمد اسطوره‌ای؛ پنجاه سال بعد
بهروز روحانی 

"ارس درست در پشت پاسگاه جریان داشت. در میان خنده و شوخی، لخت شدند و به آب زدند. [...] پنجاه متری شنا نکرده بود که صدای فریاد صمد را شنید: "دکتر! دکتر!" بلافاصله برگشت و دید که صمد تا بالای شانه‌هایش توی آب است و هراسان دست و پا می‌زند. بلافاصله چرخ زد و در خلاف جهت جریان آب، رو به سمتی که صمد بود، با تمام قوا دست‌ و پا زد. تقریبا نصف فاصله را طی کرده بود که صمد برای سومین بار صدایش کرد. [...] دید که جریان تند صمد را در خود بلعید. دید که صمد ناپدید شد. دید که جهان خاموش شد."
این بخشی از روایت حمزه فرهتی است در کتاب خاطراتش(از این سال‌ها و سال‌های دیگر)،‌ از لحظه‌ای که صمد بهرنگی در شهریور ۱۳۴۷ در رود ارس غرق شد. به همراه پیکر صمد، تصویر واقعی‌اش نیز با جریان تند رودخانه رفت و ناپدید شد. چند روز بعد که از آبش گرفتند دیگر آن آدم پیشین نبود، نویسنده متعهد کودکان و معلم دلسوز روستاهای آذربایجان، بلکه بدل شد به یکی از نمادهای مبارزه در ایران. شایعه دهان به دهان می‌رفت و دوستان سیاسی و نویسنده‌اش در آن می‌دمیدند که صمد را ساواک سر به نیست کرده است.
از مرگ صمد بهرنگی نیم قرن می‌گذرد و همچنان اسطوره تعهد و مقاومت به شمار می‌آید. اما او که هنگام مرگش تنها ۲۹ ساله عمر کرده بود، چه می کرد و چه در سر داشت؟ واقعیت و اسطوره‌ صمد چیست؟

فرمانده بسیج: بوی مذاکره با دشمن می‌آید



فرمانده بسیج: بوی مذاکره با دشمن می‌آید
غلامحسین غیب پرور فرمانده بسیج در هجدهمین اجلاس سراسری بسیج اساتید گفت : برخی می گویند مشکلات کشور راه حل سیاسی دارد، این حرف‌ها بوی بحث مذاکره را می دهد! مذاکره با چه کسی؟ کسی که دستش به خیانت آلوده است؟ در ارتش جنگنده کوثر می‌سازیم و از معدود کشورهای سازنده این حوزه هستیم، دلیل آن است که در ارتش خود باوری هست و دلال و افراد فاسد هم وجود ندارد. بیاید از اقیانوس عظیم بسیج و اساتید بسیجی استفاده کنیم.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: ما با بخش کوچکی از دولت تعامل برقرار کرده ایم اما مثل قطره و اقیانوس است. باید از ظرفیت های داخلی برای حل مشکلات کشور استفاده کرد.

معاون دادستان خراسان رضوی: لباس‌ها و پوشش و ظاهر شیک بچه‌ها، عامل محرک برای کودک آزارهاست.


از نظر معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان ایرانی ها بیماران جنسی از نوع خطرناک هستند
نیره عابدین زاده، معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی گفت:

 لباس ها و پوشش و ظاهر شیک بچه ها عامل محرک برای کودک آزارها است.

ازدواج های حلال و سکس سه دقیقه ای



ازدواج های حلال و سکس سه دقیقه ای

رسوایی اخلاقی آخوندها عالمگیر شده است
روایت رسانه غربی از "ازدواج حلال سه دقیقه‌ای" در جمهوری اسلامی
روزنامه انگلیسی سان در گزارشی به صیغه در جمهوری اسلامی پرداخت و تصویر نامطلوبی از حکومت ملایان ارائه کرد. این روزنامه نوشت: برخی زنانی که ازدواج موقت (صيغه) انجام می‌دهند، تن‌فروش هستند که "ازدواج‌های حلال سه دقیقه‌ای" انجام می دهند.
به گزارش فرارو، سان مدعی شد برخی زنانی که ازدواج موقت انجام می‌دهند، تن‌فروش هستند که برای اجتناب از شلاق، "ازدواج‌های حلال سه دقیقه‌ای" به مشتریان می‌فروشند تا بتوانند به طور قانونی رابطه جنسی داشته باشند.
این روزنامه صیغه را "مفری" دانسته است که به مردان اجازه می‌دهد، به طور موقت چند همسر داشته باشند. در واقع بر اساس تصویری که این روزنامه ارائه کرده، در ازدواج‌ موقت مردان به دنبال بهره‌مندی از لذت‌ و زنان به دنبال کسب درآمد هستند.
تجارت رسمی سکس در جمهوری اسلامی
شکوه میرزادگی: این روزها مطالبی در ارتباط با رفت و آمد توریست ها به «خانه های عفاف» در شهرهای عمدتا زیارتی فاش و در برخی نشریات بازتاب داشته که نشان از فاجعه ی دیگری ست که انقلاب اسلامی بر سر ایران و ایرانی آورده است. بر اساس گزارشی که چند روز پیش روزنامه شهروند آن را منتشر کرده، فقط در شهر مشهد بیش از 6 هزار «مسافرخانه ی غیر مجاز» وجود دارد که «پذیرای توریست هایی از کشورهای مسلمان هستند». در این نوع خانه ها، دلالان با خیال راحت و در مقابل چشمان حکومتی که تا اعماق زندگی حتی خصوصی مردمان را کنترل می کند، به فروش آزاد سکس مشغولند.
حتی اخیرا یکی از معاونین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز به شکلی ضمنی این نوع گردشگری را، که بر اساس فروش سکس می باشد، تایید کرده است. محمد محب خدایی، با اشاره به پایین رفتن ارزش ریال به خبرنگاران گفته است که: «ورود گردشگر از عراق 90 درصد رشد داشته و سفر اهالی جمهوری آذربایجان به ایران هم 70 درصد بیشتر شده است. افغان‌ها نیز 40 درصد بیشتر به ایران سفر کرده‌اند، این رشد در سه حوزه ی زیارت، سلامت و تجارت بوده است.»
شهروند می نویسد:« اما اینها تمام اهدافی نیست که مسافران عراقی را به ایران می‌کشاند. گردشگری ایران، اگر چه همیشه به واسطه میراث فرهنگی غنی و همچنین اماکن مهم زیارتی، مطرح بوده اما حالا، ابعاد تازه‌ای از تخلفات، این صنعت را به حاشیه کشانده است... گزارش‌ های فعالان گردشگری نشان می‌دهد که بعضی از زائران عراقی محل اسکان شان را به شرط حضور زنی برای ازدواج موقت [صیغه] انتخاب می‌کنند و براحتی راهی این مکان‌های اقامتی غیرمجاز [خانه های عفاف] می‌شوند».
سابقه ی خانه های فروش سکس
بیست سال پیش، وقتی رفسنجانی، رییس جمهور وقت رژيم اسلامی، از «صیغه» به عنوان «راهکاری برای مقابله با مشکلات جنسی جوانان» نام برد، و آن را به جوانان توصیه کرد، اين امر برای مردمان ایران، به ويژه نسل جوان و طبقه متوسط تحصیل کرده حکم یک شوک را داشت. «صیغه» برای نسلی که کودکی و جوانی اش در ایران مدرن شده ی دوران پهلوی ها و در فضای بدست آوردن حقوق و آزادی های زنان گذشته بود، نوعی تحقیر و اهانت به زن بحساب می آمد. و به همین دلیل، در بدو امر، اعتراض ها و برخوردهای مردمان با توصیه ی رفسنجانی و، در پی آن، به هیجان آمدن آیت الله ها و ملاها چنان بود که حکومتی ها ظاهرا جا زدند در حالی که از آن پس قضیه صیغه را به طور جدی دنبال کردند.
متاسفانه، در همان زمان، تعدادی از زنان که خود را «فمنیست اسلامی» می نامیدند، و حتی تنی چند از زنان فمنیست مشهور خارج کشوری، آن پيشنهاد را به عنوان راهی برای ارتباط آزاد بین زن و مرد، که پس از انقلاب اسلامی به شدت تحت کنترل قرار گرفته بود مفید تشخیص دادند.
یادم می آید در همان روزها و در یک برنامه تلویزیونی، وقتی با صراحت صیغه را نوعی «تن فروشی مذهبی» نامیدم برخی گفتند این اهانت به اسلام است. اما من خطاب به آن ها می گفتم: «اگر از هم اکنون مقابل این فاجعه ی ضد انسانی نایستید فردا دختر دوازده - سیزده ساله ی شما دست مردی را ،که تن خود را به او فروخته، می گیرد، و به خانه می آورد و در مقابل اعتراض شما هم می گوید: مگر کاری خلاف شرع و قانون کرده ام؟»
ولی اکنون صادقانه اعتراف می کنم که در آن زمان به باورم هم نمی آمد که روزی شاهد وجود هزارها خانه ای باشیم که زنان سیاه روز ایرانی رسماً در آن به تن فروشی مشغولند.
شروع راه اندازی خانه هایی برای تن فروشی مذهبی
از همان زمان بدبختی شروع شده بود. با همه ی مخالفت هایی که از سوی مردمان پیشرفته و با فرهنگ نسبت به این حکم ضد انسانی بوجود آمد، اولا صیغه رسما به عنوان یک قانون مورد استفاده برخی از مردان متاهل قرار گرفت و سپس حکومتی ها، به وسیله ی عوامل شان، با راه اندازی خانه هایی در سراسر ایران به عنوان «خانه ی عفاف» تن فروشی را رسمی کردند. سال های اول راه اندازی این خانه ها را به گردن «افراد مشکوک» می انداختند و بعد دیگر ابایی نداشتند که از این خانه ها یکی پس از دیگری در سراسر ایران شروع به کار کند.
يعنی، آن ها که در ابتدای انقلاب محله ی بسته ی «شهرنو» را - که تنها در یک گوشه ای از تهران بود، و رفت و آمد در آن به سختی انجام می گرفت - به آتش کشیدند و معدود زنان بدبخت و بینوای آن را به زندان انداختند، یا سوزاندند و کشتند. حالا خودشان شهرنو را در سراسر ایران به پا کرده و زنان و حتی دختران زیر سن قانونی را که از لحاظ مالی در تنگنا بودند و يا موهومات مذهبی را حکم شارع می دانستند تشويق به تن فروشی «رسمی و شرعی» می کنند.
صیغه و مذهب اسلام
صیغه، یا متعه (لذت بردن)، معامله ی مالی کوتاه مدتی در مذهب شیعه است. يعنی این رابطه، مثل هر معامله ی شرعی، از ابتدا باید هم مدت اش معلوم باشد و هم مبلغی که برای آن از سوی زن خواسته می شود.
جز شیعیان، بقیه ی انواع مسلمانان، این نوع رابطه را زشت و حرام می دانند. و فقط در عالم تشیع اثنی عشری است که زنان مجرد می توانند به هر تعداد باری که دل شان خواست تن خود را بفروشند و مردان مجرد یا متاهل می توانند به هر تعداد باری که دل شان خواست تن زنی را بخرند. در دوران رژيم جمهوری اسلامی برخی از آیت الله هایی این نوع خرید و فروش تن را حتی کاری واجد «ثواب» اعلام کرده و زنان را رسما به این نوع تن فروشی تشویق می کنند.
قانونی شدن صیغه در قوانین جمهوری اسلامی
صیغه در سال 1391 (یعنی شش سال قبل) از نظر قانونی هم رسمیت پیدا کرد و در ماده 21 قانون حمایت خانواده «نکاح موقت بر اساس احکام شریعت و قانون مدنی» جایز شناخته شد. بر اساس این قانون، صیغه نیازی به تایید و ثبت قانونی ندارد و با رضایت طرفین و ذکر کلماتی به فارسی یا عربی انجام می شود. در این قانون گفته شده که ثبت آن در سه حالت الزامی است: باردار شدن زوجه، توافق طرفین، شرط ضمن عقد.
در عین حال سن زنان و یا اجازه پدر و مادر (که در ازدواج مطرح است) در این رابطه مطرح نیست و هر زن «غیر باکره ای» با هر سنی می تواند تن خود را به هر کسی که می خواهد بفروشد.
زنانی که بیشترین چوب قانون صیغه را می خورند
هنوز و همچنان، و پس از بیست سال تشویق حکومتی ها برای توسعه و گسترش چنین قانون ضد بشری، زنان و مردان تحصیل کرده و با فرهنگ و باورمند به حقوق بشر این قانون را اهانت به انسان می دانند. حتی جوان هایی که می خواهند با هم ارتباط عاشقانه داشته باشند تن به این قانون نمی دهند و نام رابطه ی طبیعی و انسانی خود را، که نه بر اساس پول و صرفاً بر اساس علاقه است، «ازدواج سپید» گذاشته اند. این جوان ها بارها حتی وقتی که به وسیله ی ماموران دستگیر می شوند حاضر نیستند بگویند که صیغه شده اند، و چوب بازداشت و حتی شلاق را به جان می خرند که نام و آبرویشان در خطر نیفتد.
در واقع بیشترین کسانی که صیغه را پذیرفته اند چند گروه هستند:
1ـ مردان هرزه ای که با داشتن همسر می خواهند رابطه ی جنسی با زنان تن فروش داشته باشند. و یا مردان مجردی که به دلیل نیازهای جنسی و نداشتن یار و همراهی طبیعی دست به خرید سکس می زنند.
2ـ زنان تن فروشی که در هر جامعه ای وجود دارند و «خرید و فروش تن» را حق خود می دانند و صیغه شدن را نه به دلیل شرعی که به دلیل ترس از مجازات پذیرفته اند.
3ـ زنان مذهبی ناآگاهی که، به خاطر باور به تبلیغات حکومتی، صیغه شدن را واجد «ثواب» می دانند که هم «لذتی مشروع» برایشان محسوب شده و هم از آن نفعی مادی می برند.
4ـ زنان فقیری که نان آور خانه و سرپرست بچه هایشان هستند و چون امکان کار شرافتمندانه پیدا نکرده اند از ناچاری به تن فروشی «صیغه» پناه برده اند.
در واقع دو گروه سوم و چهارم بیشترین قربانیان «تجارت سکس» ی هستند که سال هاست جمهوری اسلامی از این نوع تجارت زیر نام «گردشگری حلال» و برای آوردن مردان کشورهای اسلامی به ایران بهره می برد.
گردشگری حلال
«گردشگری حلال»، با تعریفی که خود طرفداران آن مطرح می کنند، نوعی گردشگری است که کارکردش بر بنياد جدا سازی انسان ها از هم و تفکیک آن ها به مسلمان و غیر مسلمان است و، بدتر از آن، بصورتی غیر مستقیم گردشگری را به دو شعبه ی حلال و حرام تقسیم می کند.
بجز در برخی از سایت های ایران و گفته های مسئولین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، که با آب و تاب تمام درباره ی توريسم حلال می نویسند و می گویند، تنها در اندک سایت هایی غیر فارسی از این نوع گردشگری نامی برده می شود با این توضیح که:
«گردشگری حلال یکی از زیرشاخه های گردشگری دینی است که مخصوص خانواده های مسلمانی درست شده که تابع شریعت اسلام اند».
در توضیح آینده ای که برای این نوع گردشگری پیش بینی می شود، می گویند:
«گردشگران حلال در هتل های مخصوص جای می گیرند؛ هتل هایی که الکل و گوشت خوک در آنها سرو نمی شود، استخر و ورزشگاه زنانه - مردانه دارند، و در آنها زنان از حجاب اسلامی استفاده می کنند؛ و احتمالاً نماز خانه هم دارند. پیش بینی می شود که هواپیماهایی نیز به سرويس هواپیماهای عمومی اضافه خواهند شد که علاوه بر الکل و گوشت خوک، گوشت های غیر حلال ديگر را نيز در لیست غذاهاشان نداشته باشند، هنگام نماز را اعلام کنند، قرآن هایی در جیب جلوی صندلی مسافران قرار دهند، به عنوان برنامه های سرگرم کننده ويدئوهای مذهبی نمايش دهند».
و به نظر می رسد که جمهوری اسلامی مورد «صیغه» و یا بهره برداری از زنان را به صورتی «شرعی و حلال» به لیست بالا اضافه کرده است، زیرا همه چیز حاکی از آن است که مسئولین حکومتی کاملا از این نوع «پذیرایی حلال» با خبرند.
چند روز پیش خبرآنلاین در گزارشی نوشت: «در حالی که هتل‌های رسمی و معتبر از پذیرش زوج‌هایی با ترکیب مرد خارجی و زن ایرانی (و حتی شرعی) منع شده‌اند، بخشی از زائران خارجی، به‌ویژه عراقی‌ها، در منازل شخصی اسکان یافته و در نقاط مختلف شهر پراکنده شده‌اند؛ منازلی که نه مجوز فعالیت دارند و نه بر آنها نظارت می‌شوند.»
اما در همین گزارش گفته شده که: «بنا بر اعلام مسئولان دولتی [این خانه ها] بیش از 5 هزار واحد است». در واقع این خود نشان می دهد که دولت کاملاً بر این خانه ها نظارت دارد.
در عین حال، محمد قانعی فر، رییس اتحادیه هتلداران، نیز حضور زوار عرب را در مسافرخانه ها [خانه های عفاف] تایید می کند زیرا «در شهرهایی مثل مشهد و قم که زائرپذیر هستند، مراوده و مراجعه افراد غیرایرانی به خصوص عرب‌ خیلی بیشتر مشهود است». او می‌گوید: «در یک ماه اخیر حضور گردشگران خارجی به‌ویژه عراقی‌ها در مشهد بسیار رونق گرفته و این امر رونق هتل‌ها را به دنبال داشته است. این در حالی است که تا پیش از این همکاران ما داشتند متضرر می‌شدند و با این روند جلوی این ضرر گرفته شد»!.
نشریات ایرانی هم اکنون از گزارش سه سال پیش نشریه «گاردین» می گویند که مدعی وجود سکس توریستی در شهر مشهد شده بود. این گزارش که به حضور زوار عراقی در مشهد می‌پرداخت از تن ‌فروشی در این شهر گفته بود.
قانعی فر می گوید: «نام ایران میان عراقی‌ها بد مطرح می‌شود، مثل همان نگاهی که خیلی از ایرانی‌ها به تایلند دارند. این موضوع اگرچه بارها تکذیب شده اما حالا معتقدیم که باید درباره‌اش صحبت کرد. این مسأله را در جلسات رسمی هم مطرح کرده‌ایم. با این حال متاسفانه نمی‌شود آشکارا با این مشکل برخورد کرد، چراکه مجبوریم سرمایه‌گذاری در بخش گردشگری را فعال نگه داریم. با شرایط فعلی مملکت ما و مشکلاتی که وجود دارد، این حاشیه‌ها هم دور از انتظار نیست. در این‌باره نیازمند تصمیمات جمعی و گروهی هستیم و باید تمام جوانب در نظر گرفته شود. شرایط خاصی است، باید دید کدام تصمیم به نفع کشور است».
می بینیم که رییس هتلداران نیز همچون دیگر دست اندرکاران مملکتی از وجود این نوع تن فروشی علنی و زیر نظر دولت با خبر است اما حذف آن را با «منافع کشور» در تضاد و موجب نگرانی می بیند.
منبع ایران پرس نیوز