Monday, July 9, 2018

انقلاب مسلحانه، افسانه‌ای بیش نیست!



انقلاب مسلحانه، افسانه‌ای بیش نیست!
کیهان لندن - فاضل غیبی
این را هانا آرنت، مهمترین تئوریسین سیاسی قرن بیستم می‌گوید. او برای نخستین بار مسایل مربوط به انقلاب را بررسی کرد و به پرسش‌هایی که زمانی دراز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول می داشت، پاسخی روشن داد.
امروزه ما ایرانیان از یک‌سو شاهدیم، که حکومت اسلامی در حال ریزش است، اما گفتمان «رهبران و فعالان اپوزیسیون» همانست که بود. همه می‌خواهند خیزش مردم را در جهت سرنگونی حکومت اسلامی «مهندسی» کنند، اما چنان سخنان پیشین خود را تکرار می‌کنند، که گویی در دهه‌های گذشته مطالعه‌ای در دانش‌های سیاسی و اجتماعی نداشته‌اند.
صرف نظر از آنان که هنوز هم رؤیای «شورش مسلحانه» می‌بینند، اکثریت از روش‌های مسالمت‌آمیز سخن‌می گویند، اما آنان هم با اشاره به اینکه: «اینها که به زبان خوش قدرت را ترک نمی‌کنند!» برآنند که دست‌کم در «فاز آخر سرنگونی» اعمال زور اجتناب ناپذیر است!

ایران و جنگ نفت



 رژیم ایران می‌تواند از راه‌های غیرقانونی و پیچیده نفت خود را بفروشد اما در مقادیری کم و با قیمتی بسیار پایین، در نتیجه بلافاصله نه تنها با مشکل کمبود درآمد اصلی خود که با آن جنگ‌های منطقه‌ای خود را در سوریه، یمن، لبنان و غیره پوشش می‌دهد، مواجه خواهد شد، بلکه بعید نیست که حتی از پرداخت حقوق کارکنان خود و حمایت و سوبسید کالاهای اصلی شهروندانش نیز عاجز شود. این شرایط می‌تواند به پایان رژیمی سرعت ببخشد که تقریبا از یک سال و نیم گذشته با بحران‎های داخلی و خارجی مواجه است.
دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷ برابر با ۰۹ ژوئیه ۲۰۱۸
شاید بتوانیم دلیل بیشترین جنگ‌های منطقه‌ای را بطور مستقیم یا غیرمستقیم به اختلافات و نزاع‌های نفتی نسبت بدهیم. امروز ما در برابر یک جنگ بزرگ نفتی در منطقه قرار داریم؛ جنگی که رژیم ایران می‌خواهد از آن به عنوان ابزاری علیه غرب استفاده کند و دشمنان رژیم ایران نیز می‌خواهند به وسیله آن زمامداران تهران را خفه کنند.

تغییر در ایران اجتناب ناپذیر است



تغییر در ایران اجتناب ناپذیر است
دماوند - عرفان کسرایی
یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشه توماس کوهن، فیلسوف علم آمریکایی، مفهومی است که به آن جابه‌جایی پارادایم Paradigm Shift (در فارسی: تحول انگاره) گفته می‌شود. تعبیر مناقشه برانگیزی که توماس کوهن در سال ۱۹۶۲ در کتاب مشهور خود با عنوان ساختار انقلاب های علمی The Structure of Scientific Revolutions مطرح کرد.
کتابی که به گواه روزنامه گاردین، یکی از ١٠٠ کتاب پرنفوذ قرن بیستم بوده است. پارادایم به نوعی سرمشق‌ها یا الگوهای مسلط و چارچوب فکری هر دوره است که به صورت ضمنی و نسبی، مورد توافق جامعه یا گروه قرار می گیرد. لیکن با گذر زمان و طرح مسائل جدید، پرسش‌هایی تازه سر بر می آورند که پارادایم غالب موجود، از پس توضیح و تبیین آن‌ها بر نمی آید.
مثال‌های توماس کوهن اغلب در حیطه تاریخ علم و تحولات نظریه های علمی بود اما نکته جالب اینجاست که مساله پارادایم ها و وقوع انقلاب علمی، بسیار شبیه به تحولاتی است که درون جوامع اتفاق می افتد. تاریخ علم، انقلاب های بسیاری را تجربه کرده است. حتی در دورانی که هیچکس تصورش را هم نمی کرد و همه چیز ظاهرا در آرامش به سر می برد، مسائل جدیدی سر برآوردند که با نظریه های موجود قابل توضیح نبودند.
لرد کلوین، فیزیکدان مشهور جایی گفته بود که چیز دیگری در فیزیک برای کشف کردن باقی نمانده است. غافل از اینکه این آرامشی قبل از طوفان بوده و یک موج سهمگین، یک زلزله ویرانگر و ساختارشکن در علم در راه است. موجی که تمام بنیادها و مفروضات اولیه فیزیک رایج آن زمان، یعنی فیزیک نیوتنی را در هم شکست و با ظهور دو نظریه نسبیت و کوانتوم، به انقلاب جدیدی در علم دامن زد. مسائلی که در اوایل قرن بیستم در فیزیک طرح شد، هیچ پاسخی در فیزیک رایج آن زمان نداشت و دانشمندان به دنبال نظریه ای تازه بودند تا بتوانند پاسخگوی این مسائل باشد. تعداد این مسائل روز به روز بیشتر می شد و به حدی رسید که تصحیح ضمنی و اصلاحات خرد در ساختار نظریه رایج، کمکی به حل بحران ایجاد شده نمی کرد.
در تاریخ و سیاست نیز وضع مشابهی وجود دارد. جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ یک نظریه سیاسی بود. نظریه ای که تلاش می کرد درباره جامعه، آزادی، قدرت سیاسی، اقتصاد و همه امور اجتماعی پاسخی از آستین در بیاورد. با گذشت زمانی اندک، به تدریج ناهنجاری هایی در این نظریه سیاسی پدیدار شد که معلوم می کرد، این نظریه سیاسی پاسخگوی امور نیست. بحران درون این نظریه به واسطه تضادی که با واقعیت جامعه داشت روز به روز بالا می گرفت.
نظریه سیاسی جمهوری اسلامی، پاسخی برای مسائل موجود نداشت. یا باید اصلاح و یا با نظریه و نظریه های تازه ای جایگزین می شد. با گذشت دو دهه، عده ای به فکر اصلاح این نظریه ناکارآمد افتادند تا بلکه پاسخی برای مسائل و چالش های جدید پیدا کنند. اما این مسائل جدید، به قدری جدی و چالش برانگیز بودند که اصلاح در نظریه موجود، اساسا ناممکن به نظر می رسید.
اصلاحاتی که نظریه ها را نجات نمی دهد
در نظریه های علمی گاهی چالش ها به قدری گسترده و تعداد پرسش های بی پاسخ به قدری زیاد می شوند که هیچ راهی برای نجات نظریه علمی موجود باقی نمی ماند. اگر ایده فکری جمهوری اسلامی را یک نظریه در نظر بگیریم، این ایده با گذشت چهار دهه به همان مرحله از بحران رسیده که همه نظریه های در حال سقوط به آن مرحله می رسند. جایی که به تعبیر توماس کوهن دیگر نمی توان از وقوع یک انقلاب جلوگیری کرد و “جابه جایی پارادایم” اتفاق می افتد.
در تاریخ علم، این دوران بحران، دوران پرتلاطمی است که در آن، نظریه‌های رایج، جای خود را به نظریه‌های کاملا جدید می‌دهند. در اجتماع و سیاست نیز وضع مشابهی رخ می دهد و به صورت بنیادین تفاوتی بین تحولات اجتماعی و تحولات تاریخ علم وجود ندارد. تاریخ و سیاست، علم نیستند اما این بدان معنا نیست که بی حساب و کتابند. علوم اجتماعی روش‌مند هستند و نظریه های سیاسی، نظریه هایی هستند که قرار است به مسائل جامعه پاسخ دهند.
بحران های فزاینده اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی در چهل سال حکومت جمهوری اسلامی، به نقطه ای رسیده که این نظریه را در حالت سقوط قرار داده است. جمهوری اسلامی در هر دو قرائت اصول گرا و اصلاح طلب خود هیچ پاسخی برای مشکلات و مسائل موجود ندارد و تنها با اعمال زور و پروپاگاندا در حال زنده نگاه داشتن نظریه ای است که از اساس اشتباه است. لیکن قواعد اجتماعی و مسیر تحولات به خواست و میل ما نیست و خود را با ما و تمایلات و منافع ما هماهنگ نمی کند. پارادایم کنونی حاکم و نظریه های مشتق شده از آن که پاسخی برای هزاران پرسش موجود ندارند، دیر یا زود از میان خواهند رفت و با نظریه های جدید جایگزین می شوند. تغییر در ایران اجتناب ناپذیر است.

بیست سال زندان برای شاپرک شجری‌زاده، از دختران خیابان انقلاب



۲۰ سال زندان برای شاپرک شجری‌زاده، از دختران خیابان انقلاب
شاپرک شجری‌زاده، یکی از فعالان مخالف با حجاب اجباری در ایران و از "دختران خیابان انقلاب"، از محکومیت خود به ۲۰ سال زندان خبر داد. او گفت چون وکیلش نسرین ستوده در زندان است، دیر متوجه حکم خود شده است.
شاپرک شجری‌زاده در صحبتی زنده با مخاطبان خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام (اینستاگرام لایو) از دریافت حکم دو سال زندان تعزیری و ۱۸ سال زندان تعلیقی خبر داد.
او گفت برای «اعتراض مدنی به یک قانون ناعادلانه» به زندان محکوم شده است. شاپرک شجری‌زاده یکی از فعالان معروف به "دختران خیابان انقلاب" است. او در اعتراض به اجبار حجاب در ایران روسری خود را در خیابان از سر برداشت.
او این حکم را مغایر با قانونی دانست که درباره «کشف حجاب در ملاء عام» موجود است. او گفت که اتهام اعلام‌شده علیه وی «ترویج فساد و فحشا» بوده و حکم دادگاه را حتی به نسبت اتهام اعلام‌شده «سنگین» دانست.
شجری‌زاده با اشاره به ۱۸ سال حکم زندان تعلیقی خود گفت: «یعنی من باید ۱۸ سال خفه زندگی کنم وگرنه من را به زندان می‌برند.»
او از وضعیت وکیل خود، نسرین ستوده، صحبت کرد و گفت چون او در زندان است دیر متوجه حکم خود شده است.
نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، روز ۲۳ خرداد در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. گفته ‌شده که علت بازداشت او حکم پنج سال زندان از سوی دادگاهی است که در غیاب وی تشکیل شده است. اما خانم ستوده در تماس تلفنی با خانواده‌ی خود از داخل زندان اطلاع داد که «چنین چیزی دروغ است».
به گفته‌ی نسرین ستوده او به دلیل شکایت "مهدی پِی‌تام"، بازپرس پرونده شاپرک شجری‌زاده مستقر در دادسرای شهر کاشان، و به خاطر دفاع حقوقی از دختران خیابان انقلاب زندانی شده است.
دویچه وله

راهکار ابوالفضل قدیانی برای نجات کشور: عزل خامنه ای



راهکار ابوالفضل قدیانی برای نجات کشور: عزل خامنه ای

چکیده: فردا ممکن است دیر باشد و کشتی کشور از مهلکه‌ی گرداب‌های داخلی و خارجیِ در کمین با چنین ناخدایی هرگز نرهد. راه نجات، اصلاح ساختاری نظام حاکم با ایستادگی فعالین سیاسی و مردم است تا نظام نهایتا مجبور شود به اجرای فصول سوم و پنجم قانون اساسی فعلی تن در دهد و راه را برای اصلاح ساختاری این قانون یعنی حذف ولایت فقیه، برقراری حکومت دمکراتیک بدون پیشوند و پسوند از طریق همه‌پرسی باز کند. ممکن است کسانی بگویند که چنین "اصلاحی" در "چارچوب" ساختار قانونی فعلی از اساس ناممکن است و ورای اصلاح طلبی...
کلمه - ابوالفضل قدیانی
هو الحکیم
هنگام رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری بین کلینتون و ترامپ در آمریکا، مستبد امروز ایران آقای خامنه‌ای در یکی از سخنرانی‌های خود به تلویح گفت نظرش به دونالد ترامپ نزدیک تر است. شاید خرسندی آقای خامنه‌ای از موفقیت‌های ترامپ برخاسته از منش شخصیتی مشابه‌شان باشد. هر دو خود محورند، هر دو مخالفین خود را به انواع و اقسام تهمت‌ها می‌نوازند، هر دو خشونت دوست‌ اند و ... مسئله اما اینجاست که نظام دمکراتیک و نهادهای قانونی آمریکا می‌توانند لااقل در سیاست داخلی ایده‌های فاشیستی ترامپ را مهار کنند اما در ایران، تمامی نهادهای انتخابی به دست شخص آقای خامنه‌ای و سازمان‌های امنیتی‌اش مهار شده‌اند و ایشان بر فراز قانون اساسی و فارغ از تمامی قیود قانونی نشسته است و آنچه می‌خواهد در عرصه سیاست داخلی و خارجی می‌کند.