Wednesday, January 10, 2018

این شورش، شورشِ بینوایانِ پابرهنه است



 این شورش، شورشِ بینوایانِ پابرهنه است
"تریبون" روزنامه‌ی لوموند 
 فرهاد خسرو خاور، ترجمه فواد روستائی
ایران تبلورِ یک تناقض است. دقیقاً در همان لحظه‌ای که تحلیل گرانِ غربی، نیمی شگفت زده و نیمی سرخورده و بی اعتنا، شاهدِ موفقیّت‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی (در سوریه، لبنان، یمن، عراق و...) هستند، در جبهه‌ی داخلی ست که نارضائی و اعتراض چهره‌ی خویش را نشان می‌دهد. کشور واردِ دوره‌ای از ناآرامی و تنش می‌شود که ماهیّت آن با ناآرامی‌های گذشته به شدّت متفاوت است.
انتخابات ریاستِ جمهوری در سال ۱۳۸۸ (و پیروزی محمود احمدی نژاد در آن، انتخاباتی که از نظر بخش عظیمی از مردم توأم با تقلب بود)، تظاهرات دانشجوئی سالِ ۱۳۷۸ (که با خشونتِ تمام سرکوب شد بدون آن آن که محمد خاتمی، رئیس جمهوری اصلاح طلبِ وقت برای جلوگیری از آن سرکوب کاری کند) یا اعتراض‌های کارگری سال‌های اخیر (کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه و کارگران کارخانه‌های خودرو سازی) همگی شامل بخشی از جامعه بود و کلّ جامعه را در بر نمی‌گرفت. به ویژه این که، اعتراض‌های سال‌های گذشته رو در روی رژیم نمی‌ایستاد و آن را به چالش نمی‌کشید.
بخشِ اعظم اعتراض‌های دو دهه‌ی اخیر را طبقه‌ی متوسط ِ جدید به ویژه دانشجویان برای گشایشِ نظام سیاسی به منّصه‌ی ظهور رسانده‌اند. انتخابات ریاستِ جمهوری (انتخاب سیّد محمد خاتمی در ۱۳۷۶ و •۱۳۸، انتخاب محمود احمدی نژاد در ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ و انتخاب حسن روحانی در ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶) نیز به ابزاری برای نیلِ به این هدف و وسیله‌ی اعتراض به طرفدارانِ یک دین سالاری ناب و سخت گیرانه (اصولگرایان) بدل شده است. مطالبات این جنبش‌ها بیشتر سیاسی بوده است تا اقتصادی. افزون بر تقلب، توانائی محمود احمدی نژاد در بسیجِ قشرهای محروم جامعه یا "مستضعفان" نیز در پیروزی او مؤثر بوده است. قشرهائی که اصلاح طلبان در عطشِ خود برای آزادی‌های سیاسی التفاتی به آنان نمی‌کردند.

شورش "پا برهنه ها"