Thursday, August 9, 2018

رضا شاه در خیابان چه می‌کند؟



رضا شاه در خیابان چه می‌کند؟
محمد رهبر
اول بار در دیماه سال ۹۶ کنار مسجد گوهرشاد، عده ای از معترضان فریاد روحت شاد رضا شاه سر دادند. شعاری که به سرعت در شهرهای دیگر هم پخش شد و چند باری هم در قم شهری که پایتخت روحانیت شیعه محسوب می شود، شنیده شد.
"روحت شاد رضا شاه" در اردیبهشت سال ۹۷ جسمانیت نیز پیدا کرد. درست مثل رمانهای مارکز، گویا ذهن تاریخ در سیالیتی پیش می رفت و بیل های مکانیکی که در کار گسترش صحن و سرای حرم شاه عبدالعظیم بودند به تابوت بتونی برخوردند و مومیایی پیدا کردند که گمان می رفت، کالبد رضا شاه است که چهل سال پیش وقتی خلخالی و انقلابیان مقبره اش را ویران می کردند، جابه جا شده و از خاکستر شدن گریخته است.
یک چندی جسد مومیایی رضا شاه نقل مجالس بود و متولیان حرم شاه عبدالعظیم البته به کلی همه چیز را تکذیب کردند اما با عکسهای سلفی که کارگران و مومیایی انداخته بودند جای انکاری نبود. گفته می شود آن مومیایی مظنون به رضا شاه، جایی گمنام دفن شده است اما باز هم در دور دوم اعتراضات که از میانه مرداد شکل گرفته است معترضان دوباره به روح رضا شاه درود می فرستند.
شاید که استعاره شاید که افسانه
دوران ۱۶ ساله پادشاهی رضا شاه را می توان یکی از کوتاهترین و تاثیر گذارترین دوره های تاریخی ایران دانست که پس از آن سعی شد تا خفیف جلوه کند. حتی محمد رضا پهلوی آنگونه که عباس میلانی در کتاب شاه نوشته است، چندان علاقه ای نداشت تا دوران رضا شاه به چشم آید، به هر حال پسر سعی می کرد که از زیر سایه پدر به در آید.
با این حال مدافعان رضا شاه او را پدر ایران نوین می دانستند. کسی که توانست نهادهای مدرن را در ایران تاسیس کند از دانشگاه تا ارتش و از دادگاه تا راه آهن. از سویی دیگر مخالفان رضا شاه او را مسئول بر باد رفتن مشروطیت در ایران می دانند و معتقدند اگر چه پهلوی اول توانست نظام حکمرانی به ظاهر مدرنی تاسیس کند اما دموکراسی و مجلس و انتخابات و آزادی را در ایران نابود کرد.
شاید هر دو گروه درست می گویند اما آنچه رضا شاه را به دوران سردار سپهی و در چند سال اولیه پادشاهی محبوب کرد، انضباط نظامی و بازگرداندن آرامش به کشور بود و البته نه دموکراسی.
می توان گفت ظهور رضا شاه معلول هرج و مرج دولت ها و مجالس دوران مشروطه بود که پس از انقلاب مشروطیت یا در نبرد با استبداد بودند و یا در جنگ جهانی اول در هراس و تشویشِ اشغال تهران. مشروطیت همه توانش را صرف پایداری در قبال استبداد و جنگ کرد و آنچه ماند کشوری پریشان بود که به قحطی دچار بود و در هر گوشه اش حکومتی خودمختار سر بر آورده بود.
اگر چه رضا خان با پشتیبانی انگلستان و با کودتا در عرصه سیاست ایران رخ نمود اما رضا شاهی را مدیون پشتکار و اراده ای بود که در نظم دادن به امور در سمت سردار سپه ای و نخست وزیری داشت.