Saturday, July 8, 2017

حکومت خامنه ای و سالهای آخر اتحاد شوروی



روزنامه آمریکایی واشنگتن پست روز چهارشنبه 5 ژوئیه 2017 مقاله‌ای به قلم ری تکیه، عضو ارشد مرکز پژوهش‌های کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا منتشر کرد که در آن نویسنده گفته بود که باید برای لحظه سقوط رژیم ایران آماده شد.
نویسنده این مقاله به سخنان رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا در نشست اخیر کنگره این کشور استناد کرد و آن را یک سخن منطقی توصیف کرد. در این نشست تیلرسون گفت: « سیاست ما نسبت به ایران حمایت از عوامل داخل کشور است تا به انتقال قدرت مسالمت‌آمیز دولت منجر شود».
علیرغم اینکه تیلرسون مشخص نکرد مقصودش از عوامل داخل کشور، دیدگاه‌ها، باورها و هویت قومی این نیروها چیست، لیکن این سخنان واکنش شدید مقامات ایرانی را به دنبال داشت.
ری تکیه در ادامه نوشت: «به نظر می‌آید که رسانه‌ها و حکومت ایران از این سخنان شگفت‌زده شده‌اند. این در حالی است که آمریکا سال‌ها که برای ایجاد تغییرات دموکراتیک دست به دامان نیروهای فعال می‌شود. در طول سال‌های حکومت کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا اسرای پشت دیوار آهنین را حمایت کرد تا آزادی‌شان را به دست آوردند».
او افزود: «ایران امروز تحت حکومت آیت‌الله خامنه‌ای که مردی کهنسال است قرار دارد و آمریکا باید برای انتقال قدرت [در ایران] آماده باشد؛ موضوعی که می‌تواند به فروپاشی رژیم بیانجامد».
لازم به ذکر است که علی حسینی خامنه‌ای متولد 17 ژوئیه 1939 است. او به عنوان رهبر و ولی‌فقیه براساس قانون اساسی ایران اختیارات وسیعی دارد؛ اختیاراتی که او را به عنوان رهبر مطلق رژیم و فرمانده ارشد نیروهای مسلح ایران قرار داده‌اند.
ری تکیه در مقاله‌اش با مقایسه ایران با کشورهای منطقه که از مشکل رنج می‌برند، ایران را "جزیره ثبات" توصیف کرد لیکن بر این موضوع نیز تاکید کرد که تاریخ جمهوری اسلامی ایران مملو از ناآرامی و مبارزه میان رژیم ستمگر و ملت انقلابی آزادی‌خواه بوده است. او در این زمینه به اتفاقات سال 2009 در ایران که به جنبش سبز معروف شده و مشروعیت را از چهره نظام زدود، استناد کرد؛ جنبشی که به شدت توسط رژیم ایران سرکوب شد.
به باور ری تکیه: «در این زمینه تردیدی نیست که در آینده ایران، این اعتراضات بار دیگر به سطح آمده و سرنگونی رژیم را خواستار خواهند شد».
نویسنده مقاله واشنگتن پست در ادامه گفت: « رژیم ایران مانند اتحاد جماهیر شوروی شده و روزهای آخر عمر خود را سپری می‌کند. در حوزه‌های علمیه قم نیز این باور وجود دارد که اسلام از این حکومت آسیب فراوان دیده است».
او افزود: « جوانان به مسجد نمی‌روند، هیچ کس دخترش را به عقد آخوندی در نمی‌آورد، رژیم توان خود را برای انتقال طبیعی قدرت از شخصی به شخص آخر از دست داده است، در میان خود گروه‌های حکومت نیز اختلافات زیادی وجود دارد، با همه این احوال رژیم توانست تنها یک امتیاز کسب کند و آن توافق هسته‌ای با جامعه جهانی است».
به باور ری تکیه، رژیم ایران برای کسب امتیازات بیشتر به برخی سیاستمداران آمریکا امید بست؛ آنها که به دروغ نقض حقوق بشر در ایران را محکوم می‌کنند ولی مانع تشدید تحریم‌ها علیه این کشور می‌شوند.
او در پایان گفت: «تیلرسون زمانی که درباره ایران سخن می‌گوید، این دوگانگی را به چالش می‌کشد. واشنگتن باید از همین الان برای سرنگونی رژیم ایران آماده شود، زیرا هنگامی که لحظه تغییر رخ می‌دهد، برای اینکه آمریکا بتواند نقشی در تحولات ایفا کند، دیر خواهد بود».
العربیه فارسی

روز عروسی‌ به من تجاوز گروهی کردند'




وقتی تری گوبانگا در مراسم عروسی‌ا‌ش غایب بود. هیچکس نمی‌توانست تصور کند که او ربوده شده و پس از تجاوز گروهی، کنار جاده‌ای رها شده تا بمیرد. این اولین اتفاق وحشتناک از دو اتفاق غم‌انگیزی بود که پشت سرهم برای این کشیش جوان نایروبیایی افتاد. اما او از آنها جان سالم به در برد.
عروسی خیلی بزرگی بود. من کشیش بودم به همین دلیل همه اعضای کلیسای ما و همچنین فامیل و بستگان شرکت می‌کردند. من و هری، نامزدم، خیلی هیجان‌زده بودیم. مراسم ازدواج را در کلیسای جامع آل‌سنتز نایروبی گرفته بودم و یک لباس زیبا هم کرایه کرده بودم.
شب قبل عروسی متوجه شدم که بعضی از لباس‌های هری، از جمله کراوات او پیش من است. او بدون کراوات نمی‌توانست برای عروسی حاضر شود، برای همین، یکی از دوستانم که شب پیش من مانده بود، گفت که وسایل هری را اول صبح برای او می‌برد. صبح زود بیدار شدیم و او را تا ایستگاه اتوبوس همراهی کردم.
وقتی به طرف خانه برمی‌گشتم، از مقابل مردی گذشتم که به کاپوت یک خودرو تکیه داده بود. ناگهان او من را از پشت گرفت به روی صندلی عقب ماشین انداخت. دو مرد دیگر داخل ماشین بودند. ماشین به راه افتاد. همه اینها در کمتر از یک ثانیه اتفاق افتاد.
تکه پارچه‌ای توی دهانم فرو کرده بودند. مشت و لگد می‌زدم و سعی می‌کردم فریاد بزنم. وقتی توانستم پارچه را از دهانم خارج کنم، فریاد کشیدم: "امروز روز عروسی منه!" و اولین ضربه را خوردم. یکی ازمردها به من گفت: "همکاری می‌کنی یا می‌میری".