Thursday, December 22, 2016

سردار سعید قاسمی : غلط‌نامه ظریف باید در مقابل دوربین صورت بگیرد حصر باید شکسته و سران فتنه اعدام شوند



یک فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه غلط‌نامه وزیر خارجه باید در مقابل دوربین صورت بگیرد نه در مجلسی که 20 دقیقه‌ای برجام را امضا کرد، گفت: همانطور که دیپلماسی خنده، دیپلماسی ایمیلی و دیپلماسی بالکنی در هتل‌ گوتنبرگ علنی بود اعتراف به اشتباه‌ اعتماد به آمریکا هم باید علنی و رسمی باشد.
سردار سعید قاسمی عضو جبهه فرهنگی انقلاب در مراسم راویان فتنه که صبح امروز پنج‌شنبه 2 دی در دانشگاه تهران برگزار شد با اشاره به جریانی که باعث انحراف و ایجاد اشرافیت فتنه در کشور شده است اظهار داشت: گروهی نو کیسه ظرف 3 دهه بار خود را بسته‌اند و حقوق‌های نجومی محصول انحرافی است که آنها ایجاد کرده‌اند و ما باید به این مسائل بپردازیم و از این رو وقت آن نیست که به بدحجابی گیر دهیم؛ هرچند که در این دانشگاه نیز برخی دانشجویان با لباس غیرمناسب می‌آیند و در دوران پسافرجام احساس راحتی می‌کنند.
قاسمی با یادآوری این نکته که شیخ‌الوزراء وعده گلابی برجام را به ما داده بود تصریح کرد: میوه‌های زقوم درخت گلابی برجام توسط پدر معنوی این جریان کاشته شده است و معلوم نیست کی دوباره میوه‌های آن بیرون بزند، البته هرگاه که دولت سر و صدایی کند شیخ خاطر به آنها یادآوری می‌کند که 5 درصد بیشتر رأی ندارند و 45 درصد آن متعلق به اوست.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه در سال 88 حدود 80-70 درصد از چهره‌های این جریان عیان شد و سوخت اما با این حال آنها همه شخصیت‌ها و چهره‌های خود را نمی‌سوزانند ادامه داد: این جماعت نهایتا به دنبال هدم انقلاب و نوکری با جیره و مواجب هستند یعنی همانطور ک در فتنه 88 از عبدالله سعودی برای تغییر نظام وام گرفتند و در دادگاه نیز اعتراف کردند الان نیز همین گونه است هرچند که ممکن است زیر آن بزنند و بگویند اعترافات زیر فشار بوده است، آن هم فشار ایمیلی!
وی تصریح کرد: همه فسادها و مسائلی همچون حقوق‌های نجومی ثمره شجره زقومه‌ای است که قرار است برای ما شبه گلابی بیاورد که البته ما می‌گوییم بزک نمیر بهار میاد، ایرباس با خیار میاد!
قاسمی ادامه داد: یکی از استانداران اخیرا اعلام کرد که در مراسم 9 دی شرکت نمی‌کند چون اگر قرار باشد اینطور برای مراسم‌ها برود باید هر 365 روز به این برنامه‌ها برود در حالی که اگر جایی کنسرت برگزار شود همین‌ها با آفتابه برجام حاضر می‌شوند.

نامه ای از آرش صادقی از بند هشت زندان اوین



نامه ای از آرش صادقی از بند هشت زندان اوین
آرش صادقی در شصتمین روز اعتصاب 
؛ امروز در آستانه شصتمین روز از اعتصاب اعتراضی‌ام به بی‌قانونی، خشونت و بی‌رحمی هستم. احساس می‌کنم ارگان‌های داخلی بدنم هریک ذره ذره تحلیل رفته تا جایی که امروز و در این روز‌های در راه ورق‌های پایانی قمار من رو خواهد شد. وزنم از ۶۹به ۵۰کیلو رسیده است و گواه شب‌های هراس و بی‌خوابی را تپش قلب و تنگی نفس و افت فشار‌های مکرر می‌دهد. روزی که آغاز این اعتصاب بود خواسته‌ام را با آزادی یگانه عشق زندگی‌ام پیوند زدم، با اعتقاد به ستمی که بر او رفته تمام این روز‌ها را برای من قابل تحمل کرده است. این شعر خوارز را فرای ایدئولوژی فکری شاعرش دوست دارم و به یاد یگانه عشق زندگی‌ام هر روز زمزمه می‌کنم: ((هردو همزمان به نقطه‌ای در منتهای هستی چشم دوختیم آن را باز شناختیم و ساکت ماندیم از آن لحظه به بعد است که همدیگر را می‌شناسیم)) اکنون که احساس می‌کنم برای من در این روز‌ها منتهای وجود فرا رسیده است، می‌نویسم و زندگی واقعی را ورای این نامه‌ها و نوشته‌ها جستجو می‌کنم، چرا که دیگر این روز‌ها برای من چیزی جز حیات برهنه انسان معاصر نیست. در این دو ماه پا به پای روز‌های روزه رفته من نیز تغییر کرده‌ام و بهتر است بگویم درکم به نسبت جهانی که در آن زیسته‌ام و هستی و موقعیتی که در آن به سر می‌برم و می‌بریم تحویل بسیار کرده است. مطالباتم از خواست آزادی بی‌قید و شرط گلرخ به عشق تمام زندانیان سیاسی دیگر پیوند خورده است و اکنون خود را قلمه زده به تنه تنومند آن عشق می‌دانم که دو ماه است من را امیدوار و سرپا نگه داشته است. قلمه‌ای که ماه عسل آن حق آزادی همه زندانیان سیاسی وجدان، وهزاران خواست به حق تک تک کسانی هست که در این سال‌های زندان شناخته و دیده‌ام. در کریدر‌های بند زندان اوین از دیدن چهره اندوهناک سعید ملک‌پور و یاد چشم‌های کم سو شده زینب جلالیان شرمگین می‌شوم، شرمگین می‌شوم از ده‌ها و صد‌ها هموطنانی که به جرم بیان عقیده امروز در زندان‌اند. در این روز‌ها و در جریان انتخاب بین پافشاری بر خواسته‌ها یا نجات جان و دوری از مرگ خود خواسته تمام اندیشه‌ها و حرف‌ها و کتاب‌ها به طور کلی بی‌اعتبار گشته و ظهور منطق مطلق، تجربه ناب زندانی شدن و حبس جای آن را گرفته است. باور کنید این مطالبه خواست کامل زندگی است بدون قید و شرط و نقطه مقابل تفکر مرگ طلب و شهادت طلبی است، چرا که خود را جهادیست نمی‌دانم و راه مبارزاتی‌ام با تمامیت خواهی به آنان که چراغ راهنما و شمع روزهای تاریکم بودند را آسایش مردم و حقوق هم تراز برای همه می‌دانم، و حقوق اولیه و ثانویه انسانی و هر موجود زنده. همانگونه که یاد و نام اکبر محمدی، هدا صابر، فرزاد کمانگر و غیره با روزهای روشن و امید به آینده بهتر گره خورده است زندگی آنان مصداق خواست تمامیت زندگی است، چنان که فرزاد گفته بود: می‌خواهم قلبم در سینه کودکی که آفتاب را در دامنه زاگرس به تماشا نشسته است بتپد. و چنانکه هدا صابر گفت: انسان نه بازیگر تاریخ است نه تحت اراده حاکم نه تحت جبر، بلکه عامل تغییر در هستی و تاریخ و زندگی می‌باشد. با احترام و سپاس از همه عزیزانی که در این مدت مرا مورد لطف خود قرار دادند اما تا پایان راه خواهم ماند و این اعتصاب را تا رسیدن به خواسته بر حقم ادامه خواهم داد. ترجیح می‌دهم شرافتمندانه بمیرم تا تن به ظلم و ذلت بدهم شاید که مرگ من آغازی بر پایان بی‌قانونی و خشونت ساختاری در میهنم باشد.

 آرش صادقی بند هشت زندان اوین 

منبع هرانا