Saturday, April 23, 2016

نامه صدها استاد دانشگاه به رئیس‌جمهور؛ حمایت از برجام و انتقاد از دخالت نظامیان در سیاست




نامه صدها استاد دانشگاه به رئیس‌جمهور؛ حمایت از برجام و انتقاد از دخالت نظامیان در سیاست
 این نامه را 347 استاد از 72 دانشگاه و موسسه آموزشی امضا کرده‌اند

 استاد از ۷۲ دانشگاه و موسسه آموزشی در نامه‌ای به حسن روحانی، رییس جمهور کشورمان از دخالت نظامیان در سیاست انتقاد کرده و نوشته‌اند: متاسفانه، این روزها برخی از نهادهایی که به فرموده امام بزرگوار(ره) مجاز به دخالت در سیاست نیستند، آشکارا به موضع گیری تقابلی در برابر خواست ملت پرداخته و رنج و تعهد غرور آمیز سیاستمداران خبره، متخصص و دل آگاه وزارت امور خارجه کشور عزیزمان را “خود تحقیری” می خوانند و خلاف خواست ملی گام برمی دارند.

به گزارش کلمه، در بخشی از نامه‌ی این اساتید با تاکید بر اینکه «تنها با آشتی ملی، گسترش فضای گفت و گوی ملی و اخلاق مداری در حوزه سیاست است که میتوان بحران ها و اختلافات سال های اخیر را پشت سر گذاشت.» آمده است: بر همه صاحبان امر فرض است که گسترش اخلاق عملی را مد نظر داشته باشند، به رای و نظر مردم بها داده و این رای و نظر را در سیاست گذاری های کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مورد توجه قرار دهند.

متن کامل نامه و فهرست امضاکنندگان که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

21 شکنجه هولناک این زن توسط شوهرش





اعظم زنده است، اعظم بعد از ۲۱ روز شکنجه توسط شوهرش، هنوز زنده است، او و دخترانش ۲۱ روز آب و غذا نخوردند، او مرور می‌کند که چگونه شوهرش توانسته او را با چاقو آزار دهد، مرور می‌کند که وقتی آب را به زور در دهانش می‌ریخته چقدر دیگر می‌توانسته نفس بکشد، او هر شب که می‌خوابد به یاد شب‌هایی می‌افتد که درون یک صندوق فلزی بدون اکسیژن و در بسته قرار می‌گرفته و پاهایش می‌سوخته به دلیل اینکه شوهرش زیر صندوق آتش روشن می‌کرده است، شوهر اعظم بینی او را شکسته و حتی مقعد او را با چاقو پاره کرده است. با اینحال زندگی‌اش به تصمیم دادگاه بستگی دارد به دلیل اینکه دادگاه اعلام کرده اگر حتی وثیقه ۲۰ میلیون تومانی برای شوهرش بیاورند، او از زندان آزاد می‌شود. به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، اعظم هر شب که می‌خواهد بخوابد تمام ۲۱ روز شکنجه را در خاطراتش مرور می‌کند، مرور می‌کند که چگونه شوهرش توانسته او را با چاقو آزار دهد، مرور می‌کند که وقتی آب را به زور در دهانش می‌ریخته چقدر دیگر می‌توانسته نفس بکشد، او هر شب که می‌خوابد به یاد شب‌هایی می‌افتد که درون یک صندوق فلزی بدون اکسیژن و در بسته قرار می‌گرفته و پاهایش می‌سوخته به دلیل اینکه شوهرش زیر صندوق آتش روشن می‌کرده است. اعظم می‌خواهد بخوابد، اما خیال دخترانش نمی‌گذارد؛ او حالا که می‌تواند بدون ترس از کسی به راحتی نفس بکشد، به یاد خفه شدن دخترش با دستان شوهرش می‌افتد، اعظم شب‌ها صدای گریه‌های هدیه را به یاد می‌آورد و فقط گریه می‌کند. این روزها کمی که در سایت‌های خبری می‌چرخیم، اخباری را در خصوص خشونت‌های بسیار پیشرفته علیه زنان می‌بینیم؛ سمیه زنی بود در یکی از روستاهای بم که توسط شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفت و بعد از یک سال درمان، درگذشت؛ ستایش دختر شش ساله‌ای بود که هنوز داغ نبودنش بر دل خانواده تازه باقی مانده و همین چند روز پیش بود که در ورامین توسط پسری ۱۷ ساله مورد تعرض قرار گرفت و به شکل وحشتناکی به قتل رسید