Sunday, November 1, 2015

امام جمعه اصفهان - موسیقی را در رستورانها ممنوع کنید ، کثیف است



 سیدمجتبی میردامادی با انتقاد از اجرای ارکسترهایی در برخی رستوران‌های شهر اظهار کرد: غرب به دنبال نفوذ فرهنگی و اقتصادی در ایران و فراهم کردن زمینه‌های ورود فرهنگ مبتذل و کثیف غربی در کشور است؛ تصمیم این رستوران‌ها چه با مجوز و چه بدون مجوز خالی از اشکال نیست و اگرچه از عمومیت این مساله اطمینان کافی ندارم اما خاطیان امر بدانند که در صورت تدوام این حرکت، دغدغه مندان جامعه عرصه عمل را از آنها خواهند گرفت.

وی با انتقاد از اسامی برخی مغازه‌ها و خیابان‌ها در سطح شهر افزود: به عنوان نمونه بر سر در یک مغازه نوشته شده است «گوشت فروشی ثامن الائمه» یا «لاستیک فروشی قمر بنی هاشم». این به دور از اخلاق و منش اسلامی است؛ برای چه نام خیابان میرداماد بدون پیشوند «علامه» استفاده شده است، برای بیننده این سوال پیش می‌آید که مقصود از این میرداماد امام جمعه موقت اصفهان است یا علامه میرداماد؟!
مقامات آمریکایی که گاه و بیگاه از گزینه‌های روی میز خود سخن می‌گویند نباید گزینه‌های زیر میز جمهوری اسلامی ایران را که در عمق ۵۰۰ متری زیر زمین قرار گرفته، نادیده بگیرند.
اما همه دشمنان ایران در منطقه و خارج از آن به این باور رسیده‌اند که اگر گلوله‌ای از سوی رژیم آل سعود به سمت ایران شلیک شود، ایران اثری از ریاض در جغرافیای عالم باقی نخواهد گذاشت.
ایسنا

گزارشی از تن فروشی در تهران



گزارشی از تن فروشی در تهران 
 ساعت 11 شب - یکی از خیابان‌های اصلی تهران

زن ابروهای تاتو شده‌اش را بالا می‌اندازد و به مرد همراهش اشاره می‌کند که یعنی «نه!». مرد این پا و آن پا می‌کند. زن اما مصمم به نظر می‌رسد. رویش را برگردانده و حواسش به ماشین‌ها است. یکی‌شان ترمز می‌کند. زن سراغ ماشین می‌رود. سرش را خم می‌کند و چیزهایی می‌گوید و بعد خودش را کنار می‌کشد تا احتمالاً راننده بتواند چهره زن را بهتر ببیند. زن توجه خاصی ندارد. عاقبت به توافق می‌رسند. مردی که همراهش است، اشاره‌ای می‌کند و زن می‌رود و دستش را روی دستگیره در ماشین می‌گذارد. هنوز در را باز نکرده که مرد در گوشش چیزی می‌گوید. زن دستش را پس می‌کشد.


راننده بوق می‌زند. زن سوار می‌شود و ماشین راه می‌افتد. چهره مردی که همراه زن بود. در تاریکی چندان معلوم نیست؛ نه آنقدر که چهره زن بود، کرم پودر روشن روی صورتش برق می‌زد و رژ لب زرشکی‌اش از دور معلوم بود. مرد خمیده راه می‌رود. سیگار نیم‌کشیده توی دستش است و با یک حالت شل و وِلی آن را بالا می‌آورد و به لب می‌رساند و پک می‌زند. می‌رود و کنار خیابان روی موتور قراضه‌ای می‌نشیند و باز پک می‌زند. شروع مکالمه با او نباید کار راحتی باشد. نمی‌شود همین‌طوری رفت جلو و پرسید: «شما و آن خانم کارتان چیست؟!» اما می‌شود حدس زد که احتمالاً اینجا نشسته تا خانم برگردد. شاید هم نه. برای فهمیدنش باید منتظر شد و از داخل ماشین زیر نظرش گرفت.


20 دقیقه بعد از اینکه زن سوار ماشین می‌شود، یک پراید سفید درست همان جایی که مرد روی موتور نشسته و به خیابان چشم دوخته، ترمز می‌کند. زنی از صندلی پشت ماشین پیاده می‌شود. زن قبلی نیست. لاغر و ریز اندام است. مانتوی بلند مشکی پوشیده با شال سفید. صورتش زیاد معلوم نیست توی تاریکی. دو نفر جلو نشسته‌اند. مرد از روی موتور خیلی چالاک، طوری که به وضعیتش نمی‌خورد، پایین می‌پرد و خودش را به پراید می‌رساند. کسی که کنار راننده نشسته دستش را بیرون می‌آورد و چیزی به او می‌دهد. مرد پول را می‌گیرد و می‌شمارد و دستش را به نشانه تأیید بالا می‌آورد و به سمت سرنشینان پراید تکان می‌دهد. راننده پراید گازش را می‌گیرد. زن معطل همانجا ایستاده. مرد چیزی می‌گوید و روی موتور می‌نشیند. زن ترکش سوار می‌شود و با هم می‌روند.


ساعت یک بعدازظهر - ایستگاه متروی سعدی

خودش خواسته که توی ایستگاه مترو قرار بگذاریم. ساعت یک، وقت خوبی است. صبح‌ها تا دیروقت می‌خوابد. تا خودش را جمع و جور کند ساعت دوازده، دوازده و نیم می‌شود. تا برسد به ایستگاه متروی سعدی، همان یک می‌شود. نازی را به چهره نمی‌شناسم. می‌گوید شال آبی سر می‌کند با مانتوی طوسی راه راه. چشمم دنبال زن‌های با شال آبی می‌گردد. یکی می‌آید. مانتوی او طوسی نیست اما می‌خورد که خودش باشد.

ملکه زیبایی تایلند و عشق به مادرش



ملکه زیبایی تایلند، برای نشان دادن عشق خود به مادرش و قدردانی از زحمات وی در طول زندگی اش ، تصویر زیبایی خلق کرد. - 

گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، ملکه زیبایی تایلند علی رغم شهرت و آوازه ای که در یک ماه گذشته به دست آورده، برای بوسیدن پای مادر نظافتچی اش جهت تقدیر و تشکر خم شد بدون اینکه در برابر دوربینهای عکاسی و فیلمبرداری احساس کند چیزی از ارزشش کاسته شده است.

" کانیتا واسینگ" 17 ساله ماه گذشته توانست  لقب ملکه زیبایی را از آن خود کند. وی هم چنین با  رفتار متواضعانه مبنی بر بوسیدن پای مادر، توجه و همراهی افکار عمومی را بیش از پیش به خود جلب کرد.

وی پس از بازگشت به زادگاهش در حالی که نوار و تاج درخشنده ای برتن داشت در برابر مادرش خم شد و پای وی را بوسید.

گویا وی می خواست با این رفتارخود به مادرش بگوید که وضعیت کنونی را مدیون تلاشها و زحمتهای وی است که برای  خانواده کشیده  تا کانیتا بتواند به این مقام برسد.

واسینگ به پایگاه اخبار هنری "دراما ویور" گفت: من هرگز از شغل مادرم احساس حقارت نمی کنم و موقعیت کنونی خود را مدیون مادرم هستم زیرا ما شرافتمندانه کسب درآمد می کنیم پس چرا باید خجالت کشید.

این همه ماجرا نبود بلکه روزنامه ها و پایگاههای اجتماعی عکس ملکه زیبایی تایلند را در حال کمک به مادرش در جمع آوری زباله ها نشان می دادند بدون اینکه خجالت بکشد. 

معاون پورمحمدی: واردات سالانه یک میلیارد دلار مشروبات الکلی مایه ننگ کشور است




معاون وزیر دادگستری با اشاره به آمار یک میلیارد دلاری قاچاق مشروبات الکلی، بیان کرد: این یک ننگ برای کشور است و موضوع کوچکی نیست.

علیرضا جمشیدی در مراسم معارفه مدیرکل تعزیرات حکومتی استان کرمانشاه، اظهار کرد: در سال گذشته ۲۲ میلیارد دلار قاچاق کالا در کشور به ثبت رسیده است.

به گزارش نظر به نقل از خبرگزاری‌های داخلی، وی این امر را یک معضل برای اقتصاد کشور دانست و برخورد با قاچاق کالا را یکی از مهمترین اولویت‌های سازمان تعزیرات حکومتی اعلام کرد.

جمشیدی در ادامه بر لزوم برخورد با تقلب نیز تاکید کرد و یادآور شد: متاسفانه در حوزه های مختلف از جمله تجهیزات پزشکی که با سلامت مردم در ارتباط است شاهد تقلب هایی هستیم که سلامت مردم را به خطر انداخته است.

به گفته این مسئول اگرچه برخوردهای موردی لازم است، اما همواره جوابگو نیست. پس باید بیشتر پیشگیری را در دستور کار داشت.

جمشیدی از تشکیل معاونت پیشگیری به همین منظور خبر داد که به زودی کار خود را آغاز می‌کند و در استان‌ها نیز فعال خواهد شد.

وی معتقد است: این تعداد زیاد جرم باعث ایجاد سالانه ۱۵ میلیون پرونده در کشور می‌شود که اگر تکرارها را حذف کنیم به حدود هشت میلیون پرونده در سال می‌رسد.
معاون وزیر دادگستری با اشاره به آمار یک میلیارد دلاری قاچاق مشروبات الکلی، بیان کرد: این یک ننگ برای کشور است و موضوع کوچکی نیست.


خودکشی پسر ۱۱ ساله در اشنویه به‌ خاطر پول یا ماهواره؟



از وقتی مدرسه از هاوری 11 ساله برای تعمیرات پول خواسته بود تا لحظه‌ای که او حلقه طناب بسته‌شده به لوله گاز را به گردن خودش انداخت، کمتر از 24 ساعت طول کشید. هاوری در حالی لحظات آخر زندگی‌اش را در اتاق خودش گذراند که پدر و مادرش برای چیدن سیب به باغ رفته بودند.

هاوری، یا به زبان کردی هوره، که کلاس چهارم دبستان بود، وقتی احساس کرد بین همکلاسی‌هایش به خاطر پرداخت نکردن پول تحقیر شده تصمیم به خودکشی گرفت. این روایت همسایه‌ها و مردم محل از این خودکشی است. صبح روز چهارشنبه بیست‌و‌نهم آبان  امسال بود که قرار شد هر یک از بچه‌های کلاس روز شنبه با خود پول همراه داشته باشند و این پول را به مسئولان مدرسه تحویل بدهند. جست‌و‌جوهای خبرنگار ما حاکی از آن است که آن پولی که هاوری به خاطر نداشتن آن تصمیم به خودکشی گرفت پنج هزار تومان بیشتر نبوده است. اما هنوز هیچ‌یک از مسئولان استان آذربایجان غربی علت خودکشی این پسر 11 ساله را اعلام نکرده‌اند و تنها می‌گویند تحقیقات ادامه دارد.
این در حالی است که یکی از مسئولان اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی اشنویه در گفت‌وگو با «فرهیختگان» علت خودکشی این نوجوان را دیدن فیلم‌هایی که در ماهواره پخش می‌شود دانست و گفت: «پس از تحقیقات دریافتیم این پسر به تقلید از سریال‌های ماهواره‌ای خودش را حلق‌آویز کرده است.» این مسئول انتظامی در حالی علت خودکشی را دیدن سریال‌های ماهواره‌ای دانست که همسایه‌های خانواده قادرشوان به «فرهیختگان» گفتند: «این خانواده در وضعیت مالی بسیار بدی قرار دارند.»

هاوری 11 ساله خودش را در حالی با یک طناب به لوله گاز در اتاقش حلق‌آویز کرد که در خانه تنها بود. یکی از نزدیکان این خانواده به «فرهیختگان» گفت: «اینطور که ما شنیده‌ایم چهارشنبه به بچه‌ها گفتند پنج هزار تومان به مدرسه ببرند و هاوری وقتی با مخالفت خانواده روبه‌رو شده تصمیم گرفته جلوی دوستانش تحقیر نشود و این تصمیم را با مرگ خود عملیاتی کرده است.» او همچنین گفت: «پدر و مادر این پسربچه در یک باغچه کار می‌کنند و صبح پنجشنبه نیز برای چیدن بار سیب به آنجا رفته بودند و هاوری در منزل تنها بود.»

به هر حال این پسربچه 11 ساله خودش را کشته است و مسئولان انتظامی اشنویه صحبت از خودکشی او به دلیل تقلید از فیلم‌های ماهواره‌ای می‌کنند. در حالی که تا جایی که جامعه‌شناسان و کارشناسان آسیب‌شناسی درباره این سریال‌ها صحبت می‌کنند مهم‌ترین آسیب آنها را در رواج خیانت می‌دانند و تاکنون خبری از حلق‌آویز شدن در سریال‌های عاشقانه شبکه‌های ماهواره‌ای نبوده است. از سوی دیگر اما در دو مجموعه تلویزیونی که در دوران ریاست ضرغامی در صدا و سیما پخش می‌شد، دو حادثه حلق‌آویز شدن در خانه به تصویر کشیده شد، بنابراین حتی اگر قرار به تقلید باشد، احتمال تقلید از مجموعه‌های تلویزیونی صدا و سیما، احتمالی قوی‌تر به نظر می‌رسد .