Monday, October 19, 2015

تن ‌فروشی در مملکت اسلامی ایران




یک استاد جامعه‌شناسی نتایج تکان‌دهنده تحقیقی را که درخصوص تن‌فروشی زنان صورت گرفته است، ارائه کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، نشست مشکلات زنان و رفتارهای پرخطر با تمرکز بر تن‌فروشی در مرکز مطالعات و تحقیقات زنان با حضور مینو محرز استاد علوم پزشکی دانشگاه تهران و رئیس مرکز تحقیقات ایدز، ژاله شادی‌طلب استاد جامعه شناسی، ناهید خداکرمی عضو هیئت علمی مامایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و هما داوودی حقوقدان و جرم‌شناس برگزار شد.

ژاله شادی‌طلب استاد جامعه شناسی در این نشست اظهار داشت:‌ تن‌فروشی پدیده جدیدی نیست و از دوره مادها این پدیده را شاهد بودیم که یک پدیده جهانی است اما شناخت علل رفتن به‌سوی تن‌فروشی به‌عنوان یک شغل مهم است.

وی افزود:‌در مورد تعداد زنان تن‌فروش در تهران یا کل کشور عدد و رقم دقیقی ندارم اما در سال 1386 پژوهشی را آقای سعید مدنی به‌همراه تعدادی از اساتید دیگر در شهر تهران انجام دادند که این پژوهش به‌سفارش وزارت بهداشت بود.

این استاد جامعه شناسی گفت: در این پژوهش غیر از زنان تن‌فروش راجع به مشتریان آنها نیز بررسی‌هایی صورت گرفته است. تعداد زنان تن‌فروشی که در این پژوهش با آنها صحبت شده حدود 300 نفر است که این افراد عمدتاً از خیابان‌ها انتخاب شده‌اند و این‌گونه نبوده که به‌سراغ زنان بازداشت شده یا مراجعه کننده به یک مرکز حمایتی بروند. 300 پرسشنامه در این تحقیق به‌همراه 75 مصاحبه عمیق تکمیل شد.

** 9درصد زنان نخستین بار با اجبار همسر به تن‌فروشی روی آورده‌اند

شادی‌طلب درخصوص وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان قبل از تن‌فروشی براساس پژوهش صورت گرفته عنوان کرد: 76 درصد زنان تن‌فروش سابقه فرار از منزل نداشتند. 23 درصد قبل از تن‌فروشی سابقه مصرف مواد مخدر داشتند. 12 درصد سابقه بازداشت و زندان داشتند. 7 درصد از آنها اعلام کردند که تن‌فروشی را اولین بار برای تهیه مواد آغاز کردند. 9 درصد اولین تن‌فروشی را با اجبار همسر و 18 درصد با اجبار والدین که عمدتاً پدر بود، آغاز کردند.

وی با اشاره به اینکه تعداد زیادی از زنان تن‌فروش جوان بودند، ادامه داد:‌ 70 درصد زنان تن‌فروش کمتر از 5 سال بود که این کار را شروع کرده بودند.

** دلایل تن‌فروشی

این جامعه شناس درخصوص مهترین عوامل مؤثر بر تن‌فروشی گفت:‌ مسئولیت تأمین مخارج چند نفر مهمترین دلیل گرایش زنان به این کار بود و در رده‌های بعدی عواملی همچون سابقه بازداشت و جرم پدر، وضعیت تأهل و حضور بین دوستان تن‌فروش قرار داشتند.

وی با اشاره به وضعیت فعالیت اقتصادی زنان قبل از تن‌فروشی عنوان کرد: 22 درصد شاغل بودند و 80 درصد عنوان کردند که قبل از تن‌فروشی هیچ شغلی نداشتند، 43 درصد بیکار و 15 درصد خانه‌دار بودند.

** وضعیت اشتغال زنان قبل از تن‌فروشی

شادی‌طلب بیان کرد:‌ 22 درصد از زنانی که قبل از تن‌فروشی شاغل بودند در بخش‌های مختلفی بدین شرح مشغول به کار بودند: 8 درصد کارمند اداری، 7 درصد منشی‌گری، 4 درصد فروشنده، 7 درصد آرایشگری، 5 درصد کارگری و 2 درصد کار سیاه و غیرقانونی که عمدتاً فروش مواد مخدر بود. زنانی که قبلاً شاغل بودند شغلشان به‌گونه‌ای نبوده است که درآمد کافی را برای اداره زندگی آنها تأمین کند.

** وضعیت سنی زنان تن‌فروش

شادی‌طلب با اشاره به گروه‌های سنی زنان تن‌فروش اظهار داشت:‌ اغلب آنها از سن 20سالگی این کار را آغاز کرده بودند که بعد از 5 سال فعالیت در این کار در سن 25سالگی قرار داشتند، همچنین نخستین ازدواج دائم آنها بین سنین 15 تا 18 سال بود. 11 درصد ازدواج دائم، 42 درصد مجرد، 39 درصد مطلقه و 4 درصد بیوه بودند.

وی درخصوص سطح تحصیلات زنان تن‌فروش گفت:‌ 6 درصد بیسواد و 14 درصد مدرک بالای دیپلم داشتند که این موضوع یک هشدار جدی است.

** مشتریان زنان تن‌فروش

این جامعه‌شناس درخصوص مشتریان زنان تن‌فروش بیان کرد:‌ اکثر این زنان گفته بودند که مشتریان هوس‌باز آنها بین سنین 30 تا 50 سال هستند و نیمی از آنها متأهل هستند، 25 درصد مشتریان مجرد، اغلب دارای تحصیلات عالی و‌ 80 درصد شاغل و جزو گروه‌های پردرآمد هستند.

شادی‌طلب درخصوص روش‌های جذب مشتری توسط زنان تن‌فروش افزود:‌ روش جذب آنها در ابتدا از کنار خیابان بود اما پس از مدتی فعالیت 42 درصد از طریق روابط اجتماعی، 22 درصد کنار خیابان و 25 درصد از طریق تماس تلفنی مشتریان خود را جذب می‌کردند. بسیاری از مشتریان این زنان را به خانه می‌بردند زمانی که همسرشان خانه نبوده است.

وی ادامه داد: تعداد مشتریان این زنان در طول هفته 9 نفر بود و عمده مشتریان از شمال و مرکز شهر بودند.

این جامعه‌شناس درخصوص آلودگی زنان تن‌فروش به ایدز گفت:‌ 75 درصد این زنان درباره ایدز اطلاعاتی ندارند و 68 درصد مجردها و 75 درصد از مطلقه‌ها هرگز آزمایش ایدز نداده‌اند

الهام چرخنده - می توانستم جای گوگوش را بگیرم



 مجموعه تلویزیونی "آوای باران” از جمله سریالهای سالیان اخیر تلویزیون بوده است که اقبال مخاطبان را موجب شده است.
 یکی از خبرسازترین بازیگران این سریال الهام چرخنده بازیگر کاراکتر "زیور” بوده است.
وی اخیرا در دانشگاه آزاد تبریز ادعا کرده که یک شبکه فارسی زبان ماهواره ای به او پیشنهادی ۶ میلیاردی برای بازی در نقش یک مانکن را داده و او نپذیرفته است.
این خانم {گلشیفته} آن قدر کوچک است که اسمش یادم نیستبنا به اطلاعات ارائه شده در "میانا” چرخنده درباره پیشنهادات خارجی اش به هنگام زندگی در خارج از ایران گفت: سینمای بالیوود در آن مقطع سراغ من آمد اصولا هم بانوی سینماگر ایرانی این چیزی که این خانمی ( گلشیفته ) که از بس کوچک است؛ اسمش هم یادم نیست و جدیدا در اروپا لباس های نامرئی می پوشد و عکسش روی جلد مجلات می رود و در فیلم افغانی هم لخت شده است؛ نیست.
پیشنهاد شش میلیاردی شبکه های ماهواره ایوی ادامه داد:  پنج شش سال پیش شبکه های ماهواره ای فارسی زبان مختلفی هم سراغ من آمدند و پیشنهاد حضور به عنوان نقش اول سریالی که مضمونش مربوط به یک خانم مانکن و چند نفر مرد عاشق و شیفته او بود را دادند و گفتند ۵-۶ میلیارد به تو می دهیم و بدون شک هر بازیگر دیگری بود؛ قبول می کرد.
می توانستم جای گوگوش را بگیرمچرخنده افزود: موقعیتی که من داشتم و می توانستم در بهترین سالن های خارج از کشور کنسرت بگذارم و بروم جای کسانی چون گوگوش بنشینم را نپذیرفتم .
این بازیگر خاطرنشان ساخت: موقعیتی بود که خیلی راحت وطن، شرف، باور و همه چیز خود را می توانستم بفروشم اما من به محض اینکه گفته می شد می توانم در ایران کار کنم دست دو فرزندم را گرفتم و برگشتم و همین برگشتن مایه اختلاف در زندگی مشترک من شد .
منبع روز نو








وطن امروز صالحی را «پدر سوخته» خواند!




نظر نیوز: حسین قدیانی در سر مقاله سراسر توهین روزنامه وطن امروز تحت عنوان “چه کسی بود صدا زد سیمان” تلویحا غیرت و مردانگی صالحی را زیر سوال برده و بعد صراحتا وی را به “پدرسوخته بازی” متهم کرده، بخش هایی از این نوشته در ادامه می آید:

– ما را باش فکر می‌کردیم بعضی از این دیپلمات‌ها اگر انقلابی نیستند لااقل با الفبای مردی و مردانگی حداقلی از مؤانست را دارند!

– در عالم سیاست نام چنین مواجهه‌ای دیگر «بچه ننر‌بازی» نیست، بلکه بی‌تعارف ذیل عنوان «پدرسوخته بازی» تعریف می‌شود

_-وای از آن روز که به حضرات احساسی و نازک‌طبع عرصه دیپلماسی از گل نازک‌تر گفته شود!

-من‌باب خیرخواهی توصیه می‌کنیم آقایان را که کمی بزرگ شوند!


متن کامل سرمقاله‌امروز روزنامه وطن امروز

حسین قدیانی: سیمان را نه این و آن؛ که توافق هسته‌ای وارد ادبیات سیاسی کشور کرد. براساس این توافق قرار است در قلب رآکتور اراک، سیمان ریخته شود. چه بسیار نخبه ایرانی که از خواب و خوراک خود زدند، شب‌ بیداری کشیدند و از قضا در اوج تحریم، برای صنعت هسته‌ای کشور، قلبی نوپا و سرزنده دست و پا کردند لیکن جناب صالحی و دیگر شرکای مافوق، تن به توافقی دادند که براساس آن باید قلب رآکتور اراک با سیمان پر شود. آنی خود را بگذارید جای آن نخبه وطن که عرق ریخت و خون داد تا قلب رآکتور اراک، سند مستندی باشد دال بر خودکفایی و خوداتکایی جوان ایرانی؛ حال باید علاوه بر شهید، شاهد شهادت قلب رآکتور اراک باشد، آن هم به دست توافق امثال ظریف و صالحی، و آن هم با سیمان! آنی خود را بگذارید جای آن متخصص صنعت هسته‌ای که مشخصا محل کارش رآکتور اراک بود! آنی خود را بگذارید جای زن و بچه یا مادر و پدر این متخصص! به راستی چه کسی خوشش می‌آید که ببیند با سیمان، محصول دسترنج قیمتی‌اش را پر کرده‌اند؟ شگفتا! سیمان فی‌الواقع قرار است درون قلب رآکتور اراک ریخته شود، یعنی در عالم واقعیت قرار است روی احساس و عواطف خانواده شهدای هسته‌ای و دیگر اندیشمندان این عرصه مهم و حیاتی سیمان ریخته شود، آن وقت جناب صالحی رگ گردن کلفت می‌کند! که چی؟ که نماینده مجلس مرا تهدید کرده! عجب!

سربازان خط مقدم دیپلماسی این همه «نازک‌نارنجی» بودند و ما نمی‌‌دانستیم؟! چطور دشمن هر روز، و متاثر از دست فرمان غلط دوستان دیپلمات، ایران و ایرانی را تهدید می‌کند،‌ رگ گردن آقایان اندک ورمی نمی‌کند لیکن به تهدید خودشان که می‌رسد، این همه حساس می‌شوند و احساسی؟! یعنی تهدید همه ایران، اندازه تهدید فلان دیپلمات، ارزش صرف غیرت ندارد؟! باورم هست اگر یک‌صدم این غیرتی که روی خودشان داشتند، روی مملکت هم می‌داشتند، دیگر توافق هسته‌ای این همه دل‌بخواه دشمن از آب درنمی‌آمد. همچین قپی در می‌کنند که نماینده مجلس مرا تهدید کرده کأنه نماینده مذکور با کارد سلاخی بالای سرش ایستاده! خجالت هم چیز خوبی است! ما را باش فکر می‌کردیم بعضی از این دیپلمات‌ها اگر انقلابی نیستند لااقل با الفبای مردی و مردانگی حداقلی از مؤانست را دارند! هم‌الان یادم آمد روزگار کودکی را، و نه حتی دبستان که آمادگی و مهد کودک! آنجا و آن روزها اگر پسربچه‌ای در مواجهه با یک تهدید همکلاسی خود، قیصریه را می‌خواست به آتش بکشد، همه به آن همکلاسی نازک‌نارنجی می‌گفتند: «بچه ننر!» و بعد ادامه می‌دادند: «حالا این یه حرفی زد! تو چقدر بچه‌ای؟» صد البته در عالم سیاست نام چنین مواجهه‌ای دیگر «بچه ننر‌ بازی» نیست، بلکه بی‌تعارف ذیل عنوان «پدرسوخته بازی» تعریف می‌شود! چطور مافوق همین دیپلمات، و در بدترین اتهام ممکن، منتقد خود را «حواله به جهنم» می‌دهد، تهدیدی رخ نداده اما وای از آن روز که به حضرات احساسی و نازک‌طبع عرصه دیپلماسی از گل نازک‌تر گفته شود!

آری! همه به یاد دارند که رئیس قوه مجریه، باری پیش از این جمله اصحاب نقد را حواله به جهنم داد! ما هم می‌خواستیم مثل آقای صالحی ‌بازی درآوریم، باید می‌نوشتیم که اولا صرف این حواله دادن به جهنم یعنی تهدید به قتل جمیع جماعت منتقد! و ثانیا یعنی مشخص کردن جایگاه ابدی کشته‌شدگان، آن‌هم در جهنم! جز این است؟ و این درحالی است که نماینده مجلس، برای حرف خود، کلی اما و اگر گذاشته، بی‌آنکه اشاره به جهنم رفتن آقای صالحی بعد از مرگ کذایی داشته باشد! درجه آخر و من‌باب خیرخواهی توصیه می‌کنیم آقایان را که کمی بزرگ شوند! عاقبت، چنین توافقی، تنها و تنها محصول درشت‌خویی با هموطن و نرم‌خویی با اجنبی است.

آقایان! هیأت متوسلین به کدخدا زده‌اید، اشکالی ندارد. می‌نویسیم پای لیاقت‌تان که تدبیر اقتصادی را به‌جای همت جوان ایرانی، تقاضا از دشمن می‌کنید اما می‌خواهید به کدخدا توسل کنید، خب! توسل کنید! دیگر چرا برای نمایندگان ملت خودتان ‌بازی درمی‌آورید؟!