Monday, September 21, 2015

دستمال گردن های کمپانی نیمانی






معلمان از اول مهر یک هفته سیاه می پوشند



متن پیام  شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور، به مناسبت آغاز سال تحصیلی نو چنین است: 
به نام خداوند جان و خرد
دانش آموزان عزيز ، اولیای گرامی !

رسم مالوف آن است که آغاز بهار تعلیم و تربیت را به شما شاد باش بگوییم، اما چه کنیم که شروع سال تحصیلی جدید با زندانی شدن تعدادی از بهترین و دلسوزترین معلمان ایران آقایان بهشتی،باغانی، عبدی، نیک نژاد، بهلولی و هاشمی و صدور حکم ظالمانه ی سه سال حبس مجدد برای آقای رسول بداقی پیوند خورده است.

این رویدادهای ناگوار کام معلمان کشور را تلخ و خاطر آنها را آزرده و انگیزه های آنها را فرو کاسته است.

امروز معلمان بی انگیزه اند و دلسرد! دلسرد از دولتی که قرار بود امنیت فرهنگی را جایگزین فرهنگ امنیتی کند اما با تلاش معلمان برای بهبود معیشت و پیگیری مطالباتشان برخوردی امنیتی داشت.

دلسرد از دولتی که با وعده ی رفع تبعیض و بهبود وضعیت اقتصادی، آرای ملت را دریافت نمود اما پس از گذشت دوسال، به دلیل همتراز نکردن افزایش حقوق با نرخ رشد تورم ، عملا فشار اقتصادی بیشتری را بر فرهنگیان تحمیل نموده است.

دولتی که همواره سعی داشته است با خصوصی سازی ، افزودن بر تراکم دانش آموزان در کلاس های درس و محروم کردن فرزندان این مرز و بوم از حق تحصیل رایگان و با کیفیت ، بر مشکلات اقتصادی اش فائق آید.

ما این سیاست های نادرست را عامل مشکلات خود می دانیم و مجدانه خواهان توقف آن هستيم.

آموزش و پرورش ایران ، در شرایطی به استقبال ماه مهر می رود که هفت ماه از اولین اعتراض معلمان در اسفند سال پیش می گذرد اما تنگناها همچنان رو به افزایش است. 
مشکلات معیشتی، شرایط کاری نامناسب و رهاشدن آموزش و پرورش ، معلمان را وادار نمود تا با تکیه بر شیوه های قانونمند از طریق تشکل های صنفی به عنوان نهادهای مورد اعتماد ، مستقل ، معتدل و غیرسیاسی به پیگیری مطالبات شان در چارچوب قانون بپردازند؛ به این امید که با رساندن صدای خود به گوش مسؤلان بتوانند گرهی از مشکلات رو به افزایش آموزش و پرورش را بگشایند. ولی افسوس که نه تنها گرهی از مشکلات گشوده نشد ، بلکه ناملايمات گوناگونی بر آنان تحمیل گردید.

معلمان گمان می کردند با سردادن صدای اعتراض شان که تنها راه باقیمانده برای آنها بود ، خواهندتوانست از شدت مشکلات بکاهند و از نابودی خود در زیر بار فشارهای معیشتی جلوگیری کنند، اما نه تنها پاسخی منطقی از مسئولان دریافت نکردند بلکه با سریال بازداشت همکارانشان مواجه شدند.

ابتدا با تهدید فعالان صنفی توسط حراست های آموزش و پرورش و احضار آنها به نهادهای امنیتی سعی شد به اعتراضاتشان پایان داده شود. 
سپس این سریال با بازداشت آقایان هاشمی و باغانی و پس از آن با زندانی کردن اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان تهران ادامه پیدا کرد. در ادامه ی این جریان مستمر، در شهریور ماه آقایان نیک نژاد، بهلولی و بهشتی، سه تن دیگر از فعالان کانون صنفی معلمان تهران نیز بازداشت شدند تا نمکی بر زخم های ناسور جامعه ی فرهنگیان پاشیده شود.

افزون بر این موارد ، در حالی که انتظار می رفت رسول بداقي دیگر معلم زندانی در سیزدهم مرداد ۹۴ با اتمام شش سال حبس مستمر و بدون مرخصی ، آزاد شود ، بازداشت غیرقانونیِ او با تشکیل پرونده ای جدید و صدور حکم محکومیت سه ساله برای ایشان ادامه یافت تا بر آتش التهاب و خشم معلمان نسبت به وضعیت موجود افزوده شود.

بر این ها بیفزایید احضارهای اخیر تعداد قابل توجهی از همکاران درشهرهای کوچک و بزرگ کشور توسط حراست های آموزش و پرورش و فشار بر آنها برای عدم پی گیری خواسته های صنفی و تهدید آنان به روش های مختلف.

حال چگونه می توان از معلمان انتظار داشت که لب به اعتراض نگشایند در حالی که هیچ نهادی پاسخگوی خواسته های برحق آنان نیست؟ 
چگونه می توان از معلمانی که در پاسخ اعتراض شان به مشکلات معیشتی، با بازداشت کنشگران صنفی مواجه می شوند، انتظار داشت به وعده های مسئولان دل ببندند و به آنها اعتماد کنند؟ 
چگونه می توان از معلمانی که از انتظار برای آزادی رسول بداقی و ادامه ی بازداشت فراقانونی او خسته شده اند، انتظار سکوت داشت؟

جامعه فرهنگیان ، بازداشت نمایندگان قانونی خود را که اقدامی جز پیگیری مطالبات صنفی معلمان و بیان نارضایتی آنان، انجام نداده اند، محکوم می کند و با تاکید برحق اعتراض و حق فعالیتِ قانونی کانون های صنفی ،خواهان پایان دادن به ادامه ی بازداشت های غیرقانونی معلمان هستند.

جامعه ی معلمان با مخاطب قراردادن نهادهای مسئول اعم از دولت، مجلس ، قوه ی قضائیه، و نهادهای امنیتی ، خواسته های خود را به این شرح اعلام می دارد :

-آزادی هرچه سریعتر همکاران زندانی آقایان بداقی، عبدی، بهشتی، باغانی ، نیک نژاد، بهلولی و هاشمی که گناهشان فقط و فقط نمایندگی معلمان در مطالبه ی خواسته های برحق و قانونیِ صنفی

است.

- پاسخ به مشکلات صنفی معلمان از جمله رفع تبعیض های ناعادلانه میان حقوق و مزایای معلما ن شاغل و بازنشستگان فراموش شده با حوزه ی ستادی و سایر ادارات دولتی.

- تامین عدالت آموزشی و امکانات روزآمد برای دانش آموزان سراسر کشور و پایان دادن به خصوصی سازی مراکز آموزشی.

- پرهیز از احضارها و تهدیدهای غیرقانونی و سریالی معلمان و اجتناب از امنيتي کردن فضای کار و فعالیت ایشان توسط نهادهای امنیتی دولتی و فرادولتي.

- به رسمیت شناختن حق داشتن تشکل برای معلمان و پایان دادن به اعمال فشار بر کانون های صنفی.

جامعه ی فرهنگیان به مراکز قدرت اعلام می کند ، اعمال فشار ، تهدید ، بازداشت و حبس های دنباله دارِ اخیر، منجر به عدم پیگیري خواسته های عدالت خواهانه توسط معلمان کشور نخواهد شد و رفع تبعیض های ناروا در خصوص حقوق و مزایای فرهنگيان شاغل و بازنشسته با سایر کارکنان دولت ، خواسته ی تغییرناپذیر جامعه فرهنگیان کشور بوده و خواهد بود.

شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور اعلام می دارد چنانچه تا پایان شهریور اقدام مثبتی در ارتباط با آزادی همکاران دربند صورت نگیرد، این شورا توان و مسئولیت پاسخگویی به جو ملتهب ایجاد شده و کنترل اعتراضات خودجوش احتمالی معلمان را ندارد.

بدیهی است توقف اعتراضات صنفی معلمان در سایه ی رفع تبعیض و آزادی همه فعالان صنفی قابل تصور است. 
این شورا در اقدامی تعاملی و حداقلی برای نشان دادن حسن نیت خود و جلوگیری از آسیب به فرآیند آموزش و برای آن که شروع سال تحصیلی جدید برای دانش آموزان و اولیای آنها ناخوشایند نباشد، از همکاران خود درسراسر کشور می خواهد ضمن اهتمام بیشتر در پرداختن به وظایف شغلی خویش، در اعتراض به بازداشت و حبس همکاران عدالت خواه، در قدم اول به صورت منسجم، هماهنگ و سراسری، از تاریخ ۹۴/۷/۱ تا تاریخ ۹۴/۷/۸ با پوشش سیاه در کلاس های درس حاضر شوند و تلاش نمایند دانش آموزان را از علت اقدام خود آگاه نمایند. 
امید آنکه با درایت مسئولان و آزادی همکاران دربند ، ضرورتی برای اقدامات اعتراضی دیگر وجود نداشته باشد.

شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

شهریور 1394



تعقیب و گریز مردی برای نجات دادن همسرش از خودروی یک متجاوز در تهرانسر



راننده پراید سفید رنگی که قصد داشت با ربودن زن جوان او را مورد آزار و اذیت قرار دهد با هوشیاری همسر قربانی به دام افتاد. این مرد در بازجویی‌ها مدعی شده که تحت تاثیر مصرف شیشه دست به این کار زده است.


بیست و دوم شهریور ماه امسال بود که زن جوانی از خانه‌اش در منطقه تهرانسر خارج شد و به قصد رفتن به بولوار گل‌ها کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاد.

دقایقی بعد راننده یک پراید سفید رنگ پس از پرسیدن مقصد این زن 24 ساله او را سوار ماشین کرد. هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که زن جوان متوجه شد راننده، نقشه شومی در سر دارد . به همین خاطر با راننده درگیر شد. در حالی که این زن از راننده پراید می‌خواست که ماشین را متوقف کند و راننده هم از اینکار امتناع می کرد، شوهر این زن که جلوی مغازه اش در خیابان گل‌ها ایستاده بود این صحنه را دید.
همسر زن جوان با دیدن این صحنه با خودروی خود به تعقیب پراید سفید رنگ پرداخت اما راننده کماکان به مسیر خود ادامه می‌داد.
پس از طی مسافتی زن جوان که متوجه شده بود همسرش به دنبال اوست، در ماشین را باز کرده و با تهدید راننده، ترمز دستی ماشین را کشید.

پراید سفید رنگ پس از چرخش به دور خود به چند ماشین برخورد کرد و نهایت متوقف شد. مردمی که در آن محل حضور داشتند نیز با مرکز فوریت‌های پلیسی 110 تماس گرفته و ماجرا را اطلاع دادند.

با اعلام این خبر به ماموران کلانتری 150 تهرانسر، مراتب به بازپرس کشیک قتل دادسرای ناحیه 27 تهران گزارش شد. پس از آنکه پلیس موفق شد راننده پراید را دستگیر کند به دستور قاضی جمشید ایلخانی بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه امور جنایی، تحقیقات از این مرد آغاز شد.

راننده پراید در اولین بازجویی‌ها مدعی شد که متوجه حال خود نبوده و تحت تاثیر مصرف شیشه دست به این کار زده است. او به ماموران گفت: قبل از اینکه این خانم سوار ماشین من شود، زن دیگری را سوار کردم اما موفق به انجام این کار نشدم. زن دوم را که سوار کردم می‌خواستم بعد از تجاوز، پول‌هایش را هم بدزدم اما موفق نشدم.
بنابراین گزارش تحقیقات در باره این پرونده کماکان ادامه دارد .

منبع خبر آنلاین